
کتاب یک عاشقانه آرام
معرفی کتاب یک عاشقانه آرام
کتاب یک عاشقانه آرام نوشتهی غلامرضا مرزیانینژاد (رضا) مجموعهای از ترانهها و سرودههای عاشقانه است که نشر پرپروک آن را منتشر کرده است. شاعر در این اثر از دل تجربههای شخصی، دلتنگیها، شکستها و امیدهای عاشقانه، متنهایی احساسی و صمیمی ساخته است که بیشتر در قالب ترانه و با زبانی روزمره شکل گرفتهاند. در مقدمه، نویسنده از مسیر دشوار زندگی، ضایعهی نخاعی و نقش مادر و دوستانش در ادامهدادن راه میگوید و بعد خواننده را وارد دنیای ترانههای خود میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب یک عاشقانه آرام
کتاب یک عاشقانه آرام مجموعهای از ترانهها و سرودههای غلامرضا مرزیانینژاد (رضا) است که در آن شاعر زندگی عاطفی، رنجها و امیدهایش را در قالب کلمات ریخته است. متن کتاب با مقدمهای نسبتاً مفصل شروع میشود که در آن نویسنده از ضایعهی نخاعی در ۱۸سالگی، بستریشدن، رفتن به مراکز نگهداری و نقش مادرش در ایستادگی در برابر سختیها گفته است. همین مقدمه، فضای کلی کتاب را روشن میکند: مواجهه با رنج، تبدیل تلخیها به تجربه و ساختن دنیایی تازه از دل اتفاقات سخت. در ادامهی کتاب یک عاشقانه آرام، ترانهها در قالب قطعات شمارهگذاریشده پشت سر هم آمدهاند. هر قطعه روایتی کوتاه از یک وضعیت عاطفی است؛ از جدایی و دلشکستگی و خیانت تا دلتنگی، امید به بازگشت، رؤیای دوباره «ما شدن» و در نهایت، آشتی با تنهایی و پذیرش گذشته. در بسیاری از متنها، تصویرهایی مثل پنجره، باران، زمستان، قاب عکس روی دیوار، آدمبرفی و گنبد طلایی حرم، فضای عاطفی شعرها را شکل داده است. کتاب یک عاشقانه آرام فقط به رابطهی عاشقانهی دو نفر محدود نمانده و در چند قطعه، به عشق مادر، توسل به امامان و گفتوگو با خدا هم پرداخته است. زبان اثر، زبانی روزمره و نزدیک به ترانههای پاپ است و ساختار کتاب بر پایهی ۴۰ قطعهی کوتاه و پیوسته شکل گرفته که هرکدام میتواند مستقل خوانده شود اما در کنار هم، مسیر یک عشق پر از فرازونشیب را نشان میدهد.
خلاصه کتاب یک عاشقانه آرام
کتاب یک عاشقانه آرام مجموعهای از ترانههاست که محور اصلی آن عشق، جدایی و ایستادگی در برابر رنج است. شاعر در مقدمه از ضایعهی نخاعی، فاصلهگرفتن از رؤیای فوتبالیستشدن و نقش مادرش در بازسازی روحیه میگوید و توضیح میدهد که این ترانهها حاصل «کم نیاوردن در برابر ناملایمات» است. در متن ترانهها، راوی از رفتن معشوق، خیانت، عوضشدن رفتار، خاموششدن تلفن، جایگزینشدن با فردی دیگر و دلتنگیهای بعد از جدایی حرف میزند. در کنار این تلخیها، امید به بهترشدن حال، ساختن زندگی تازه، ایمان به خدا، توسل به امام زمان و امام رضا و عشق عمیق به مادر هم حضور دارد. پیام اصلی اثر این است که هیچ اتفاقی بیحکمت نیست و میتوان از دل سختیها، مسیری تازه و سرشار از عشق ساخت.
چرا باید کتاب یک عاشقانه آرام را بخوانیم؟
به کتاب یک عاشقانه آرام میتوان بهعنوان دفترچهی احساسات شاعری نگاه کرد که رنج جسمی و عاطفی را به ترانه تبدیل کرده است. این اثر برای کسانی که با زبان ترانه و بیان مستقیم احساس ارتباط میگیرند، نمونهای از پیوند عشق، دلتنگی، ایمان و قدردانی از مادر است و نشان میدهد چگونه میتوان از دل شکستها، صدایی تازه ساخت.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب یک عاشقانه آرام به علاقهمندان ترانههای عاشقانه، کسانی که دورهای از جدایی و دلشکستگی را پشت سر میگذارند، دوستداران متنهای احساسی روزمره و افرادی که به روایتهای شخصی از مواجهه با بیماری و امید علاقه دارند پیشنهاد میشود. «انسان از بدو تولد تا پایان مسیر با فراز و نشیب های زیادی رو به رو ميشه که هیچ ذهنیت و درک اولیه ای درمورد چگونگی مواجه شدن با آنها و پیدا کردن راه حل مطلوب درموردشون نداره و اگر در طی رسیدن به تکامل فکری و روحی و روانی قدرت لازم برای ایستادگی و جنگیدن در برابر مشکلات رو نداشته باشه خیلی زود دست هایش به نشانه تسلیم بالا میره اما اگر بتواند قدرت پذیرش مشکلات رو داشته باشه میتونه از دل اتفاقات پر تلاطم زندگی خودش سکوی پرتاب بسازه و مسیری تازه شروع کنه که اتفاقات قشنگ و ناب انتظارش رو میکشه سال ۱۳۹۳ درست زمانی که ۱۸ساله بودم دچار ضایع نخاعی شدم این اتفاق بخاطر کیستی که در مهره گردنم رشد کرده بود به وجود اومد که سبب شد نخاعم له بشه اوایل باور این که دیگه نمیتونم راه برم سخت بود آخه تا قبل از این ماجرا سلامتی کامل داشتم ورزش میکردم و علاقه فوقالعاده شدید به فوتبال و پست دروازه بانی داشتم تا جایی که هميشه تصور میکردم یروز بهترین دروازه بان جهان میشم ولی این چالش جدید منو از رویام دور کرد بعد از حدود یک ماه سعی کردم که خودم رو جمع و جور کنم که تو این مسیر وجود مادرم خیلی بهم کمک کرد که بتنم با شرایط جدید کنار بیام تا دو سال اول شروع بیماریم کنار مادرم بودم ولی بعد از ی مدت تصمیم گرفتم به یکی از مراکز نگهداری برم که بیشتر از این مادرم سختی نکشه رفتنم به مراکز نگهداری بهزیستی گرچه سخت بود ولی سکوی پرتابی برای من شد تا جایی که تونستم تو این مدت(۶سال) رفیق های زیادی از جنس طلا پیدا کنم شروع بیماری من گرچه اتفاق تلخی بود اما سبب شد دنیابی تازه که سرشار از عشق و احساسه رو تجربه کنم ترانه هایی رو که میخونید حاصل جنگیدن و کم نیاوردن در برایر ناملایمات زندگیمه من با کنار هم قرار دادن واژه ها سعی کردم ضمن انتقال احساسات ناب از جنس عشق نشون بدم درسته که اتفاقات ناگوارزندگی تلخه ولی این تلخی میتونه تبدیل به شیرینی غیر قابل وصف بشه و این که هیچ اتفافی در زندگی بی حکمت نیست فقط کافیه به چیدمان ایزدمنان ایمان داشت چون شاه کلید مسیر دسته خودشه»
حجم
۷۰۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۵۲ صفحه
حجم
۷۰۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۵۲ صفحه