با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
رونوشتی به خدا

دانلود و خرید کتاب رونوشتی به خدا

۴٫۹ از ۷ نظر
۴٫۹ از ۷ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب رونوشتی به خدا  نوشته  آذر همتی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب رونوشتی به خدا

«رونوشتی به خدا» گزیده‌ای از خاطرات دانشجوی جهادگر و بخش‌دار شهید، بهزاد همتی به قلم آذر همتی است. بهزاد همتی یکی از ۱۷ هزار شهید ترور در دهه ۶۰ است که در جریان درگیری با گروهک‌های ضد انقلاب در غرب کشور به شهادت رسید.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۴)
عطش پرواز
۱۳۹۸/۰۱/۱۲

بنام حضرت دوست .... کتاب خوبیست و امیدوارم روزی بشود که ما هم به درجه ی اخلاص شهیدان ، نزدیک شویم.یاد آهنگ حامد زمانی افتادم که میگه : {ستاره ها رفتنو نوبت ماست}. ستاره های روی زمینمان رفتند ، محسن

- بیشتر
سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۵/۱۹

کتاب هفتاد و دوم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی خواندن خاطرات مربوط به شهدا ، مخصوصا شهدایی که‌ توسط منافقین یا گروهک های ضدانقلاب غرب کشور به شهادت رسیدند، همیشه شیرین و جذاب و البته غم انگیز است . روحشان

- بیشتر
کتابخوان🤓
۱۳۹۸/۰۱/۰۸

عالـــــــی بود... کاش انقدر زود تموم نمیشد

اللهم عجل لولیک الفرج
۱۳۹۹/۰۱/۰۲

هزاران شهید ترور در کشور شامل این آیه‌ی شریفه می‌شوند که "بای ذنب قتلت "؟! شهدایی که بسیار مظلومانه و فقط به جرم خدمت و انقلابی‌گری و سرباز خمینی بودن به شهادت رسیدند. امید که همه‌ی مسئولین نظام مانند این شهید بزرگوار، خود

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۴۸)
یک روز خبر آوردند که جنازهٔ شهید بهزاد در چاله‌ای اطراف شهر پیدا شده است. به محل موردنظر رفتیم. بیم داشتیم که از جنازه به‌عنوان تله انفجاری استفاده کرده باشند و به‌محض برداشتن جنازه، چند نفر دیگر هم شهید و مجروح شوند. یکی از دوستان گفت شما بروید کنار و فاصله بگیرید من جنازه را می‌آورم. درواقع آن دوستمان حاضر شد خودش را فدا کند. ولی خوشبختانه تله و مین در کار نبود. جنازه را که بیرون آورد، دیدیم گلویش را به رگبار گرفته‌اند و انگار جای سوختگی هم روی گردنش بود. ظاهر جنازه گویای این بود که بهزاد با آن‌ها درگیر شده چون ناخن‌هایش شکسته بود. آن دست ظریف و آن قامت کشیده و زیبایش، بادکرده بود. معلوم می‌شد خیلی شکنجه‌اش کرده‌اند. یادم آمد که همیشه به من می‌گفت مواظب باش اسیر نشوی، اگر اسیر شوی حتماً تو را آن‌قدر شکنجه می‌کنند تا اطلاعات موردنیازشان را لو دهی.
سیّد جواد
پس از تشییع‌جنازهٔ باشکوهی که در کرمانشاه برای بهزاد برگزار شد، پدرم بر فراز قبر فرزند شهیدش ایستاد و اعلام کرد: من پنج پسر دیگر دارم که همگی را مانند بهزاد تقدیم امام خمینی و انقلاب اسلامی خواهم کرد
عطش پرواز
آثار شکنجه روی بدن بهزاد، گواه عمق کینهٔ ضدانقلاب از این یار و سرباز وفادار امام بود. نمی‌دانم او را چگونه شکنجه داده بودند که پوست شکمش کنده‌شده و پنجه‌هایش از شدت درد، جمع شده بود؟! حنجرهٔ بریدهٔ بهزاد با من از نامردی‌ها و پلیدی‌های دشمن سخن‌ها گفت.
سیّد جواد
خرداد سال ۱۳۶۱ به پیشنهاد خانواده، دختر یکی از آشنایان برای ازدواج به بهزاد معرفی و قرار مراسم عقد برای چند روز بعد گذاشته شد ولی درست در روز عقد، جنازهٔ بهزاد به کرمانشاه آمد.
سیّد جواد
بهزاد مسئول جهاد سازندگی بود ولی صندلی او همیشه خالی بود. به او می‌گفتم شما باید روی صندلی خودتان بنشینید و ریاست کنید، می‌گفت اینجا همه مسئولیم و فقط باید کارکنیم.
سیّد جواد
جنگیدن با دشمنی که مقابل تو ایستاده و علناً اعلان‌جنگ نموده، متفاوت است با جنگیدن با کسانی که به‌ظاهر هم‌وطن تو محسوب می‌شوند و به نام آزادی و دمکراسی، می‌خواهند آزادی را در پای دمکراسی ذبح کنند.
سیّد جواد
بهزاد معتقد بود باید صف مردم را از صف ضدانقلاب جدا کنیم. اگر رفتار ما باعث شود در مردم یأس و ناامیدی نسبت به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایجاد شود، ما در گناهان آن‌ها شریک هستیم.
سیّد جواد
ما را به هم محرم کردند و صیغه عقد غیررسمی بین من که داماد ۱۶ ساله بودم و عروس خانم که دختری ۱۴ ساله بود، جاری شد.
سیّد جواد
در کار او مرخصی رفتن معنا نداشت
عطش پرواز
۱۷ هزار شهید ترور در کشور شامل این آیهٔ شریفه می‌شوند که «بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟!»
m. s

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۷/۰۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۸۵۷-۰۱-۳
تعداد صفحات۶۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۱۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۷/۰۲
شابک۹۷۸-۶۰۰-۸۸۵۷-۰۱-۳