
کتاب مرگ عیسی
معرفی کتاب مرگ عیسی
کتاب مرگ عیسی نوشتهی جی. ام. کوتزی با ترجمهی رضا وهابزاده رودسری داستان پسری دهساله به نام دیوید و دو بزرگسال همراه او، سیمون و اینس، را دنبال میکند که در شهری خیالی و بینامونشان با مسئلهی رشد، مسئولیت و مرگ روبهرو میشوند. نشر مانانگار آن را منتشر کرده است و این جلد سوم یک سهگانه است که هر جلد بهتنهایی هم قابل خواندن است. در این کتاب فوتبال، یتیمخانه، موسیقی و بحثهای فلسفی دربارهی حقیقت، قانون و آزادی در هم تنیده شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مرگ عیسی
کتاب مرگ عیسی سومین جلد از سهگانهای است که کوتزی در آن دیوید، سیمون و اینس را در جهانی تازهساز و قانونمند دنبال کرده است؛ جهانی که در آن گذشتهی شخصیتها پاک شده و همه با هویتی تازه زندگی میکنند. در این کتاب کوتزی بهجای روایت ماجراجوییهای بیرونی، به کشمکشهای درونی و گفتوگوهای طولانی میان یک پسر «استثنایی» و بزرگسالانی میپردازد که نمیدانند چطور باید با او رفتار کنند. کتاب مرگ عیسی از همان فصلهای آغازین با صحنهی فوتبال در چمن پشت بلوک آپارتمانها شروع میشود و بهتدریج پای یتیمخانهی لاس مونس، دکتر جولیو فابریکنت و مدرسهی بستهی او را وسط میکشد؛ جایی که فوتبال، انضباط و «رقابت» به ابزار شکلدادن به بچهها تبدیل شده است. کتاب مرگ عیسی در ۱۷ فصل پیش میرود و هر فصل بر موقعیتی متمرکز است: از بازیهای فوتبال و بحثهای سیمون با دکتر فابریکنت گرفته تا کلاسهای موسیقی آرویو، وسواس دیوید نسبت به دون کیشوت، ماجرای رفتن او به یتیمخانه، سقوط ناگهانیاش در زمین فوتبال و بازگشتش به خانه. در این مسیر، کتاب مرگ عیسی مدام پرسشهایی دربارهی معنای یتیمبودن، مرز میان حقیقت و داستان، نقش قانون، مفهوم «استثناء» و اینکه بزرگسالان تا کجا حق دارند برای کودکان تصمیم بگیرند طرح کرده است. کوتزی در این کتاب از دل موقعیتهای روزمره مثل شامخوردن، حمامکردن، تمرین رقص یا انتخاب نام تیم فوتبال، بحثهایی دربارهی آزادی، مسئولیت، رنج و مرگ بیرون کشیده است.
خلاصه داستان مرگ عیسی
کتاب مرگ عیسی داستان دیوید دهساله است که در شهری به نام استرلا با سیمون و اینس زندگی میکند؛ دو بزرگسالی که والدین «طبیعی» او نیستند اما نقش پدر و مادر را برایش پذیرفتهاند. دیوید در فوتبال، رقص و موسیقی میدرخشد اما با مدرسه، ریاضی و نظم معمول کنار نمیآید و خود را «یتیم» مینامد. آشنایی با دکتر جولیو فابریکنت و یتیمخانهی لاس مونس او را به این باور میرساند که باید خانه را ترک کند و در کنار یتیمها زندگی کند. در کتاب مرگ عیسی کشمکش اصلی میان خواست دیوید برای رفتن، ترس و خشم سیمون و اینس، و ایدههای فابریکنت دربارهی قانون، رقابت و پناهندگی شکل گرفته است. دیوید مدتی در یتیمخانه زندگی میکند، در تیم فوتبال عقابها بازی میکند و در مدرسهی بستهی آنجا درس میخواند، اما ناگهان دچار ضعف پاها و درد مفاصل میشود و دیگر نمیتواند راه برود. بازگشت او به خانه، مراقبت از بدن رنجورش و بحثهای تازه دربارهی بیماری، رنج و معنای زندگی، هستهی پایانی کتاب را میسازد.
چرا باید کتاب مرگ عیسی را بخوانیم؟
کتاب مرگ عیسی از دل یک داستان ظاهراً ساده دربارهی فوتبال، یتیمخانه و یک پسر سرکش، بحثهایی جدی دربارهی قانون، استثناء، حقیقت، خواندن، رقص و مرگ بیرون کشیده است. این کتاب نشان میدهد چگونه تصمیمهای بهظاهر کوچک خانوادگی به پرسشهایی بزرگ دربارهی آزادی و مسئولیت گره میخورند و رابطهی کودک و بزرگسال را در موقعیتهای دشوار و مبهم به تصویر کشیده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای شخصیتمحور، گفتوگوهای فلسفی در دل زندگی روزمره، و روایتهایی دربارهی کودکی، آموزش، خانواده و مرگ علاقه دارند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که پیشتر با آثار کوتزی آشنا بودهاند یا به سهگانهی عیسی کنجکاوند.
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه
حجم
۱٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۸ صفحه