کتاب رالف خرابکار ویکتوریا ساکسون + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب رالف خرابکار

کتاب رالف خرابکار

معرفی کتاب رالف خرابکار

کتاب رالف خرابکار نوشته‌ ویکتوریا ساکسون با تصویرگری لورلی باو و ترجمه‌ زینب طاهری است و انتشارات دلتا با همکاری نشر مهرسا آن را منتشر کرده است. داستان این کتاب درباره‌ی شخصیتی کارتونی در دنیای بازی‌های ویدئویی است که از نقش همیشگی خودش خسته شده و رؤیای قهرمان‌شدن در سر دارد. متن کتاب همراه با تصویرهای رنگی ماجرای رالف را در چند بازی مختلف دنبال می‌کند. در این کتاب، ماجراهای رالف در کنار شخصیت‌هایی مثل فلیکس تعمیرکار و وانیلپه در فضایی پر از رنگ، شیرینی و مسابقه روایت شده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب رالف خرابکار اثر ویکتوریا ساکسون

کتاب رالف خرابکار ماجرای کاراکتری به نام رالف را روایت کرده است که در یک بازی ویدئویی قدیمی زندگی می‌کند و وظیفه‌اش خراب‌کردن ساختمان‌ها است. ویکتوریا ساکسون در این کتاب نشان داده است که رالف از این نقش تکراری خسته شده و دلش می‌خواهد یک‌ بار هم که شده به‌عنوان قهرمان شناخته شود و مدال بگیرد. تصویرگری لورلی باو فضای بازی‌های ویدئویی، دستگاه گیم‌نت و دنیای رنگارنگ آب‌نبات‌ها را زنده کرده است.

رالف در کتاب رالف خرابکار از بازی خودش خارج می‌شود و وارد بازی‌های دیگر می‌شود تا مدال قهرمانی به دست بیاورد. او در این مسیر با شخصیت‌هایی مثل فلیکس تعمیرکار و وانیلپه در بازی شوگر راش روبه‌رو می‌شود. داستان در چند صحنه‌ی اصلی پیش می‌رود: ترک‌کردن بازی، تلاش برای گرفتن مدال، آشنایی با وانیلپه، روبه‌روشدن با سلطان آب‌نبات و در نهایت فهمیدن حقیقت در مورد هویت وانیلپه.

کتاب رالف خرابکار در قالب داستانی پرتحرک و پر از تعقیب‌وگریز، موضوع‌هایی مثل تنهایی، پذیرفته‌نشدن، قضاوت‌کردن براساس ظاهر و ارزش دوستی را در دنیای شخصیت‌های کارتونی و مسابقه‌های ویدئویی نشان داده است. در کتاب رالف خرابکار متن کوتاه، دیالوگ‌های ساده و تکرار موقعیت‌های بامزه باعث شده است که همراهی با رالف، فلیکس و وانیلپه برای گروه سنی کودک آسان باشد و در عین‌ حال پیام‌های عاطفی داستان هم به‌خوبی منتقل شود.

خلاصه داستان رالف خرابکار

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان رالف خرابکار به قلم ویکتوریا ساکسون، ماجرای پسری به اسم رالف است. رالف در یک بازی ویدئویی نقش آدم‌بده را دارد و همیشه باید ساختمان‌ها را خراب کند تا فلیکس آن‌ها را تعمیر کند. اهالی نایس‌لند فقط فلیکس را دوست دارند و به او کیک و مدال می‌دهند و رالف همیشه تنها می‌ماند. رالف تصمیم می‌گیرد بازی خودش را ترک کند و در یک بازی دیگر مدال بگیرد تا بالاخره آدم‌خوبه‌ی بازی شود. 

رالف وارد بازی شوگر راش می‌شود و مدالش به‌ دست دختری به نام وانیلپه می‌افتد که می‌خواهد در مسابقه شرکت کند. سلطان آب‌نبات سعی می‌کند رالف را فریب دهد و جلوی وانیلپه را بگیرد، اما رالف کم‌کم می‌فهمد چه کسی راست می‌گوید و چه کسی دروغ. در ادامه، دوستی رالف و وانیلپه و کمک فلیکس باعث می‌شود رالف معنای واقعی قهرمان‌بودن را جور دیگری بفهمد.

چرا باید کتاب رالف خرابکار را بخوانیم؟

کتاب رالف خرابکار با ماجرایی پرسرعت در دنیای بازی‌های ویدئویی، موضوع‌هایی مثل تنهایی، پذیرفته‌نشدن و ارزش دوستی را در قالب داستانی کارتونی نشان داده است. این کتاب کمک می‌کند مفهوم قهرمان‌بودن، اشتباه‌کردن و جبران‌کردن برای کودکان ملموس‌تر شود و درباره‌ی قضاوت‌نکردن دیگران فقط براساس نقش و ظاهر فکر کنند.

خواندن کتاب رالف خرابکار را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب رالف خرابکار به کودکانی پیشنهاد می‌شود که به شخصیت‌های کارتونی، بازی‌های ویدئویی و داستان‌های پرتحرک علاقه دارند. همچنین به والدینی پیشنهاد می‌شود که به‌دنبال داستانی تصویری برای گفت‌وگو درباره‌ی دوستی، تفاوت‌ها و احساس تنهایی با کودکان هستند.

بخشی از کتاب رالف خرابکار

«رالف توی یک بازی ویدئویی زندگی می‌کرد. کار او خراب کردن ساختمانی بود. بازی پشت بازی! خراب کردن و خراب کردن. برای همین آدم‌بده‌ی بازی بود. فلیکس تعمیرکار آدم‌خوبه‌ی بازی بود. هر چیزی را که رالف خراب می‌کرد فلیکس تعمیر می‌کرد! این ساختمان برای اهالی نایس‌لند بود. آن‌ها برای فلیکس کیک خوشمزه درست می‌کردند و به او مدال می‌دادند. اما رالف بیچاره هیچ‌وقت مدالی گیرش نمی‌آمد. او را به مهمانی دعوت نمی‌کردند. رالف خیلی‌خیلی تنها بود. تا اینکه یک روز رالف تصمیم مهمی گرفت. او بازی خودش را ترک کرد و رفت توی یک بازی دیگر تا مدال به دست بیاورد. رالف فکر می‌کرد اگر برای یک‌ بار هم که شده مدال بگیرد می‌شود آدم‌خوبه‌ی بازی. آن‌وقت توی دل همه جا باز می‌کند. اما ماجرا آن‌طور که رالف فکر می‌کرد پیش نرفت و پای بازی شوگر راش و دختری به نام وانیلپه به میان آمد…»

نظری برای کتاب ثبت نشده است