
کتاب جنگل آتش گرفته بود و نمیدانست حلزون از کدام سوی بگریزد
۳٫۰
(۴)
خواندن نظراتمعرفی کتاب جنگل آتش گرفته بود و نمیدانست حلزون از کدام سوی بگریزد
«جنگل آتش گرفته بود و نمیدانست حلزون از کدام سوی بگریزد» مجموعه شعری از علی بلیغی، شاعر معاصر است. ویژگی خاص اشعار این شاعر تصویرپردازیهای بدیع است.
آن قرصهای لعنتی صورتی
دلم گرفته است و آشوب.
ماه به خانه آمده و
من نمیدانم
چرا تمام خانه را تاریکی فرا گرفته است؟
چرا اتاقم بوی نفت میدهد؟
و این قرصهای لعنتی
با جیغهای زن همسایه
گوربه گور شده است.
از مغزم صدای باد میآید
و از نبضم
هوای عصر جمعه،
دلم گرفته است و این تلاش بیهوده است.
مادر! مادر! مادر
انولا و راز زندگی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ایلیا اله یارزاده
او؛ برشی از زندگانی حضرت محمد (ص)سینا عباسی هولاسو
Build Up Your Vocabularyمجتبی حبیبی
اسید سولفوریکآملی نوتومب
چگونه خوشی و لذت را به زندگی مان بیاوریمدیو نورتن
خرده فروشی الکترونیکیبهناز خدایاری
دیپلماسی سازندگیهادی حق پرست
دانشنامه فلسفه استنفورد؛ نقد کانت بر متافیزیکمیشل گریر
اصول حقوقی در مدیریت کشاورزی و منابع طبیعیمنوچهر علیزاده نیا

نظرات کاربران
«چه تلخکامگیست زیستن در میان مردگانی که فکر میکنند زندهاند اما زندگی نمیکنند.»
به نظرم شعرها عالی بودند و بسیار با احساس
مجموعه شعر نو. زیبا و غم انگیز و تسلی بخش، اگر عاشقی باشی وقتی بخونی شعری رو پیدا خواهی کرد که انگار از زبون تو هم گفته شده. من دوستش داشتم، فقط کاش pdf نبود که بشه یادداشتها رو به اشتراک
از شعر های کتاب لذت نبردم به نظرم لحن شاعر تلخ بود