
کتاب ذهن در کلاس
معرفی کتاب ذهن در کلاس
کتاب ذهن در کلاس (رویکردی عصبروانشناختی به یادگیری و رشد تحصیلی) نوشتهی اعظم شیرازینیا است که محمدسینا یعقوبنژاد ویراستاری علمی و ادبی آن را برعهده داشته و نشر رازنهان آن را منتشر کرده است. نویسنده که روانشناس بالینی است در این اثر تجربهی کار بالینی با کودکان و نوجوانان را با مشاهدهی روزمرهی کلاسهای درس پیوند داده و از دل این ترکیب به سراغ مغز، هیجان، بدن و رابطه در فضای آموزشی رفته است. در مقدمه و سخن نویسنده تأکید شده که کلاس درس فقط مجموعهای از میز و صندلی نیست بلکه یک «سیستم عصبی جمعی» است که در آن نورونها، هیجانها و روابط انسانی لحظهبهلحظه در حال شکلدادن به یادگیری هستند. ساختار کتاب فصلمند و مرحلهبهمرحله از مبانی عصبروانشناسی یادگیری تا تمرینها و مداخلات عملی در کلاس پیش میرود و در هر فصل پس از توضیح مفاهیم مغزی و هیجانی، نمونههای بالینی و تمرینهای مشخص برای معلمان ارائه شده است. ذهن در کلاس بهطور ویژه برای معلمان، مشاوران مدرسه، والدین و دانشجویان رشتههای مرتبط با آموزش و روانشناسی نوشته شده و تلاش کرده است فاصلهی میان پژوهشهای علوم اعصاب و واقعیت پرهیاهوی کلاس را کم کند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ذهن در کلاس
کتاب ذهن در کلاس با تمرکز بر نگاه عصبروانشناختی به آموزش، از همان ابتدا کلاس درس را بهعنوان یک اکوسیستم زیستی-هیجانی معرفی میکند؛ جایی که مغزها، بدنها، هیجانها و رابطهها در هم تنیدهاند و هر دانشآموز با تاریخچهی عصبی و هیجانی خود وارد آن میشود. اعظم شیرازینیا در فصل اول با عنوان «مغز در خدمت یادگیری» از سطح نورون تا شبکههای یادگیری حرکت کرده و نقش آمیگدال، قشر پیشپیشانی، هیپوکامپ، سیستم پاداش دوپامینی و مخچه را در عملکرد تحصیلی توضیح داده است. در همین فصل، مثالهای بالینی از دانشآموزانی مثل آرمان، نیلا، پارسا و امیر نشان میدهد که چگونه احساس امنیت، لحن معلم، تجربهی موفقیت کوچک یا تهدید پنهان میتواند مدارهای مغزی را به سمت یادگیری یا بقا سوق دهد. سپس با مرور مطالعات تصویربرداری مغزی، کیفیت رابطهی معلم-دانشآموز، استرس امتحان و معنای تکلیف بهعنوان متغیرهایی زیستی معرفی شدهاند که مستقیماً روی شبکههای توجه، حافظه و پاداش اثر میگذارند. پایان فصل اول به تمرینهای عملی برای معلمان اختصاص یافته است؛ تمرینهایی مانند کاهش بار هیجانی سؤال، طراحی سؤالهای «۶۰ درصدی»، تثبیت شبکهها در چند دقیقهی کوتاه، خروج از حالت قفل عصبی و استفاده از «زبان ایمن» در کلاس. در ادامهی کتاب ذهن در کلاس، فصل دوم با محور «حافظه، توجه و تمرکز» چرخهی یادگیری را بهصورت یک خط تولید عصبی با سه مرحلهی رمزگردانی، تثبیت و بازیابی توضیح داده است و نشان داده که چگونه نوسان توجه، استرس، خستگی یا خواب ناکافی میتواند هر کدام از این مراحل را مختل کند. در این فصل نقش انتقالدهندههای عصبی مانند گلوتامات و استیلکولین در کیفیت حافظه و تمرکز تشریح شده و سپس راهبردهایی برای کاهش بار شناختی، تکهتکهکردن تکالیف، علامتدهی توجه و استفاده از تمرینهای کوتاه ذهنآگاهی در کلاس ارائه شده است. فصول بعدی کتاب به موضوعهایی مانند ذهنآگاهی تحصیلی و حضور جسمانی در لحظهی یادگیری، هیجان و یادگیری (از اضطراب امتحان تا تفاوت یادگیری سطحی و ژرف)، انگیزش و خودنظمدهی تحصیلی، تفاوتهای فردی و نورودایورسیتی در کلاس، رابطهی معلم-دانشآموز از نگاه عصبروانشناسی اجتماعی، بدن آگاه در کلاس و تنظیم عصبی-بدنی، ترمیم عصبی پس از فرسودگی آموزشی، مداخلات کلاس مبتنی بر مغز (از طراحی فضا تا تنفس، بازی و روتینهای روزانه) و در نهایت آیندهی آموزش و عصبتعلیم میپردازد. در فصل پایانی نیز موضوعاتی مانند هوش مصنوعی آموزشی، یادگیری هیجانی-اجتماعی مبتنی بر مغز، سواد بدنی-هیجانی، کلاس بهعنوان میدان تنظیم عصبی جمعی و چالشهای اخلاقی فناوریهای عصبمحور طرح شده است.
خلاصه کتاب ذهن در کلاس
کتاب ذهن در کلاس بر این ایده استوار است که یادگیری نه یک توانایی ذهنی انتزاعی بلکه نتیجهی هماهنگی شبکههای عصبی، هیجانی و بدنی در بستر رابطهی انسانی است. نویسنده در فصلهای آغازین نشان داده است که هر دانشآموز با «نقشهی عصبی» خاص خود وارد کلاس میشود و مغز او در چند ثانیهی اول حضور در کلاس، فضا را از نظر امنیت، امکان اشتباه، دیدهشدن و پیشبینی موفقیت اسکن میکند. اگر آمیگدال نشانههای تهدید را تشخیص دهد، مغز به حالت بقا میرود و قشر پیشپیشانی، که مسئول توجه، برنامهریزی و حل مسئله است، به حاشیه رانده میشود؛ در این وضعیت، حتی دانشآموزان باهوش نیز ممکن است در امتحان «قفل» کنند یا در کلاس خاموش و بیانگیزه بهنظر برسند. در مقابل، وقتی رابطهی معلم-دانشآموز امن، بازخوردها غیرتحقیرآمیز و تکالیف قابلموفقیت طراحی شوند، سیستم پاداش دوپامینی فعال میشود، پیشبینی موفقیت شکل میگیرد و مدارهای انگیزشی و توجهی تقویت میشوند. در فصلهای میانی، کتاب چرخهی حافظه را در سه مرحلهی رمزگردانی، تثبیت و بازیابی توضیح داده و نشان داده است که چگونه نوسان توجه، بار شناختی بالا، استرس یا خواب ناکافی میتواند هر کدام از این مراحل را مختل کند. نقش انتقالدهندههایی مانند گلوتامات و استیلکولین در شکلگیری و پایداری حافظه تشریح شده و سپس تمرینها و ساختارهایی برای کلاس پیشنهاد شده است تا توجه پایدارتر بماند و رمزگردانی و تثبیت با کیفیت بهتری انجام شود. بخش دیگری از کتاب به ذهنآگاهی تحصیلی و حضور جسمانی در لحظهی یادگیری اختصاص دارد؛ جایی که تمرینهایی مانند مشاهدهی نفس، آگاهی از حواس پنجگانه، همتنفسی معلم و شاگرد و اسکن بدنی بهعنوان ابزارهایی برای تنظیم سیستم عصبی، کاهش اضطراب و افزایش تمرکز معرفی شدهاند. در فصلهای بعد، نویسنده به نقش هیجانها در یادگیری، فیزیولوژی اضطراب امتحان، تفاوت یادگیری سطحی و ژرف، سازوکارهای انگیزش درونی و بیرونی، خودنظمدهی شناختی-هیجانی، تفاوتهای فردی و نورودایورسیتی، رابطهی معلم-دانشآموز بهعنوان تنظیمکنندهی عصبی، بدن آگاه در کلاس، ترمیم عصبی پس از فرسودگی آموزشی و طراحی مداخلات کلاس مبتنی بر مغز میپردازد. فصل پایانی نیز آیندهی آموزش را از منظر عصبتعلیم، هوش مصنوعی آموزشی، یادگیری هیجانی-اجتماعی و چالشهای اخلاقی دادههای عصبی بررسی کرده است.
چرا باید کتاب ذهن در کلاس را بخوانیم؟
ذهن در کلاس اثری است که تلاش کرده است تصویر رایج از کلاس درس را از «محل انتقال محتوا» به «سیستم عصبی زنده» تغییر دهد و از دل این تغییر نگاه، توضیح دهد چرا گاهی با وجود تلاش زیاد معلم و توانایی شناختی دانشآموز، یادگیری اتفاق نمیافتد یا ناپایدار میماند. این کتاب با ترکیب مفاهیم علوم اعصاب، روانشناسی بالینی و تجربهی زیستهی کلاس، نشان داده است که متغیرهایی مانند لحن معلم، امکان اشتباه بدون تحقیر، طراحی تکالیف قابلموفقیت، کیفیت رابطهی انسانی، وضعیت بدن و تنفس، و حتی نور و صدا در کلاس، همگی بهطور مستقیم روی شبکههای مغزی توجه، حافظه، پاداش و تنظیم هیجان اثر میگذارند. خواندن این اثر به معلمان و والدین کمک میکند رفتارهایی مانند «بیانگیزگی»، «حواسپرتی»، «قفلکردن سر امتحان» یا «کندنویسی» را نه بهعنوان نقص شخصیتی بلکه بهعنوان بازتاب وضعیت لحظهای سیستم عصبی ببینند و برای آن مداخلههای مشخص طراحی کنند. ویژگی شاخص دیگر کتاب ذهن در کلاس، پیوند مداوم میان نظریه و عمل است. در هر فصل پس از توضیح مفاهیم مغزی و هیجانی، مثالهای بالینی از موقعیتهای واقعی کلاس و سپس تمرینهای گامبهگام برای معلمان ارائه شده است؛ از تمرینهای کوتاه برای کاهش بار هیجانی سؤال و فعالسازی قشر پیشپیشانی تا طراحی سؤالهای «۶۰ درصدی» برای روشنکردن سیستم پاداش، روتینهای روزانهی توجه و حافظه، تمرینهای ذهنآگاهی تحصیلی، راهبردهای تنظیم هیجان در کلاس، مداخلات بدنمحور برای خروج از حالت قفل عصبی و ساختاردهی به محیط کلاس بر اساس نیازهای مغز. این ترکیب باعث شده است که کتاب نهتنها برای فهم عمیقتر مغز یادگیرنده مفید باشد بلکه بهعنوان یک منبع کاربردی برای طراحی کلاسهای امنتر، انسانیتر و مؤثرتر نیز قابل استفاده باشد. در فصل پایانی نیز طرح موضوعاتی مانند هوش مصنوعی آموزشی، سواد بدنی-هیجانی و نورودایورسیتی، چشماندازی گستردهتر از آیندهی آموزش مبتنی بر مغز ارائه کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن ذهن در کلاس به معلمان دورههای مختلف تحصیلی، مشاوران و روانشناسان مدرسه، مدیران آموزشی، دانشجویان روانشناسی و علوم تربیتی و به والدینی پیشنهاد میشود که دغدغهی درک عمیقتر یادگیری، اضطراب تحصیلی، افت تمرکز، بیانگیزگی یا فرسودگی آموزشی کودکان و نوجوانان را دارند و میخواهند این پدیدهها را از زاویهی مغز، هیجان، بدن و رابطه ببینند.
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸۷ صفحه
حجم
۱٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸۷ صفحه