
معرفی کتاب گپ
کتاب گپ، نوشته محمدرضا احمدیان، داستان مردی به نام سعید است که در میانهی بیکاری، فشار معیشت و قضاوت اطرافیان، ناگهان پایش به ماجرایی عجیب و پررمزوراز باز میشود. نشر سنجاق این کتاب را منتشر کرده است. در این کتاب، یک دیدار غیرمنتظره با مردی به نام نوید/ ستار، دری تازه به روی زندگی سعید باز میکند و او را وارد شبکهای از آدمها، کمکها و مداخلههای پنهانی میکند. داستان با جزئیات فراوان، گفتوگوهای طولانی و خردهروایتهای اجتماعی پیش میرود و فضای زندگی شهری امروز را به تصویر میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب گپ اثر محمدرضا احمدیان
کتاب گپ داستانی است که با تمرکز بر زندگی سعید، حسابدار باتجربهای که بهتازگی بیکار شده، شکل گرفته است. محمدرضا احمدیان در این کتاب فضای یک خانوادهی طبقهی متوسط را در محلهای کارگری نشان میدهد؛ جایی که بیکاری، اجارهخانه، قسط، حرف مردم و شرمندگی در برابر زن و بچه مثل حلقههایی به هم وصل شدهاند و شخصیت اصلی را در تنگنا گذاشتهاند. در همان آغاز کتاب، سعید در عصر یک روز سرد پاییزی، خسته و بیحوصله پای تلویزیون افتاده که زنگ آیفون و حضور مردی غریبه به نام نوید مسیر زندگیاش را عوض میکند. کتاب گپ در ادامه، از دل همین دیدار ساده، ماجرایی طولانی از کمکهای پنهانی، تماسهای ناشناس، بستههای پول، دخالت آدمهای نامرئی در زندگی سعید و شبکهای از دوستان را آغاز میکند که او از وجودشان خبر نداشته است.
در طول کتاب گپ، گفتوگوهای مفصل سعید و نوید، خاطرات محیط کار، درگیری با رئیس، نقش همکارانی مثل الهه شایان و حسینی و حتی بحثهای مفصل دربارهی زبان فارسی، رسانه، دانشگاه و روابط قدرت، لایههای مختلفی به داستان میبخشد. محمدرضا احمدیان با استفاده از زبان محاوره، شوخیهای کلامی، ضربالمثلها و بحثهای فکری، گپوگفتی طولانی میسازد که هم روایت زندگی سعید است و هم آینهای از مناسبات اجتماعی و فرهنگی اطراف او. تمرکز کتاب بیش از هر چیز بر دیالوگ، کشف تدریجی هویت نوید/ ستار و فهمیدن این است که چه کسانی و چرا «هوای» سعید را داشتهاند.
خلاصه داستان گپ
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
در کتاب گپ، سعید مردی خانوادهدار و حسابداری باتجربه است که بعد از درگیری با رئیس جدید شرکت، کارش را از دست داده و زیر فشار بیکاری و قضاوت اطرافیان است. عصر یک روز پاییزی، در اوج استیصال، در آرزوی یک رفیق برای درددل است که بلافاصله زنگ آیفون به صدا درمیآید. مردی غریبه به نام نوید سراغ او را میگیرد و سعید را به گفتوگویی طولانی در خودرویی شاسیبلند میکشاند. کمکم معلوم میشود نوید همان ستارِ ناشناسِ تماسهای تلفنی و بستههای پول سحرگاهی است که مدتی بیسروصدا مشکلات مالی سعید را حل کرده است.
در ادامه، پای شخصیتی به نام مهسا، همکاران قدیمی، ماجرای استعفا، نرمکردن رئیس و حتی دخالتهای پنهانی دیگران در زندگی سعید وسط میآید و او میفهمد سالها زیر نظر شبکهای از آدمها بوده که بیآنکه دیده شوند، در بزنگاهها مسیر زندگیاش را عوض کردهاند.
چرا باید کتاب گپ را بخوانیم؟
کتاب گپ تصویری نزدیک از فشار بیکاری، شرمندگی نانآور خانه، قضاوت اطرافیان و سازوکارهای پنهان کمک و کنترل در زندگی شهری ارائه کرده است. این کتاب با دیالوگهای طولانی، شوخیهای زبانی و بحثهای اجتماعی، هم قصهی یک مرد گرفتار است و هم فرصتی برای فکرکردن به این سؤال که زندگی هر کس تا چه حد زیر نظر و تحتتأثیر دیگران است.
خواندن کتاب گپ را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب گپ به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شهری معاصر و پرگفتوگو، موضوعاتی مثل بیکاری، روابط کاری، فشار معیشتی، قضاوت اجتماعی و بحثهای ریزبینانه دربارهی زبان و رسانه علاقهمند هستند و دوست دارند از خلال یک گپ طولانی، جهان فکری و عاطفی یک مرد طبقهی متوسط را دنبال کنند.
بخشی از کتاب گپ
«عصر یه روز سرد پاییزی بود و تو خانه وِلُو شده بود پای تلویزیون در حالی که تنها بود و بی حوصله، بی رَمَق و حسابی خسته، بس که این درواون درزده بود واسه پیداکردن یه کار مناسب. آخه اون روز، هفتمین روزی بود که سعید از صبح اول وقت مثل غُربتیها به هرجایی که میدونستُ می تونست سر زده بود و درخواست کار داده بود اما از همه جواب رد شنیده بود. جوابی تلخ برای او که حسابداری تحصیل کرده بود و مُجرب، بدتر از اون، همسر بود و پدر خانواده ای چهار نفره که میبایست شکم خودش و اهل وعیال رو هم سیر میکرد، هرچی بیشتر از زمان شروع بی کاری تازه اش می گذشت بیشتر دَمَق و داغون می شد، جوری که حالا دیگه تمام فکرُ ذکرش شده بود اینکه چطور هرچه سریعتر کاری پیداکنه، هرکاری که شده تا دست کم شرمنده زن و بچه هاش نشه، از طرفی مشگل خودش کم بود، حرف و حدیث دوستا و اقوام و درو همسایه که بواسطه همسرش از موضوع خبردار شده بودن هم مزید برعلت، شده بودن سوهان روحش، هرکدومشون که بهش میرسید عوض کمک و پیداکردن کار، یه تیکه هم بارش می کرد که حالا بیا و باقالی بار کن، قوزبالاقوزش میشدن و حسابی بهم می ریختنش، واسه همین اگرچه پای تلویزیون بود و به ظاهر نگاهش به مجری برنامه، ولی اونو نمی دید همینجور که ظاهراً هم به او گوش میکرد، ولی چیزی نمیشنید چون اصلاً اونجا نبود، انگار تو عَوالم پَرت و پَلاش، گیج و ویج و حیرون از ناکجایی به ناکجای دیگه داشت سیر می کرد و سَرَک میکشید.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب گپ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | گپ |
|---|---|
| موضوع | رمان، داستان ایرانی |
| نویسنده | محمدرضا احمدیان |
| انتشارات | سنجاق |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۴۰۰/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۲.۴۸ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۶۲۲۰۲۰۲۸۵۱ |
| تعداد صفحهها | ۲۹۸ صفحه |
| قیمت کتاب | ۷۵۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب