
کتاب نامه هایی که هرگز خوانده نشد
معرفی کتاب نامه هایی که هرگز خوانده نشد
کتاب نامههایی که هرگز خوانده نشد نوشتهی فرشتهی خالدیان مجموعهای از متنهای عاشقانه و اعترافی است که نشر مانانگار آن را منتشر کرده است. نویسنده در این کتاب با زبانی صمیمی و پر از تصویر، رابطهای طولانی، پر از دلتنگی، فاصله و امید را در قالب نامهها، یادداشتها و تکگفتارهای پیدرپی روایت کرده است. مخاطب در خلال این نوشتهها با جهان درونی زنی روبهرو میشود که میان عشق، تنهایی، خاطره و نوشتن سرگردان است و مدام به یک «تو»ی غایب نامه مینویسد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نامه هایی که هرگز خوانده نشد
کتاب نامههایی که هرگز خوانده نشد نوشتهی فرشتهی خالدیان از دل یک رابطهی عاطفی طولانی و پر فرازونشیب شکل گرفته است؛ رابطهای که در آن «من» روایتگر، زنی در آستانهی میانسالی است و «تو» مردی است که همزمان نقش معشوق، تکیهگاه، استاد و نجاتدهنده را دارد. در این کتاب، نویسنده با تکیهبر فرم نامه و یادداشت، از روزمرگیهای کوچک تا عمیقترین لایههای رنج، دلتنگی، امید و ایمان شخصی خود را روی کاغذ آورده است. کتاب نامههایی که هرگز خوانده نشد از فصلبندی کلاسیک پیروی نکرده است و از قطعههای نسبتاً کوتاه و بلند تشکیل شده که هرکدام میتواند یک نامه، یک اعتراف شبانه، یک گفتوگوی خیالی یا یک تصویر پررنگ از گذشته باشد. در بسیاری از بخشها، راوی در حال خطابکردن «گیانگم» است؛ مردی با چشمهای سبز، دستهای مهربان و تسبیحی با نگین آبی که حضورش در تمام سطرها سایه انداخته است. این «تو» گاهی پدرانه، گاهی معشوق، گاهی استاد نویسندگی و گاهی تنها شنوندهی امن دردهاست. در کتاب نامههایی که هرگز خوانده نشد، خالدیان از عناصر تکرارشوندهای مثل برف، باران، شکوفههای گیلاس، مترو، کافه، تسبیح، موهای فر، زمستان و اسفند استفاده کرده است تا ریتمی احساسی و پیوسته بسازد. خاطرات کودکی، خشونتهای خانوادگی، شهر زادگاه، «دا»، خوابگاه دانشجویی، سفرها، دیدارهای کوتاه در مترو و مطب، و خیال ساختن کلبهای در جنگل، همه در کنار هم نقشهی عاطفی زندگی راوی را شکل دادهاند. کتاب نامههایی که هرگز خوانده نشد بیش از هر چیز، ثبتِ بلندِ یک دلسپردگی است که میان رؤیا و واقعیت در رفتوآمد است.
خلاصه کتاب نامه هایی که هرگز خوانده نشد
در نامههایی که هرگز خوانده نشد، راوی زنی است که در چهلسالگی و پس از سالها تنهایی، رنج، خشونت و بیپناهی، همهچیز را در قالب نامههایی خطاب به مردی مینویسد که برایش «قلبم»، «گیانگم» و «آمنترین جای جهان» است. این مرد همزمان معشوق، همصحبت، استاد نوشتن و پناه عاطفی اوست. راوی از سفرهای خیالی با موتور در کوهستان، از کلبهی چوبی در جنگل، از برف و آدمبرفی، از مترو و کافه، از خوابگاه دانشجویی و عشقهای نافرجام، از موهای فر کوتاهشده، از زخمهای روی دست چپ و از شهر زادگاه خشونتدیده مینویسد. کتاب نامههایی که هرگز خوانده نشد مدام میان گذشته و حال در رفتوآمد است؛ میان دختربچهای که در چاه میافتد و زنی که در مترو مردی را در آغوش میگیرد. دغدغهی اصلی متن، ماندن و نماندن، گفتن و نگفتن، و ترس از فراموششدن در دل کسی است که همهچیز به او گره خورده است.
چرا باید کتاب نامه هایی که هرگز خوانده نشد را بخوانیم؟
نامههایی که هرگز خوانده نشد تجربهی نزدیکشدن به ذهن و دل زنی است که بیپرده از عشق، ترس، خشونت، امید و نوشتن حرف زده است. این کتاب امکان همحسی با جزئیات ریز دلتنگی، وابستگی، رؤیاپردازی و تنهایی را فراهم میکند و نشان میدهد چگونه نوشتن میتواند هم پناه باشد و هم میدان مواجهه با خود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن نامههایی که هرگز خوانده نشد به کسانی پیشنهاد میشود که به متنهای اعترافی، عاشقانههای طولانی، روایتهای اولشخص از تنهایی، دلتنگی و روابط پیچیده علاقهمند هستند و دوست دارند در فضای نامهها و یادداشتهای شخصی غرق شوند.
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۷ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۷ صفحه