معرفی و دانلود کتاب رونوشتی به خدا + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب رونوشتی به خدا

کتاب رونوشتی به خدا

۴.۹(از ۸ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
آذر همتی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
دفاع مقدس، خاطرات

قیمت:

۱۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب رونوشتی به خدا

«رونوشتی به خدا» گزیده‌ای از خاطرات دانشجوی جهادگر و بخش‌دار شهید، بهزاد همتی به قلم آذر همتی است. بهزاد همتی یکی از ۱۷ هزار شهید ترور در دهه ۶۰ است که در جریان درگیری با گروهک‌های ضد انقلاب در غرب کشور به شهادت رسید.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب رونوشتی به خدا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابرونوشتی به خدا
موضوعدفاع مقدس، خاطرات
نویسندهآذر همتی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۶/۰۷/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۰۴ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۸۸۵۷۰۱۳
تعداد صفحه‌ها۶۴ صفحه
قیمت کتاب۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۵/۱۹

کتاب هفتاد و دوم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی خواندن خاطرات مربوط به شهدا ، مخصوصا شهدایی که‌ توسط منافقین یا گروهک های ضدانقلاب غرب کشور به شهادت رسیدند، همیشه شیرین و جذاب و البته غم انگیز است . روحشان...بیشتر

۳
کتابخوان🤓
۱۳۹۸/۰۱/۰۸

عالـــــــی بود... کاش انقدر زود تموم نمیشد

۰
سیدعلی فرمانده ام
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۱۱

عاشقان شهدا بخونید💓کتاب اصلا حاشیه نرفته بود و یک راست میرفت سراغ خاطرات شهید راهشان پر رهرو🤲🏻🌺

۰

بریده‌هایی از کتاب

آثار شکنجه روی بدن بهزاد، گواه عمق کینهٔ ضدانقلاب از این یار و سرباز وفادار امام بود. نمی‌دانم او را چگونه شکنجه داده بودند که پوست شکمش کنده‌شده و پنجه‌هایش از شدت درد، جمع شده بود؟! حنجرهٔ بریدهٔ بهزاد با من از نامردی‌ها و پلیدی‌های دشمن سخن‌ها گفت.
سیّد جواد
۱۱
خرداد سال ۱۳۶۱ به پیشنهاد خانواده، دختر یکی از آشنایان برای ازدواج به بهزاد معرفی و قرار مراسم عقد برای چند روز بعد گذاشته شد ولی درست در روز عقد، جنازهٔ بهزاد به کرمانشاه آمد.
سیّد جواد
۱۰
بهزاد مسئول جهاد سازندگی بود ولی صندلی او همیشه خالی بود. به او می‌گفتم شما باید روی صندلی خودتان بنشینید و ریاست کنید، می‌گفت اینجا همه مسئولیم و فقط باید کارکنیم.
سیّد جواد
۱۰
همان‌طور که در گلزار شهدا قدم می‌زدیم، به قبر شهید وحید بروجردی رسیدیم که یک قبر خالی کنارش بود. بهزاد آنجا انگار پایش لرزید، توقف کرد و گفت حس خاصی دارم. بعدها که به شهادت رسید، با تعجب دیدم که در همان قبر خالی خاکش کردند.
سیدعلی فرمانده ام
۷
۱۷ هزار شهید ترور در کشور شامل این آیهٔ شریفه می‌شوند که «بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟!»
m. s
۵
پس از تشییع‌جنازهٔ باشکوهی که در کرمانشاه برای بهزاد برگزار شد، پدرم بر فراز قبر فرزند شهیدش ایستاد و اعلام کرد: من پنج پسر دیگر دارم که همگی را مانند بهزاد تقدیم امام خمینی و انقلاب اسلامی خواهم کرد و دشمن بداند ما در هیچ شرایطی دست از اسلام عزیز و انقلاب اسلامی و امام بر نخواهیم داشت.
کتابخوان🤓
۲
صداقت، صمیمیت و اخلاق حسنهٔ بهزاد، باعث شده بود که بچه‌ها مایل باشند نماز را به امامت او به جماعت بخوانند؛ اما تواضع و فروتنی بهزاد مانع می‌شد و معمولاً در محلی به نماز می‌ایستاد که کسی نتواند پشت سرش بایستد و به او اقتدا کند.
کتابخوان🤓
۲
هر چه اصرار می‌کردیم که بهزاد امامت نمازگزاران را به عهده بگیرد، امتناع می‌کرد و در عوض سیّد هاشم هدایتی را که از برادران اهل سنت بود، جلو می‌انداخت تا پیش‌نماز شود و این‌گونه روی وحدت نیروها تأکید می‌کرد.
کتابخوان🤓
۲
رفتار بهزاد با نوجوانان شهر، بعدها به‌عنوان روشی موفق مورداستفادهٔ دوستان در آموزش‌وپرورش قرار گرفت.
کتابخوان🤓
۲
آثار شکنجه روی بدن بهزاد، گواه عمق کینهٔ ضدانقلاب از این یار و سرباز وفادار امام بود. نمی‌دانم او را چگونه شکنجه داده بودند که پوست شکمش کنده‌شده و پنجه‌هایش از شدت درد، جمع شده بود؟! حنجرهٔ بریدهٔ بهزاد با من از نامردی‌ها و پلیدی‌های دشمن سخن‌ها گفت.
کتابخوان🤓
۱