با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
خط مقدم

دانلود و خرید کتاب خط مقدم

روایتی داستانی و مستند از تشکیل یگان موشکی ایران با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم

۴٫۸ از ۱۷۱ نظر
۴٫۸ از ۱۷۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب خط مقدم  نوشته  فائضه غفارحدادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب خط مقدم

در کتاب خط مقدم، نوشته فائضه غفار حدادی و محمدحسین پیکانی روایتی داستانی و مستند از تشکیل یگان موشکی ایران با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم می‌خوانید. این کتاب در  هفدهمین دورهٔ انتخاب بهترین کتاب دفاع‌مقدس، برگزیده شده است.

در این کتاب که نگارش آن بیش از یک سال طول کشیده است، مراحل تشکیل یگان موشکی ایران را از نقطه مبدا تا تشکیل خط‌های متعدد آن در جای‌جای ایران و منطقه خواهید خواند.

درباره کتاب خط مقدم 

شهید حسن طهرانی مقدم یکی از فرماندهان سپاه پاسداران بود که در جنگ ایران و عراق وظایف مهمی را بر عهده داشت. او در سال ۱۳۹۰ بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان مدرس از دنیا رفت. در این کتاب فائضه حداد مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها و اسناد مختلف را جمع‌آوری کرده تا برشی از زندگی شهید طهرانی مقدم را روایت کند. در این روایت مجموعه اقدامات حسن طهرانی مقدم در سال‌های ۶۳ تا ۶۵ برای تشکیل یگان موشکی را می‌خوانیم. 

 خواندن کتاب خط مقدم را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به کتاب‌های حوزه دفاع مقدس و تاریخ جنگ را به خواندن این کتاب دعوت می‌کنیم.

 بخشی از کتاب خط مقدم

جمعه جشن تشرین بود. داخل چمن زردشدهٔ زمین فوتبال یک زمین والیبال درست کرده بودند و صندلی‌هایی که در چندین ردیف دورش چیده بودند، از افراد گروهان‌ها و گردآان‌های تیپ ۱۵۵ و ۱۵۶ موشکی سوریه پر شده بود. جایگاه عریض و طویلی هم در قسمت بالای زمین برای سخنرانی درست کرده بودند که با گل‌های مصنوعی و عکس حافظ اسد و پرچم سوریه تزیین شده بود. پشت تریبون سخنران، یک ردیف مبل چیده شده بود که جایگاه فرماندهان بود. یک ردیف صندلی هم در پشت ردیف مبل گذاشته بودند که مخصوص مهمانان ویژه بود. حسن‌آقا بر روی یکی از مبل‌های ردیف اول مابین سرتیپ ترکی و سرلشکر عبدالقادر نشسته بود. بچه‌ها هم روی صندلی‌های ردیف دوم بودند. فرمانده یکی از گردان‌های موشکی پشت تریبون گزارش می‌داد. حسن‌آقا کم‌وبیش بعضی کلمه‌ها و موضوع صحبتش را می‌فهمید، ولی بیشتر حواسش به جمعیت دورتادور زمین و مخصوصاً روس‌ها بود. فقط هفت‌هشت نفر از روس‌ها در جشن شرکت کرده بودند که در ضلع بالا و گوشهٔ سمت راست زمین نشسته بودند. همگی لباس ارتش سوریه را پوشیده بودند. بدون درجه بودن لباسشان آن‌ها را از بقیهٔ جمعیت متمایز می‌کرد. رّد نگاهشان هم بیشتر از آنکه به سخنران برسد، روی ردیف دوم صندلی‌ها و بچه‌های ایرانی بود. هر کسی می‌توانست کنجکاوی را توی چهره‌شان ببیند.


نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۹۱)
دانا
۱۳۹۹/۰۳/۲۵

کسانی که می خواهند مفهوم توکل به خدا و توسل به اهلبیت را درک کنند می توانند از لابلای صفحه های این کتاب و سیره این شهید گرامی و بزرگوار به مفاهیم بلندی دست پیدا کنند. روحش شاد یادش گرامی

- بیشتر
شهید مریم فرهانیان
۱۳۹۹/۰۳/۲۷

یه کتاب از هر نظر فوق العاده! قلم عالی، محتوای عالی و مستند و موضوع جذاب. وقتی سختی های بچه های سپاه رو برای زدن یه موشک میخوندم، تازه می فهمیدم چقدر خدا به ما لطف داره که از قدرتای موشکی

- بیشتر
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۹/۰۱/۲۸

نام‌گذاری کتاب خیلی جالبه، کدام خط مقدم؟! خط مقدم تشکیل یگان موشکی یا خطی که سردار تهرانی مقدم در اون پیشرو هست، خط شهادت، خط اخلاق مداری و... جالبه که فصلهای کتاب هم با یک خط نام‌گذاری شده‌اند.😃 هم چنین طرح جلد

- بیشتر
کاربر ۱۵۴۶۰۶۴
۱۳۹۹/۰۲/۰۳

فکر میکردم زندگی نامه شهید مقدم هست ولی خیلی زود فهمیدم فشار کاری شهید مقدم مجالی برای زندگی خانوادگی برای ایشون نذاشته بود و این کتاب تنها یک برهه از فعالیت های موشکی شهیدو همکارانشون رو گفته ،مدام خودمو جای

- بیشتر
کتاب باز
۱۳۹۹/۰۷/۲۴

در صفحات پایانی و جملات آخر، نگهداشتن اشکها در اختیارم نبود، اشک غرور و شادی و شعف و ....

مهتاب
۱۳۹۸/۱۲/۱۱

خیلی عالی بود...اینکه فهمیدم برای رسیدن به توانایی بالایِ موشکی چه زحماتی کشیده شده خیلی برام دوست داشتنی و جذابه و البته آشنایی با شخصیتی مثل شهید تهرانی مقدم که تقریبا جز اسم چیزی ازشون نمیدونستم...پیشنهاد میدم حتما بخونیدش..

شهید حسن مقدم
۱۳۹۹/۰۳/۲۱

عالی هر ایرانی حتما باید این کتاب رو بخونه تا بدونه چرا و چطور الان امنیت داره

|قافیه باران|
۱۳۹۹/۰۹/۲۱

🏵 لحظه هاتون به خیر و نیکی 🔸در خوندن این کتاب لحظه ای شک نکنید... هر ایرانی حداقل یکبار میبایست مطالعه کنه..... تا هربار که خبری راجع به موشکهای ساخت کشور و قدرت نظامی مون میشنویم بدونیم چه مشقتهایی برای این موفقیت ها

- بیشتر
z__alef
۱۳۹۹/۰۹/۰۱

خط مقدم، سرگذشت دوسال از زندگی شهید حاج حسن طهرانی مقدم و تشکیل یگان موشکی سپاه است. داستان از جایی شروع می شود که حاج حسن در سپاه مسئول توپ خانه است، اما از آنجایی که دیگر توپ ها در برابر

- بیشتر
لیلا
۱۳۹۹/۰۸/۲۹

عالی

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۶۴)
سینی، سکه، سنگ، سنجد، ساعت، سالنامه و سیب‌زمینی، همهٔ چیزهایی بود که تا یک ربع مانده به تحویل سال توانسته بودند جور کنند. هنوز در حالت آماده‌باش کامل بودند. همه با لباس نظامی کامل داخل پادگان می‌گشتند و هنوز هم هر نوع مرخصی و تماس تلفنی ممنوع بود.
mohaddese
هر روزی که کار ما اینجا بیشتر طول بکشه و نتونیم برگردیم جواب موشک‌های عراق رو بدیم، آدم‌های بی‌گناه بیشتری شهید می‌شن. از طرفی ما باید حواسمون رو جمع کنیم و حتی یک کلمه از درس‌های گفته‌شده رو از دست ندیم، شاید نفهمیدن یک نکتهٔ کوچیک بعد از برگشت، بشه شاه‌کلید پرتاب و همه‌چی بر باد بره. اینجا خط مقدم ماست. فرض کنین که توی این سه ماه وسط عملیات و در خط مقدم هستین. باید به خودمون زحمت بدیم. باید چندموتوره کار کنیم که عملیاتمون پیروز بشه.
takhtary
شفیع‌زاده با چه وسواسی آن یک گلوله سهمیه روزانه را پرتاب می‌کرد. برای یک گلوله یک روز تمام از این سر خط تا آن سر خط می‌رفت و می‌آمد. از دیدگاه‌های مختلف دیدبانی می‌کرد تا عاقبت بتواند یک هدف مشخص و مهم پیدا کند و مطمئن باشد که ۱۰۰ درصد قرار است نابودش کند. در آن شرایط نه تنها خود حسن‌آقا که هیچ‌کدام از مسئولان سپاه هم تصور نمی‌کردند که روزی سپاه توپ و توپخانه و در کل سلاح سنگین داشته باشد
masoud
روزها آن‌قدر صمیمی بودند که خیلی‌ها نمی‌دانستند از این دو تا حسن‌آقا کدامشان فرمانده توپخانه است و کدام‌یک جانشینش. در عوض، شب‌ها که بچه‌ها دور قوری سیاه چای جمع می‌شدند، کل‌کل‌ها و سربه‌سر هم گذاشتن‌ها شروع می‌شد. حسن‌آقا استقلالی بود و شفیع‌زاده پرسپولیسی. هیچ‌کدام هیچ‌وقت کم نمی‌آوردند!
amir7osein
روال کار این‌طوری بود که همیشه ایران یک شب قبل از مقابله‌به‌مثل، جهت هشدار، گلوله‌های توپ منور شلیک می‌کرد تا مردم عراق شهر را ترک کنند.
mohammad
همهٔ هواپیماها و تجهیزات مدرن دنیا به‌لطف حامیان قدرتمند عراق در اختیار ارتش صدام بود و ایران پیچیده در تور تحریم‌ها حتی کوچک‌ترین وسایل جنگی مثل سیم خاردار را با چندین واسطه و به چند برابر قیمت می‌خرید. جنگ نابرابری بود.
takhtary
آتشی که در یک لحظه به پای ققنوس گرفت، خورشید را از نور کم‌جان خودش شرمنده کرد. اما در عین حال در برابر شعله امیدی که به دل بچه‌ها نازل شد، جرقه‌ای بیش نبود. ققنوسشان از خاکستر خیانت و دسیسه دوباره زنده شده بود و پرواز می‌کرد. صدای الله اکبر بچه‌ها بلند شد؛ آن‌قدر بلند که صدای مهیب موشک لابه‌لای آن گم شد. موشک عاشق از دره خارج شد و از ارتفاع خورشید هم بالاتر رفت. پیشانی حسن‌آقا روی خاک افتاد و پشت‌سرش بچه‌هایش به سجده افتادند. راه تازه‌ای مقابل دیدگانشان باز شده بود. راهی که انتهایش دیده نمی‌شد
محبوبه
اگه زنای ما این‌قدر حیا دارن که نمی‌تونن بدون روسری حتی بمیرن ببین خانوم زینب و دخترای امام حسین عصر عاشورا چی کشیدن؟ من که از بغل‌کردن بچه‌ای که از گرسنگی به حال مرگ افتاده بود، اون طور دلم می‌لرزید، ببین آقام امام حسین وقتی اصغرش رو گرفته بغلش چه حالی شده.
moti75rad
هیچ کاری نیست که با توکل به خدا آسان نشود.
mohammad
خیلی از مشکلات کاری و زندگی‌اش را در حین کوه‌نوردی برای خودش حلاجی کرده و راه‌حل پیدا کرده بود. کوهستان برایش آرامش دیگری داشت.
|قافیه باران|

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۵۲۸ صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۱/۲۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۸۵۷-۸۱-۵
تعداد صفحات۵۲۸صفحه
قیمت نسخه چاپی۶۵,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۷/۱۱/۲۴
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۸۵۷-۸۱-۵