«باورهایی که شما را به اوج میرسانند» کتابی در حوزه روانشناسی موفقیت و با موضوع مثبتنگری و مثبتاندیشی به قلم محمد شمس ناتری و فرامرز کوثری است.
انسانها چیزی جز نظام باورهایشان نیستند. اگر کسی بخواهد زندگیاش را عوض کند، تنها راه پیش روی او این است که باورهایش را دگرگون سازد. اما عوض کردن باورها کار سادهای نیست؛ زیرا نیازمند آن است که باورهایی قدرتمند و اثربخش جایگزین آنها شود. باورهایی که کارآیی و کارآمدیشان بیشتر از قبلیها باشد و بتوانند یک فرد عادی را به یک شخص عالی و بینظیر تبدیل کنند.
این کتاب باورها و پیشفرضهایی را به شما معرفی میکند و به کمک تمرینهایی، شما را در جهت تغییر باورهایتان کمک میکند که اینها نه تنها قدرتهای درونی شما را شکوفا میسازند، بلکه ابزارهای بی نظیری را برای هرنوع تغییر در زندگی عادی، در اختیارتان قرار میدهد.
بخشی از کتاب:
اولین باور در رابطه با امکان پذیری تغییر نقشه ذهنی، این است که بپذیریم: «جسم و ذهن دو روی یک سکهاند و روی هم اثر میگذارند!»
بسیاری گمان میکنند اندیشههایی که در ذهنشان جاری است ربطی به جسم آنها ندارد و اثرات آن محدود به جمجمه سر است. یعنی بر این باورند که جسم به افکاری که در مغز انسان میگذرند بیتفاوت است. اما همه میدانیم که این تصور درست نیست. ذهن و جسم نه تنها با هم رابطه تنگاتنگ سیستمی و دائمی دارند بلکه هیچ گاه از هم جدا نبودهاند و دو طرف یک سکهاند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب باورهایی که شما را به اوج میرسانند و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
پنج ستاره فقط برای نمونه کتاب دادم نه کاملش!
اما به همین مقدار هم میشه فهمید قصد ومقصود نویسنده چی هست!
خب گرچه آغاز مطلب با ارائه بخشی از کارکرد سیستم کامپیوتر بود
ولی ارتباط دادن اون با سیستم مغز میتونه در توجیه...بیشتر
۰
khalil khoshrou
توصیه میکنم.
۱۴۰۰/۱۱/۰۲
واقعا کتاب خوبی هست اگر به این نوع کتابها علاقه دارید.
خبر خوب این است که برای جایگزین ساختن این باورهای قدرتمند لازم نیست با باورهای قدیمی گلاویز شوید و آنها را به زور از ذهن خود بیرون سازید. همین پذیرفتن باورهای جدید و استفاده عملی از آنها باعث می شود باورهای ناکارآمد و ویرانگر قدیمی به تدریج ضعیف و عقیم شوند و از شما فاصله گیرند.
احسان رضاپور
۲
این نقشه های ذهنی ما هستند که ما را دچار حالات احساسی مختلف می کنند نه خود واقعیت. ما به نقشه ذهنی خود از واقعیت پاسخ می دهیم نه به خود واقعیت. برای همین است که یک رویداد ثابت باعث می شود بعضی ها غمگین و ناراحت شوند و گروهی دیگر عصبانی و عده ای هم برعکس شاد و خوشحال!
احسان رضاپور
۲
وقتی تجربه ای اتفاق می افتد دیگر تمام می شود و نمی توان آن را تغییر داد. از آن به بعد ما به خود تجربه واکنش نمی دهیم بلکه به خاطره آن واکنش نشان می دهیم که این خاطره قابل تغییر است.
احسان رضاپور
۱
یک نقشه ممکن است در زمان و مکان خاصی جواب دهد، اما در زمان ها و مکان های دیگر نه تنها مفید نباشد بلکه بسیار ویرانگر و ناکارآمد باشد. مثلا برای یک کودک خروج از منزل به همراه یک بزرگتر، یک الگوی رفتاری مفید و ایمن است. اما اگر یک فرد بزرگسال با همین نقشه ذهنی اصرار داشته باشد که بدون یک بزرگتر از خانه بیرون نمی رود این نقشه دیگر کارآمد و مفید نیست.
به همین دلیل است که می گویند چیزی به نام «نقشه ذهنی بد» نداریم. بلکه آنچه باعث می شود یک نقشه ذهنی مخرب شود ناکارآمدی و اثربخش نبودن آن در یک زمان و مکانی خاص است.
احسان رضاپور
۱
وقتی پذیرفتیم که نقشه با ساختمان یکی نیست آنگاه نوبت به این می رسد که بپذیریم که این نقشه ذهنی ماست که درک ما از دنیا و پاسخ و واکنش ما به دنیا را تعریف می کند. پاسخی که ما به دنیا می دهیم به واقعیت دنیا نیست بلکه پاسخ ما به نقشه ای است که از دنیا در ذهن خود نگه داشته ایم.
نقشه های ذهنی، نقشه هایی عصبی ـ کلامی هستند که از باورها، ارزش ها، نگرش ها، زبان، خاطرات و دیگر فیلترهای روانشناختی تشکیل شده اند.
احسان رضاپور
۱
شما وقتی کلیدی را داخل قفل می کنید و قفل باز نمی شود چه می کنید؟
جواب ساده است: آن را با کلید دیگری عوض می کنید.
به این کار انعطاف پذیری می گویند و عین همین الگو را هم باید در برخورد با زندگی و مشکلات آن و همینطور در برخورد با انسان های دیگر تکرار کرد. در زندگی هر چه انعطاف پذیرتر باشید، رفتارها و راه کارهای متنوع تر و کارآمد تری برای باز کردن قفل آرزوهای خود در اختیار خواهید داشت و کمک و همراهی بیشتری از محیط دریافت می کنید.
بدون انعطاف پذیری، تغییر مثبت و عالی شدن اتفاق نمی افتد.
احسان رضاپور
۰
با یک نقشه واحد و ثابت نمی توان در همه زمینه ها و حوزه های زندگی به موفقیت رسید. نقشه ها وابسته به زمان و مکان و خود فرد هستند و باید همیشه برای تغییر کردن شان آماده باشیم. به جای اینکه روی حفظ یک نقشه ثابت تعصب داشته باشیم باید هنر انعطاف پذیری و تغییر به موقع نقشه های ذهنی را یاد بگیریم و در زندگی به صورت عملی استفاده کنیم.
احسان رضاپور
۰
توجه داشته باشید که چیزی به نام نقشه ذهنی بهتر نداریم. نقشه ذهنی هیچکس از دیگری بهتر و برتر نیست. هر انسانی در این دنیا یک نقشه ذهنی خاص خودش را دارد که به او کمک می کند خود و دنیای اطرافش را درک کند و با آن ارتباط برقرار کند. نقشۀ ذهنی هیچ فردی «واقعیتر» یا «درستتر» از دیگری نیست. هیچ کس حق ندارد نقشه ذهنی خود را به زور به دیگران تحمیل کند و یا آن را در معرض فروش قرار دهد. باید توجه داشت که نقشه ذهنی یک واسطه و میانجی بیش نیست. واسطه ای است که به فرد کمک می کند تا در لحظات حساس و بحرانی زندگی نیرومندترین وخردمندانه ترین انتخاب را برگزیند و اثربخش ترین تصمیم را بگیرد.
احسان رضاپور
۰
هیچ ضرورتی ندارد که حتما نقشه ذهنی و مدل تفکر افراد دیگر، مورد تائید ما باشند. اما در رابطه با تفاوت نگاه انسان ها به دنیا و اینکه آنها دنیا را به شکلی متفاوت از ما می بینند، می شنوند و معنا می کنند، باید به این تفاوت نگاه ها احترام بگذاریم.
اگر شخص کناری ما به خاطر تفاوت ارزش ها برانگیخته شود و تصمیمی متفاوت بگیرد رفتاری متفاوت از خود نشان می دهد که این تفاوت الزاما به آن معنا نیست که این فرد دشمن ماست. او خیلی ساده فقط نقشه ذهنی و پنجره نگاهش به جهان با ما فرق دارد و این حقیقتی است که باید با آن کنار بیائیم.
احسان رضاپور
۰
جملات زیر نمیتوانند درست باشند:
ـ اگر با من نیستی پس حتما با دشمن من هستی!
ـ چون نظرت با من یکی نیست پس تو را داخل بازی های خودم راه نمی دهم و از امکانات و منابع خودم محروم می سازم و امکانات را فقط در اختیار هم دیدگاهی های خودم قرار می دهم.
ـ چون در یک محیط با هم بزرگ شدیم پس دیدگاه هایمان و رفتارهایمان باید عین هم باشد.
ـ اگر به رفتار و تصمیمات دیگران احترام بگذارم به معنای آن است که تسلیم شده ام و آن دیدگاه ها را تائید کرده ام.
ـ اگر نسبت به دیدگاه های مخالف و متفاوت با خودم واکنش منفی نشان ندهم از ارزش و اهمیت دیدگاه خودم کم کرده ام.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
پنج ستاره فقط برای نمونه کتاب دادم نه کاملش! اما به همین مقدار هم میشه فهمید قصد ومقصود نویسنده چی هست! خب گرچه آغاز مطلب با ارائه بخشی از کارکرد سیستم کامپیوتر بود ولی ارتباط دادن اون با سیستم مغز میتونه در توجیه...بیشتر
واقعا کتاب خوبی هست اگر به این نوع کتابها علاقه دارید.
الحق آفرین! توقع نداشتم اینقدر کتاب خوبی باشه