معرفی و دانلود کتاب از حاج ابراهیم تا خان طومان + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب از حاج ابراهیم تا خان طومان
off
٪۴۰

کتاب از حاج ابراهیم تا خان طومان

۴.۸(از ۲۳ امتیاز)
نوع کتاب

۳۰,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۱۸,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب از حاج ابراهیم تا خان طومان

«از حاج ابراهیم تا خان‌طومان» خاطراتی خواندنی به‌صورت داستانی از رشادت شهدای لشکر ۲۵ کربلا درارتفاعات حاج ابراهیم و مبارزه با ضد انقلاب و سپس شرکت در جنگ سوریه و دفاع از حرم اهل بیت سلام الله علیها است. این شهدا را فقط یک کلمه و آن هم دفاع از اسلام گردهم آورد و با این صمیمت و قول و قرارهایی که با هم گذاشتند پس ازماه‌ها دفاع در ارتفاعات سخت حاج ابراهیم همگی با هم عزم سفر کردند و در جنگ سوریه شرکت و همگی در کنار هم به فیض شهادت نائل شدند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب از حاج ابراهیم تا خان طومان و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتاباز حاج ابراهیم تا خان طومان
موضوعدفاع مقدس، خاطرات
نویسندهعبدالرضا هاشمی ارسنجانی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۵/۰۷/۰۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲۵.۱۷ مگابایت
شابک‏‫‬‭۹۷۸۶۰۰۸۲۰۰۶۰۴
تعداد صفحه‌ها۵۸۴ صفحه
قیمت کتاب۱۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ساجده
۱۳۹۸/۰۵/۱۰

در باغ ِشهادت بازِ باز است... واقعا ادم با خوندن این کتاب شرمنده میشه از زندگیش .اینکه دغدغه های شهدای ما چی بودند و دغدغه های ماچی هستند...اونها چقدر خوب و پاک زندگی میکردند وما ... شهدا که رفتند و حالا خانواده...بیشتر

۱
قاصدک
۱۳۹۷/۰۸/۱۴

سلام باعث افتخاره ک سعادت خوندن این کتابوپیداکردم چون بشدت مشتاق شناخت این شهدای مظلوم استانم هستم شهدایی ک خیلی کم ازشون یادشدومظلومانه وگمنام شهیدشدند..ازنویسنده این کتاب وتمام دست اندرکاران تشکرمیکنم توصیه میکنم همه این کتابوبخونن واگرمی خوان مدیون خون شهدانباشن...بیشتر

۰
مسافر
۱۳۹۷/۰۷/۱۳

چه کتاب خوب و قشنگ و مفیدی...دست طاقچه درد نکنه، اگه شما هم مثل من درباره سوریه و مدافعان حرم سوال دارین این خاطره های جالبو بخونید

۰
میمْ؛ مثلِ مَنْ
۱۳۹۸/۰۲/۲۷

بخش اول کتاب خاطرات حضور نویسنده بین سربازها و پاسدارها در یکی از مناطق مرزی است. شرایط به شدت سختی که حتی برای تامین آب به مشکل میخورند و باید با سختی یخ آب کنند یا برای تهیه آذوقه از...بیشتر

۰
سياه مشق
۱۳۹۸/۰۱/۰۸

نکات زیبا. روحیه های فی الواقع بسیجی و ناگفته های بسیاری را در این کتاب خواندم . خداوند همه مشتاقان را در زمره شهیدان قرار دهد

۰
میر مهنا
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۵/۳۰

عالی بود عالی حتما باید بخونیدش

۰
ali
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۷/۰۷

نویسنده که از قضا روحانی هم هست، از همان دست روحانیونی است که میتونن در جامعه امروزی کارآمد باشند، خاکی، خودمانی، خارج از چهارچوب و رسمیت، راحت با بزرگ و کوچک، از جنس مردم و ... همین راحت بودن نویسنده با...بیشتر

۰
کاربر ۵۵۳۱۹۱۷
۱۴۰۲/۰۳/۲۰

عالی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

«عالم همه در طواف عشق است و دایر مدار این طواف حسین (ع) است.
Mohaddese
۱۹
بیا سید جان! این را بگیر، شما پلاکت را همراه داشته باش، من شهید گمنام بشوم بهتر است، آخر آرام گرفتن در مرقد شهدای گمنام، باحال‌تر است. اگر این‌گونه شود، همهٔ مردم ایران، حکم خانوادهٔ آدم را پیدا می‌کنند.
Mohaddese
۱۶
از آن به بعد هر وقت می‌روم هیأت، یا نماز می‌خوانم یاد حرف حسین می‌افتم: «نکند این‌ها لقلقهٔ زبان باشد؟!»
Mohaddese
۱۶
محمد تقی جان! تو هنوز خیلی جوانی. اسلام و مسلمین خیلی به وجودت نیاز دارند. از خدا می‌خواهم شما و امثال شما را برای حفظ و عظمت اسلام نگه دارد. - داری نفرین می‌کنی یا دعا؟ این منم که به اسلام احتیاج دارم. این منم که خون توی رگ‌هایم سنگینی می‌کند و دلم می‌خواهد تا تر و تازه است، برای حفظ دین و ناموسم خرجش کنم. اگر خون من ریخته نشود من می‌میرم، وقتی هم بمیرم، هر کسی به بدنم دست بکشد نجس می‌شود و نیاز به غسل مس میت پیدا می‌کند. دعا کن با ریخته شدن خونم، طاهر بشوم. دعا کن، دعا کن سید جان. تو را به جدت دعا کن...
میمْ؛ مثلِ مَنْ
۱۴
ابومیثم که بزرگترشان به حساب می‌آمد و فارسی را با لهجهٔ غلیظ عربی حرف می‌زد روبرویم نشسته بود. از او پرسیدم: سید حسن نصرالله را چقدر قبول دارید؟ چشم‌هایش را به علامت این‌که چه سوالی است که می‌پرسی گرد کرد و گفت: وقتی می‌گوید جلوی تیر بایست می‌ایستیم، می‌بینی که. - لحظاتی سکوت کردم و پرسیدم: نظرتان دربارهٔ رهبر ما، سید علی خامنه‌ای (مدظله العالی) چیست؟ گویی به او برخورده باشد که گفته‌ام رهبر ما، ابروهایش را گره زد، پیچی به حنجره‌اش داد تا تن صدایش از آن که بود هم کلفت‌تر شود و گفت: اگر بگوید سر سید حسن نصرالله را برایم بیاورید بی‌درنگ می‌بریم. حالا بگو ببینم ایشان امام شماست یا ما؟! - از ابهت و صلابتی که در کلامش بود بر خودم لرزیدم. دستم را به علامت تسلیم بالا بردم و گفتم: من تسلیم، یک وقت سر مرا نبری هر کاری دلت می‌خواهد بکن.
میمْ؛ مثلِ مَنْ
۱۲
شبی در خواب روح‌الله را دیدم دارد به سمتی می‌رود. هر چه دنبالش می‌رفتم نمی‌رسیدم. وقتی از خواب بیدار شدم فهمیدم روح‌الله رفتنی است. خبر شهادتش که رسید، دلم به درد آمد و با خودم گفتم: چقدر زود پسرم ما را تنها گذاشت. روح‌الله پاسخ این حرفم را در وصیت‌نامه‌اش داده بود. وصیت‌نامه‌اش را که باز کردم نوشته بود: «...من در محضر خداوند و امام حسین (ع) شرمنده‌ام که چرا یک بار برایشان جان می‌دهم و چقدر دیر.» در پایان هم نوشته بود: «خداحافظ، ما خوشحال رفتیم.» با خواندن وصیت‌نامه دلم آرام شد.
میمْ؛ مثلِ مَنْ
۱۰
«...این دنیا با تمام زیبایی‌هایش محل گذر است نه وقت ماندن. همه بایستی برویم. دیر یا زود فرقی نمی‌کند. چه بهتر که زیبا برویم. ما - مدافعان حرم- خود نمی‌رویم، گویی صدایمان می‌زنند. قلبمان پایمان را به حرکت وامی‌دارد. آیا جز این است که دختر علی (ع) و سه سالهٔ امام حسین (ع) بر روی اسم ما مهر شهادت زده‌اند. من جوابی جز این ندارم که خون ما رنگین‌تر از قاسم و اکبر حسین (ع) نیست.
میمْ؛ مثلِ مَنْ
۸
«تضعیف، جنایت است. و توجیه حماقت و تکمیل رسالت ماست.»
میمْ؛ مثلِ مَنْ
۶
سوال من این است که با همهٔ این شرایط، چگونه جرأت کردی راه بیفتی، فکر نکردی ممکن است نرسی و یخ بزنی؟! با لهجهٔ شیرین آذری و چهره‌ای که سادگی و صداقت از آن می‌بارید گفت: - در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی.
Husain Gh
۶
دائما سوره‌های انبیاء و صافات را تلاوت می‌کردم، تا ذهن کودکم، از همان دوران جنینی، سیر حرکتی انبیاء را با من زمزمه کند و با انبیائی که قرار است در آینده، او را به سمت هدفی که برای آن خلق شده هدایت کنند، آشنا شود.
محمدحسن
۶