
کتاب چهار
معرفی کتاب چهار
کتاب چهار نوشتهی علیرضا مرتضوی مجموعهای از داستانهاست که در فضایی جنگی و اسارتزده میگذرد و بر تجربهی اسیران، ترس، ایمان و فروپاشی درونی فرماندهان تکیه دارد. نشر ادب امروز آن کتاب را منتشر کرده است و متن پیش رو نسخهی بازنویسیشدهی اثری است که پیشتر با نام غروب شناخته میشد. روایتها در بستری از بازداشتگاه، بازجویی، شکنجه و رؤیای آزادی شکل گرفته و بر رابطهی اسیران با هم، با نگهبانان و با مفهوم خدا تمرکز کرده است. لحن اثر بیش از آنکه به توصیف صحنههای نبرد بپردازد بر کشمکشهای درونی، گفتوگوهای طولانی و مونولوگهای ذهنی استوار است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب چهار
کتاب چهار داستانی بلند در چند بخش پیوسته است که علیرضا مرتضوی آن را حول محور یک بازداشتگاه اسرا در دل جنگ ساخته است. فضای اصلی اثر حیاط سنگی، آسایشگاه فرسوده، برجهای دیدهبانی و اتاق فرماندهی است؛ جایی که اسیران روز را با شمارش دیوارها، رؤیای فرار و یاد خانه و خانواده میگذرانند و شب را با هجوم ناگهانی نگهبانان، تسمهها و احضار به حیاط. در کتاب چهار شخصیتهایی مثل راوی بینام، سعید جوان، ناصر، حسین و جابر فرمانده بازداشتگاه هر کدام نمایندهی نوعی نگاه به اسارت و آزادی هستند. حسین با لبخند و ایمانش در اوج شکنجه، به «سالار کاروان عشق» بدل میشود؛ سعید با دلتنگی برای خانواده و طرح فرار، چهرهی انسانی و شکنندهی اسیر را نشان میدهد؛ و جابر در مسیری طولانی از اقتدار مطلق به تردید، خشم علیه خدا و درنهایت فروپاشی میرسد. کتاب چهار در چند فصل پیوسته، ابتدا فضای بازداشتگاه و روابط اسیران را میسازد، سپس با صحنهی شکنجه و شهادت حسین، تونل فرار، گریز ناموفق و مرگ ناصر و یارانش، و جستوجوی تبآلود جابر برای یافتن «زندانی فراری» اوج میگیرد. در ادامهی کتاب چهار، مونولوگهای طولانی جابر دربارهی قدرت، غرور، پوچی، خدا و سرنوشت، بخش مهمی از متن را شکل میدهد و در کنار آن، گفتوگوهای اسیران دربارهی ایمان، ترس، راز سعید و معنای پیروزی، لایهی فکری اثر را میسازد. پایان روایت با کشف جسد سعید در گودالی کنار انباری و یادداشتی کوتاه از او، تصویری تلخ از بهای آزادی و تنهایی انتخاب را پیش چشم میگذارد.
خلاصه داستان چهار
در چهار، راوی در خوابگاهی تاریک از صدای گریهی جوانی به نام سعید بیدار میشود؛ جوانی که از دلتنگی برای خانواده و پایاننیافتن جنگ میگوید. فضای اصلی کتاب بازداشتگاهی است با دیوارهای بلند، برجهای دیدهبانی و اتاق فرماندهی که جابر، فرمانده خشن و مغرور آن، اسیران را زیر فشار دائمی نگه داشته است. با ورود حسین، اسیری که زیر شکنجه لب به اعتراف نمیگشاید و در لحظههای آخر با لبخند و ذکر خدا یارانش را سرشار از شوق و امید میکند، نگاه اسیران به ترس و مرگ دگرگون میشود. شهادت او جرقهی تصمیم به فرار و حفر تونلی از انباری تا بیرون بازداشتگاه است. فرار گروهی از اسیران، کشتهشدن ناصر و دو همراهش، ناپدیدشدن سعید و جستوجوی جنونآمیز جابر برای یافتن «فراری» درون دیوارهای همان زندان، داستان را به سمت رویارویی با مفهوم قدرت، ایمان، شکست و معنای واقعی آزادی میبرد.
چرا باید کتاب چهار را بخوانیم؟
چهار با تمرکز بر یک بازداشتگاه جنگی، اسارت را فقط به زنجیر و دیوار محدود نمیکند و آن را به ترس، غرور، ایمان و تردید درونی گسترش میدهد. تضاد میان حسینِ مؤمن، سعیدِ دلتنگ و جابرِ فروپاشیده، فرصتی برای تأمل بر این سؤال میسازد که آزادی و پیروزی در دل شکست و مرگ چه معنایی پیدا میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن چهار به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای جنگی با محوریت اسارت، بازجویی و شکنجه علاقهمندند و در عین حال دوست دارند در دل روایت، با پرسشهایی دربارهی ایمان، قدرت، وجدان و معنای رهایی روبهرو شوند. همچنین برای علاقهمندان به داستانهای شخصیتمحور مناسب است.
حجم
۳۳۷٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۷۴ صفحه
حجم
۳۳۷٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۷۴ صفحه