در کتاب «اثر دریاچهای» اِرین مِکِیهَن با پسر آمریکایی هیجده سالهای به نام هنری آشنا خواهید شد که در یک رستوران کار میکند. او ظاهرا پسری جذاب با لبخندی زیباست یا دست کم خودش این طور فکر میکند: در طول سالها توی این لبخند مهارت پیدا کردم و چند تا لبخند دیگه هم یاد گرفتم. مخصوصاً وقتی توی باشگاه کار میکردم. او دوست دختری به اسم تیلور دارد که باهم بیرون میروند. رفته رفته صمیمیتر میشوند و پس از یک دوره دوستی رابطهشان بهممی خورد. در کنار این داستان، هنری وقایع خانه و مدرسه و جمعهای دوستانه با همکلاسی هایش را تعریف میکند و از جامعه نوجوانان امریکایی و دغدغههای آنان تصویر خوبی به خواننده میدهد:
مهمونی شبانهی سال آخریها ساعت ده شروع میشد. وقتی دوش گرفتنم تموم شد و شلوار جین پوشیدم تقریباً ساعت نه بود. بعد یه تیشرت پوشیدم. یه تیشرت آبی و رنگ و رو رفته که پشتش علامت دانشگاه میشیگان بود. تیلور همیشه میگفت وقتی این تیشرت رو میپوشم ناراحت میشه، چون یادش میآورد دیگه قرار نیست پاییز توی یه مدرسه باشیم. البته همهی اینها قبل از آوریل بود که رابطهش رو با من بهم زد و با نیشش که عوضیترین پسر کلاس بود دوست شد. البته این چیزیه که همه قراره بگن. پسر بعدیای که با دوستدختر سابقت میره بیرون همیشه یه آدم عوضیه.
نیشش مشکلی نداشت. یه جورایی پسر خوبی بود. مطمئناً تیلور از بودن با اون خوشحال بود. هنوز هم با نیشش دوست بود.
عوضی.
تازه پشت میزم نشسته بودم که صدای خشداری گفت: «بریگز، عزیزم.» توی صندلی از جا پریدم، زانوهام خورد زیر میز و لیوان دیترویت تایگِرز که مداد و خودکارهام رو داخلش میذاشتم افتاد.
گفتم: «سلام مادربزرگ روث. حالتون خوبه؟» درحالیکه بدون اینکه واقعاً لبش رو به صورتم بخوره گونهم رو میبوسید و سؤالم رو نادیده میگرفت، بهترین لبخند مادربزرگ روثیای رو که میتونستم بهش تحویل دادم.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب اثر دریاچهای و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
و بلاخره خریدمش و بلاخره خواندمش و در یک کلمه 😉 عالی *
با ارزوی ترجمه روز افزون کتاب برای جناب جهانگیری 😊
۱۱
هنگامه محمدی
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۱/۲۹
ازون کتابهایی بود که حال آدم رو خوب میکنن. مثل مردی نام اوه. بامزه بود و لبخند به لبم میاورد مدام. لازمه گاهی ازین داستانا بخونه آدم. جدا موقع خوندن فکرمو آزاد میکرد از هرچیزی. توصیه میکنم بخونیدش شبیه ناطور...بیشتر
۵
نازبانو
۱۳۹۷/۰۴/۱۱
خیییییلی عالیه ، اتفاقات جالب و بامزه ای داره ، ترجمه خییییلی روونه
۲۰
__mohadeseh.b__
۱۳۹۹/۰۳/۱۲
داستان جالبی بود؛
تمام و خاموش .
۱
SARA
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۷/۱۳
یک کتاب عالی و دلنشین 👌🏻
پر از حس خوب 😊
۰
👀
۱۳۹۷/۰۶/۰۵
در این کتاب پسر بچه ای را توضیح میده که 18ساله با لبخندی زیباست که در زندگیش قضایا ی مختلف بهش پیش می آید 😁😁
این هم نظر من واسه بعضی ها 😒
۱۳
Yaspejvak
۱۳۹۷/۰۵/۲۷
بعضی کتاب ها هستن آدم آرزو میکنه کاش تموم نشن هیچوقت! آرزو میکردم اسن کتاب ادامه داشت یا نسخه های بعدی داشت
۵
Reyhan
۱۳۹۷/۰۸/۰۴
کتاب تامل برانگیزی بود.فقط یه سوال کسی از این نویسنده کتاب دیگه ای میشناسه ؟من تو اینترنت سرچ کرد واطلاعاتی درباره ای ایشون پیدا نکردم
۳
i._.shayan
۱۳۹۷/۰۶/۰۸
سلام آقای جهانگیری میخواستم بدونم حذفیات این کتاب چقدر هست و آیا نیاز هست همزمان باهاش نسخه انگلیسی چک بشه ؟
یا اگه بخشی حذف شده نشانه ای چیزی گذاشتین ؟
چون من واقعا مشتاق شدم این کتاب رو بخونم
۵
masuod
۱۳۹۷/۰۳/۰۹
خیلی کتاب جالب و جذابی هست.ترجمه خیلی روانی داره من که دارم از خوندنش لذت میبرم.
کارت عالی هست برادر❤❤
۲
zeanab.jm
۱۳۹۷/۰۳/۱۲
واقعا دوست داشتنی بود...
در انتظار خوندن کتاب بعدی هستم.موفق باشی
۴
كيانا
۱۴۰۰/۰۳/۲۷
خیلی با مزه خیلی حال خوب کن و آموزنده، با ترجمه روان آقای جهانگیری عالی بود
عاشق مادربزرگ بودم خیلی دوست داشتنی بود بعد از گذشت سه سال از خوندن این کتاب هنوز گاهی وقتی حالم خوب نیست میام سراغ مادر...بیشتر
۰
کاربر ۳۰۷۶۱۰۱
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۰۲/۲۸
قشنگ بود (:
۰
Ala Musavi
۱۴۰۵/۰۳/۲۲
کتاب با حسی بسیار خوب و ترجمه ی عالی، ممنونم از جناب جهانگیری محترم، با امید موفقیت
۰
Sharareh Haghgooei
توصیه میکنم.
۱۴۰۱/۰۹/۲۶
داستان در مورد روزمرگیهای یک جوان آمریکایی است که برای کار در خانه یک خانم مسن مشغول میشه.روابط ساده و دوستی های معمولی،پدری معتاد به کار،مادری با کلیشه های مادرانه ، مادربزرگی خشک و صاحب کاری با حال...
زندگی چیزیه که خودت میسازیش. اگه اونطوری که دلت میخواد پیش نمیره کی رو باید سرزنش کنی؟»
دستم رو بالا آوردم و گفتم: «خودم.»
نازبانو
۲۸
هیچوقت سعی نکن شکستهات رو خوب جلوه بدی.
سیّد جواد
۲۷
هیچوقت منکر استعدادت نشو و به خاطر موفقیتت عذرخواهی نکن.
سیّد جواد
۲۰
حتی یه دونه ابر هم توی آسمون نبود. قسم میخورم آبیترین آسمونی بود که توی عمرم دیده بودم. یه جور آبی غیرواقعی. مثل آسمون کارتپستالها.
علیرضا
۱۹
زندگی چیزیه که خودت میسازیش
نازبانو
۱۷
یه چیز جالب دربارهی اثر دریاچهای اینه که دمای دریاچه باعث میشه هوا توی ساحل تغییر کنه. هیچوقت نمیتونی کاملاً پیشبینی کنی دریاچه چطور روی روزت تأثیر میذاره.
علیرضا
۱۵
بدون اینکه واقعاً لبش رو به صورتم بخوره گونهم رو میبوسید
علیرضا
۱۵
ابیگل: هِی بریگز
من: چیه؟
ابیگل: تِ چُ دِ مِنُس
علیرضا
۱۵
پسر بعدیای که با دوستدختر سابقت میره بیرون همیشه یه آدم عوضیه.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
و بلاخره خریدمش و بلاخره خواندمش و در یک کلمه 😉 عالی * با ارزوی ترجمه روز افزون کتاب برای جناب جهانگیری 😊
ازون کتابهایی بود که حال آدم رو خوب میکنن. مثل مردی نام اوه. بامزه بود و لبخند به لبم میاورد مدام. لازمه گاهی ازین داستانا بخونه آدم. جدا موقع خوندن فکرمو آزاد میکرد از هرچیزی. توصیه میکنم بخونیدش شبیه ناطور...بیشتر
خیییییلی عالیه ، اتفاقات جالب و بامزه ای داره ، ترجمه خییییلی روونه
داستان جالبی بود؛ تمام و خاموش .
یک کتاب عالی و دلنشین 👌🏻 پر از حس خوب 😊
در این کتاب پسر بچه ای را توضیح میده که 18ساله با لبخندی زیباست که در زندگیش قضایا ی مختلف بهش پیش می آید 😁😁 این هم نظر من واسه بعضی ها 😒
بعضی کتاب ها هستن آدم آرزو میکنه کاش تموم نشن هیچوقت! آرزو میکردم اسن کتاب ادامه داشت یا نسخه های بعدی داشت
کتاب تامل برانگیزی بود.فقط یه سوال کسی از این نویسنده کتاب دیگه ای میشناسه ؟من تو اینترنت سرچ کرد واطلاعاتی درباره ای ایشون پیدا نکردم
سلام آقای جهانگیری میخواستم بدونم حذفیات این کتاب چقدر هست و آیا نیاز هست همزمان باهاش نسخه انگلیسی چک بشه ؟ یا اگه بخشی حذف شده نشانه ای چیزی گذاشتین ؟ چون من واقعا مشتاق شدم این کتاب رو بخونم
خیلی کتاب جالب و جذابی هست.ترجمه خیلی روانی داره من که دارم از خوندنش لذت میبرم. کارت عالی هست برادر❤❤
واقعا دوست داشتنی بود... در انتظار خوندن کتاب بعدی هستم.موفق باشی
خیلی با مزه خیلی حال خوب کن و آموزنده، با ترجمه روان آقای جهانگیری عالی بود عاشق مادربزرگ بودم خیلی دوست داشتنی بود بعد از گذشت سه سال از خوندن این کتاب هنوز گاهی وقتی حالم خوب نیست میام سراغ مادر...بیشتر
قشنگ بود (:
کتاب با حسی بسیار خوب و ترجمه ی عالی، ممنونم از جناب جهانگیری محترم، با امید موفقیت
داستان در مورد روزمرگیهای یک جوان آمریکایی است که برای کار در خانه یک خانم مسن مشغول میشه.روابط ساده و دوستی های معمولی،پدری معتاد به کار،مادری با کلیشه های مادرانه ، مادربزرگی خشک و صاحب کاری با حال...