
کتاب جنگ شناختی
معرفی کتاب جنگ شناختی
کتاب جنگ شناختی: مسائل خاکستری در منازعات سیاسی معاصر نوشتهی آدام هنشکه با ترجمهی قاسم منفرد و حسن میرزایی اثری است که به یکی از حساسترین و بحثبرانگیزترین پدیدههای سیاست امروز میپردازد؛ یعنی استفاده عامدانه از اطلاعات برای هدفگرفتن ذهن و ادراک شهروندان. نشر رایحه اقتصاد آن را با همکاری مرکز پژوهشهای اتاق ایران منتشر کرده است. نویسنده که از دل مباحث فلسفهی اخلاق، مطالعات امنیتی و سیاست معاصر به موضوع نزدیک شده است تلاش میکند نشان دهد جنگ در روزگار شبکههای اجتماعی و کلانداده فقط در میدانهای نظامی رخ نمیدهد، بلکه بهطور مستقیم بر باورها، احساس امنیت، اعتماد اجتماعی و حتی معنای «حقیقت» اثر میگذارد. در این کتاب جنگ شناختی بهعنوان نوعی منازعه اطلاعاتی تعریف شده که در آن دولتها و بازیگران سیاسی با بهرهگیری از فناوریهای نوین، رسانهها و دادههای رفتاری میکوشند ادراک شهروندان را شکل دهند، قطبیسازی را تشدید کنند و مشروعیت نهادهای سیاسی و اجتماعی را تضعیف یا تقویت کنند. هنشکه با مثالهایی از برگزیت، انتخابات ریاستجمهوری امریکا، ماجرای کمبریج آنالیتیکا، همهگیری کرونا و کارزارهای سازمانیافته اطلاعات نادرست نشان میدهد چگونه شهروندان عادی میتوانند هم قربانی و هم ناخواسته همدست این فرایندها شوند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جنگ شناختی
کتاب جنگ شناختی: مسائل خاکستری در منازعات سیاسی معاصر با تمرکز بر مفهوم جنگ شناختی، آن را در پیوند با سنت طولانیتری از منازعات اطلاعاتی، تبلیغات، عملیات روانی، شستوشوی مغزی، جنگ، نسلکشی و تروریسم بررسی کرده است. آدام هنشکه در بخش نخست کتاب با عنوان «اطلاعات، دموکراسیها و جنگ شناختی» از تعریف پایهای جنگ شناختی آغاز میکند: استفاده عامدانه و مداوم از اطلاعات برای هدفگرفتن افراد بهمنظور اثرگذاری بر نهادهای سیاسی و اجتماعی. او ابتدا به مفاهیمی مانند تبلیغات سیاسی و جامعهشناختی، عملیات روانی نظامی و شستوشوی مغزی میپردازد و نشان میدهد چگونه این مفاهیم در طول تاریخ با پیشرفت فناوری و علوم شناختی بهتدریج به چیزی نزدیک به جنگ شناختی امروز رسیدهاند. سپس در فصلهایی مانند «عصر اطلاعات و دموکراسی» و «فراتر از اطلاعات: نفوذ و مداخله» توضیح داده شده که چگونه کلاندادهها، شبکههای اجتماعی و وابستگی روزمره به اینترنت، میدان منازعه اطلاعاتی را دگرگون کردهاند و شهروندان را به اهداف دائمی کارزارهای نفوذ تبدیل کردهاند. در ادامه کتاب جنگ شناختی: مسائل خاکستری در منازعات سیاسی معاصر در دو بخش دیگر تاریخ و اخلاق این نوع منازعه را واکاوی کرده است. بخش دوم با عنوان «تاریخ جنگ شناختی» به سراغ نمونههای تاریخی و معاصر میرود و در فصلهایی مانند «مسائل خاکستری در روابط بینالملل: از فریب نظامی تا منازعه سیاسی، تا جنگ شناختی»، «مسائل خاکستری در فعالیتهای داخلی: براندازها، تروریستها، کنشگران نهادی و مردم» و «مسائل خاکستری در حوزه فناوری: از تروریسم تا شورش در بستر فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی» نشان میدهد چگونه جنگ شناختی هم در سطح بینالمللی و هم در سیاست داخلی و هم در بستر فناوریهای نوین شکل گرفته است. بخش سوم با عنوان «اخلاق و جنگ شناختی» به پرسشهای هنجاری میپردازد: آیا دموکراسیهای لیبرال مجازند از جنگ شناختی استفاده کنند؟ چه زمانی این کنشها «خوب» یا «بد» تلقی میشوند؟ هنشکه در فصلهایی مانند «ریاکاری، مسائل خاکستری و هنجارها در جنگ شناختی» و فصل پایانی درباره «مرزها و چشماندازهای آینده جنگ شناختی» استدلال کرده است که دو ارزش کرامت انسانی و استقلال سیاسی میتوانند معیار داوری درباره مشروعیت یا نامشروعبودن کنشهای شناختی باشند و نشان میدهد چرا این حوزه پر از ناحیههای خاکستری و ناسازگاریهای اخلاقی و سیاسی است.
خلاصه کتاب جنگ شناختی
کتاب جنگ شناختی: مسائل خاکستری در منازعات سیاسی معاصر از یک پرسش محوری آغاز میکند: آیا دموکراسیهای لیبرال مجازند از جنگ شناختی استفاده کنند، درحالیکه همین دموکراسیها خود قربانی کارزارهای شناختی دیگران هستند؟ برای پاسخ به این پرسش، نویسنده ابتدا مفهوم جنگ شناختی را از جنگ اطلاعاتی و عملیات روانی جدا میکند. در تعریف او جنگ اطلاعاتی بیشتر به ساختارهای نظامی، سامانههای فرماندهی و کنترل و زیرساختهای اطلاعاتی مربوط است، درحالیکه جنگ شناختی مستقیما شهروندان و افکار عمومی را هدف میگیرد و میکوشد ادراک، باورها و احساسات آنها را نسبت به نهادهای سیاسی و اجتماعی تغییر دهد. هنشکه در فصلهای آغازین نشان میدهد که استفاده از اطلاعات برای اقناع و دستکاری ذهنی پدیدهای تازه نیست و ریشه در سنتهای بلاغت، تبلیغات مذهبی، تبلیغات سیاسی مدرن، عملیات روانی نظامی و مفهوم شستوشوی مغزی دارد. او با رجوع به تحلیلهایی از جیسون استنلی و ژاک الوول توضیح میدهد که تبلیغات میتواند هم پشتیبان ارزشهای دموکراتیک باشد و هم تضعیفگر آنها؛ و لزوما بر دروغ استوار نیست، بلکه اغلب بر گزارههای درست و احساسات موجود تکیه میکند. سپس با مثالهایی از برگزیت، انتخابات ۲۰۱۶ امریکا، فعالیت آژانس تحقیقات اینترنتی روسیه، ماجرای کمبریج آنالیتیکا و همهگیری کرونا نشان داده شده که چگونه فناوریهای اطلاعاتی و شبکههای اجتماعی امکان نمایهسازی رواننگارانه، هدفگیری دقیق و تقویت خشم و نارضایتی را فراهم کردهاند. در بخش تاریخی کتاب، جنگ شناختی در کنار جنگ، نسلکشی و تروریسم بهعنوان شکلهایی از خشونت نهادینهشده تحلیل شده است. نویسنده توضیح میدهد که جنگ و تروریسم ساختاری دوگانه دارند: از یکسو کنشهای خشونتآمیز مستقیم و از سوی دیگر هدفی سیاسی، اجتماعی یا ایدئولوژیک که فراتر از قربانیان بلافصل قرار دارد. او استدلال میکند که اگر بعد فیزیکی خشونت را کنار بگذاریم، ساختار جنگ شناختی بسیار به این الگو نزدیک است: کنشهایی سازمانیافته که نهادهای سیاسی و اجتماعی را از طریق دستکاری ادراک و فرسایش اعتماد هدف میگیرند. فصلهای میانی کتاب به «مسائل خاکستری» در روابط بینالملل، سیاست داخلی و حوزه فناوری میپردازد؛ از فریب نظامی و مداخله در انتخابات دیگر کشورها تا نقش براندازها، تروریستها، نهادهای داخلی و مردم، و نیز تأثیر رسانههای اجتماعی، توهم توطئه و «محتوای سمی» بر فرسایش روانی و قطبیسازی. در بخش پایانی، هنشکه به سطح هنجاری میرسد. او نشان میدهد که دموکراسیهای لیبرال هم از جنگ شناختی استفاده کردهاند و هم آن را محکوم میکنند، و این وضعیت نوعی ریاکاری و ناسازگاری هنجاری ایجاد کرده است. برای خروج از این بنبست، نویسنده دو ارزش کرامت انسانی و استقلال سیاسی را بهعنوان معیارهای اصلی پیشنهاد میکند. بر این اساس، کنشهای شناختیای که شأن انسانها را نقض کنند یا استقلال سیاسی جوامع را تضعیف کنند ناموجهاند، حتی اگر در خدمت اهداف ظاهرا مطلوب باشند. در فصل پایانی درباره «مرزها و چشماندازهای آینده جنگ شناختی» نیز به خطراتی مانند قطبیسازی، انشقاق اجتماعی، فرسایش حقیقت، تهدید زیرساختهای حیاتی دموکراسیهای لیبرال و نقش فناوریهای پساحقیقت پرداخته شده و نشان داده شده است که چرا جنگ شناختی باید بهاندازه جنگهای فیزیکی جدی گرفته شود.
چرا باید کتاب جنگ شناختی را بخوانیم؟
جنگ شناختی: مسائل خاکستری در منازعات سیاسی معاصر اثری است که از دل متن خود نشان میدهد چرا بحث درباره اطلاعات، رسانهها و ذهن شهروندان دیگر موضوعی حاشیهای نیست. این کتاب بهجای تمرکز صرف بر تکنیکها یا مثالهای خبری، ساختار مفهومی و اخلاقی پدیدهای را باز میکند که در آن دولتها، نهادهای امنیتی، شرکتهای دادهمحور و حتی گروههای تروریستی میکوشند از اطلاعات برای شکلدهی به ادراک و رفتار سیاسی استفاده کنند. خواننده در این مسیر با زنجیرهای از مفاهیم بههمپیوسته روبهرو میشود: از تبلیغات و عملیات روانی تا شستوشوی مغزی، از جنگ و نسلکشی تا تروریسم، و از جنگ اطلاعاتی تا جنگ شناختی. این کتاب بهویژه از این جهت اهمیت دارد که صرفا به توصیف تهدیدها بسنده نکرده و به سطح هنجاری میرسد. آدام هنشکه نشان داده است که دموکراسیهای لیبرال در موقعیتی دوگانه قرار گرفتهاند: از یکسو خود از ابزارهای شناختی برای مداخله در جوامع دیگر استفاده کردهاند و از سوی دیگر، هنگامی که هدف کارزارهای مشابه قرار گرفتهاند آن را محکوم کردهاند. طرح این ناسازگاری، بحث را از سطح شعارهای سیاسی به سطح پرسشهای جدی اخلاقی میبرد: چه نوع مداخلهای در ذهن و ادراک دیگران میتواند مشروع باشد؟ مرز میان آگاهسازی و دستکاری کجاست؟ و چگونه میتوان در برابر جنگ شناختی از نهادهای دموکراتیک دفاع کرد بیآنکه همان ارزشها قربانی شوند؟ در کنار این مباحث، کتاب تصویری نسبتاً منسجم از «عصر اطلاعات» ارائه میدهد؛ عصری که در آن کلاندادهها، شبکههای اجتماعی، الگوریتمها و رسانههای دیجیتال نهتنها ابزار ارتباط، بلکه میدان اصلی منازعه سیاسی شدهاند. پرداختن به نمونههایی مانند برگزیت، انتخابات امریکا، کمبریج آنالیتیکا، همهگیری کرونا و کارزارهای سازمانیافته اطلاعات نادرست، بحث نظری کتاب را به تجربههای عینی پیوند میزند و نشان میدهد چگونه مفاهیمی مانند «محتوای سمی»، «نمایهسازی رواننگارانه» و «فناوریهای پساحقیقت» در عمل بر سرنوشت جوامع اثر میگذارند. برای کسانی که بهدنبال درکی عمیقتر از پیوند میان اطلاعات، قدرت و اخلاق در سیاست معاصر هستند، این کتاب میتواند نقطهی شروعی جدی برای بازاندیشی باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن جنگ شناختی: مسائل خاکستری در منازعات سیاسی معاصر به پژوهشگران و دانشجویان مطالعات امنیتی، روابط بینالملل، علوم سیاسی، فلسفه اخلاق و مطالعات رسانهای پیشنهاد میشود. همچنین به فعالان حوزه سیاستگذاری عمومی، تحلیلگران رسانه و ارتباطات، و کسانی که درگیر تحلیل پدیدههایی مانند مداخله در انتخابات، جنگ اطلاعاتی، تبلیغات سیاسی و قطبیسازی اجتماعی هستند توصیه میشود. برای علاقهمندان به فهم عمیقتر نقش شبکههای اجتماعی، کلاندادهها و فناوریهای اطلاعاتی در شکلدهی به افکار عمومی و نیز کسانی که دغدغه پیامدهای اخلاقی و سیاسی این تحولات را دارند، این کتاب منبعی مناسب است.
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۲ صفحه
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۲۲ صفحه