معرفی و دانلود کتاب ایوب بلندی؛ به روایت شهلا غیاثوند همسر شهید (جلد سوم) + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ایوب بلندی؛ به روایت شهلا غیاثوند همسر شهید (جلد سوم)

کتاب ایوب بلندی؛ به روایت شهلا غیاثوند همسر شهید (جلد سوم)

۴.۴(از ۳۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
زینب عزیزمحمدی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس

قیمت:

۳۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب ایوب بلندی؛ به روایت شهلا غیاثوند همسر شهید (جلد سوم)

«ایوب بلندی به روایت شهلا غیاثوند، همسر شهید» جلد سوم از مجموعه «اینک شوکران» است که زندگی شهید فرزانه ایوب بلندی را از زبان همسرش روایت می‌کند. «اینک شوکران مجموعه‌ای» از مجموعه‌های انتشارات روایت فتح است که زندگی شهدای جانباز را از زبان همسرانشان روایت می‌کند. این اثر شش جلدی، نوشته‌هایی است، درباره مردانی که در سال‌های جنگ، زخمی شدند اما نرفتند. زخم‌ها ماندند تا سال‌ها بعد از جنگ و محملی شدند برای نماندنشان. «اینک شوکران»، برجسته است، پررنگ است، درست مثل همان کلمه‌هایی که وسط قهوه‌ای سوخته جلد، حک شده‌اند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب ایوب بلندی؛ به روایت شهلا غیاثوند همسر شهید (جلد سوم) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابایوب بلندی؛ به روایت شهلا غیاثوند همسر شهید (جلد سوم)
موضوعدفاع مقدس
نویسندهزینب عزیزمحمدی
انتشاراتانتشارات روایت فتح
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۷/۱۲/۱۳
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۷ مگابایت
تعداد صفحه‌ها۱۰۴ صفحه
قیمت کتاب۳۵۰۰۰ تومان
مجموعه و فروستاینک شوکران انتشارات روایت فتح

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

maryhzd
۱۳۹۸/۰۲/۱۵

خیلی دوستش داشتم این کتاب را. آشنایی اولم از شهید، از برنامه تلویزیون شروع شد و تا کتابش را دیدم فورا خریدمش... جالب اینجاست که بعد از چند سال یادم نبود که کتاب را قبلا خریده ام و همین یک...بیشتر

۰
z.s.gh.f
۱۳۹۸/۰۳/۰۴

خیلییییی قشنگه❤

۰
مریم
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۰۲

خدا این شهید عزیز رو رحمت کنه و همچنین پسر شهیدشون رو 😭😭😭 انشالله صبر بده به خانم غیاثوند این همسر و مادر شهید

۰
کاربر ۴۵۱۹۰۲
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۸/۲۳

موضوعش خیلی خوب بود و این همه ایثار و فدکاری رزمندگان عزیز باری است بسیار سنگین بر دوشمان انشالله که با لطف خدای مهربون شرمنده این عزیزان نباشیم اما به نظرم قلم نویسنده جذابیت لازم رو نداشت کتاب صوتی اش را گوش...بیشتر

۰
تهمینه
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۱۷

عالی

۰
میر مهنا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۷

خیلی با این کتاب گریه کردم پسر ایشون هم توی جنگ تحمیلی 12 روزه با اسرائیل خونخوار شهید شد شادی روحشون صلوات

۰
کاربر 8861786
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۷/۰۵

خود شهید دعوت می‌کند به مطالعه، ۴مهرماه سالگرد شهادت ایشان است

۰
زینب سادات صدری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۶

مستند نیمه پنهان و در رابطه با این شهید سالها پیش دیده بودم..اسم شون همیشه توی ذهنم بود ...چند روز پیش که عکس مزار پسر ایشون و دیدم و فهمیدم که پسرشون در جنگ ۱۲ روزه شهید شدن خیلی ناراحت...بیشتر

۰
niloofar
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۵/۱۷

لحظاتی قبل کتاب را تمام کردم. حال عجیبی دارم. چشمانم هنوز بارانی‌ست... ایوب بلندی، مرا با یک سؤال عمیییییق رو به رو کرد که ," من برای ایران چه کرده ام؟" چقدر شرمسارم ازینکه او و امثال او تمام زندگی‌شان را...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

چانه‌ام لرزید «ایوب‌جان چاقو را بده به من. آخر چرا این کار را می‌کنی؟» آقای نصیری رسید بالا، مچ ایوب را گرفت و فشار داد. ایوب داد زد «ولم کن. بذار این ترکش لعنتی را در بیاورم. تو را به خدا شهلا» بغضم ترکید. «بگذار برویم دکتر.» آقای نصیری دست ایوب را از سینه‌اش دور کرد. ایوب بیش‌تر تقلا کرد. «دارم می‌سوزم. به خدا خودم می‌توانم. می‌توانم درش بیاورم. شهلا، خسته‌ام کرده. تو را خسته کره.» بچه‌ها کنار هم ایستاده بودند و مثل من آرام اشک می‌ریختند. چاقو از دست ایوب افتاد. تنش می‌لرزید و قطره‌های اشک از گوشهٔ چشمش می‌چکید. قرصش را توی دهانش گذاشتم. لباس خونیش را عوض کردم. زخمش را پانسمان کردم و او را سر جایش خواباندم. به‌هوش آمد و زخم تازه‌اش را دید. پرسید این دیگر چیست؟ اشکم را پاک کردم و چیزی نگفتم. یادش نمی‌آمد و اگر برایش تعریف می‌کردم، خیلی از من و بچه‌ها خجالت می‌کشید.
رز سپید
۲۴
برای ایوب فرقی نمی‌کرد. او رفته بود همهٔ هستیش را یک جا بدهد و خدا ذره‌ذره از او می‌گرفت.
Sabha
۱
شهید علی تجلایی؛ نیمه پنهان ماه ۲۲تصویر جلد کتاب شهید علی تجلایی؛ نیمه پنهان ماه ۲۲
راضیه کریمی
محمدعلی رنجبر به روایت مرضیه کازرونی همسر شهید (جلد چهارم)تصویر جلد کتاب محمدعلی رنجبر به روایت مرضیه کازرونی همسر شهید (جلد چهارم)
زهره شریعتی
شهید مهدی باکری؛ نیمه پنهان ماه ۶تصویر جلد کتاب شهید مهدی باکری؛ نیمه پنهان ماه ۶
مریم برادران
شهید حمید باکری؛ نیمه پنهان ماه ۳تصویر جلد کتاب شهید حمید باکری؛ نیمه پنهان ماه ۳
حبیبه جعفریان
مصطفی طالبی؛ به روایت مژگان کشاورزیان همسر شهید (جلد دوم)تصویر جلد کتاب مصطفی طالبی؛ به روایت مژگان کشاورزیان همسر شهید (جلد دوم)
مرجان فولادوند
دلتنگ نباش؛ روح‌الله قربانی (مدافعان حرم ۱۴)تصویر جلد کتاب دلتنگ نباش؛ روح‌الله قربانی (مدافعان حرم ۱۴)
زینب مولایی
سعید جان‌بزرگی به روایت زهرا صبوری همسر شهید (جلد پنجم)تصویر جلد کتاب سعید جان‌بزرگی به روایت زهرا صبوری همسر شهید (جلد پنجم)
هاله عابدین
به مجنون گفتم زنده بمان؛ شهید محمد ابراهیم همتتصویر جلد کتاب به مجنون گفتم زنده بمان؛ شهید محمد ابراهیم همت
فرهاد خضری
بی تو پریشانمتصویر جلد کتاب بی تو پریشانم
زینب پاشاپور
شهید عبدالله میثمی؛ نیمه پنهان ماه ۱۱تصویر جلد کتاب شهید عبدالله میثمی؛ نیمه پنهان ماه ۱۱
زهرا رجبی متین
فانوس حرمتصویر جلد کتاب فانوس حرم
زینب شعبانی
جانا؛ محرم ترک (مدافعان حرم ۶)تصویر جلد کتاب جانا؛ محرم ترک (مدافعان حرم ۶)
منصوره قنادیان
بابایی به روایت همسر شهیدتصویر جلد کتاب بابایی به روایت همسر شهید
علی مرج
تو جای همه‌ی آرزوهایمتصویر جلد کتاب تو جای همه‌ی آرزوهایم
سمیه گنجی
رفیق مثل رسولتصویر جلد کتاب رفیق مثل رسول
شهلا پناهی
شبیه خودش؛ حامد جوانی (مدافعان حرم ۳)تصویر جلد کتاب شبیه خودش؛ حامد جوانی (مدافعان حرم ۳)
حسین شرفخانلو
زین الدین به روایت همسر شهیدتصویر جلد کتاب زین الدین به روایت همسر شهید
بابک واعظی
حسین شایسته‌فر به روایت راضیه بوباش همسر شهید (جلد ششم)تصویر جلد کتاب حسین شایسته‌فر به روایت راضیه بوباش همسر شهید (جلد ششم)
عالیه سادات حسینی
منوچهر مدق؛ به روایت فرشته ملکی همسر شهید (جلد اول)تصویر جلد کتاب منوچهر مدق؛ به روایت فرشته ملکی همسر شهید (جلد اول)
مریم برادران