
کتاب من مجید نیستم
معرفی کتاب من مجید نیستم
کتاب من مجید نیستم نوشتهی محمدعلی زینلی و ندبه محمدی داستانی کوتاه درباره چند کودک است که در یک محلهی صمیمی زندگی میکنند و در کنار بزرگترها با موقعیتهای تازه روبهرو میشوند. انتشارات تربیت ماندگار آن را منتشر کرده است و متن همراه با تصویرگری رنگی اسماعیل چشرخ پیش میرود. این کتاب بخشی از مجموعهای با عنوان صد دانه تفکر است که در آن گروهی از بچهها و معلمشان تصمیم گرفتهاند به بچههای دیگر کمک کنند تا «نوری در قلبشان روشن شود» و دنیا را بهتر ببینند. در این کتاب ماجرا از یک روز معمولی در محله شروع میشود؛ روزی که ننه قندی روی ایوان نشسته و میخواهد برای بچهها قصهای از کتابش بخواند اما ناگهان متوجه میشود کتاب را در خانهی پسرش جا گذاشته است. درد پاها اجازه نمیدهد خودش برود و همین موضوع بهانهای میشود تا پای مجید و بعد دو پسر دیگر به داستان باز شود. تشابه ظاهری بچهها، اشتباه گرفتن آنها با هم و ماجرای «من مجید نیستم» فضایی پر از سؤال، خنده و کنجکاوی میسازد که در ادامه به داستان سلمان و شترش وصل میشود. کتاب من مجید نیستم با زبانی ساده، موقعیتی روزمره را به فرصتی برای فکرکردن درباره هویت، صداقت و مسئولیتپذیری تبدیل کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب من مجید نیستم
کتاب من مجید نیستم بخشی از مجموعه صد دانه تفکر است که در آن گروهی از بچهها با کمک معلمشان تصمیم گرفتهاند «جهان را پر نور کنند» و به بچههای دیگر کمک کنند تا بهتر فکر کنند و بهتر ببینند. در ابتدای کتاب، راوی از سرزمینی زیبا و چند دوست میگوید که معلمی مهربان دارند؛ معلمی که نوری در قلب آنها روشن کرده است و حالا نوبت بچههاست که این نور را به دیگران برسانند. در ادامه توضیح داده شده که این مجموعه کتابها یکی از هدیههای آن گروه به بچههاست. کتاب من مجید نیستم در همین فضا شکل گرفته و با یک موقعیت ساده در محله، یعنی نشستن ننه قندی روی ایوان و فراموشکردن کتاب قصه در خانهی پسرش، وارد داستان میشود. تصویرگری رنگی و حضور شخصیتهایی مثل ننه قندی، مجید و دو پسر دیگر، فضای آشنا و صمیمی کوچه و خانه را به تصویر کشیده است. کتاب من مجید نیستم در چند بخش کوتاه پیش میرود و در پایان بخش اول، خواننده به ماجرای دیگری با عنوان ماجراهای سلمان و شترش هدایت میشود که قسمت نخست آن سلمان قلابی نام دارد. در بخش مربوط به ننه قندی، گفتوگوهای کوتاه و تند بین او و بچهها، رفتوآمد در کوچه، صدای دویدن، در زدن و تعجب ننه قندی از دیدن سه پسر همشکل، ریتم داستان را شکل داده است. در بخش پایانی این قسمت، از خواننده خواسته شده ماجرای سلمان و شترش را در صفحات بعد ببیند و داستان آن را در چند خط بنویسد. این ساختار نشان میدهد که کتاب من مجید نیستم فقط به روایت یک ماجرا بسنده نکرده است بلکه میخواهد بچهها را به فکرکردن، بازنویسی و بازآفرینی داستان هم دعوت کند و از دل یک قصهی ساده، تمرینی برای دقت، تخیل و مسئولیتپذیری بسازد.
خلاصه کتاب من مجید نیستم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! کتاب من مجید نیستم با معرفی گروهی از بچهها شروع میشود که معلمشان نوری در قلب آنها روشن کرده است و حالا آنها تصمیم گرفتهاند به همهی بچههای جهان کمک کنند تا قلبشان پر نور شود. یکی از هدیههای این گروه، مجموعه کتابهای صد دانه تفکر است و این کتاب یکی از آنهاست. بعد داستان به یک روز چهارشنبه در محلهای آرام میرسد؛ ننه قندی روی ایوان نشسته و میخواهد از توی کتابش یک قصهی قشنگ برای بچهها انتخاب کند اما ناگهان یادش میافتد کتاب را در خانهی پسرش جا گذاشته است. خانهی پسرش نزدیک است اما پاهایش درد میکند و نمیتواند خودش برود. در همین لحظه مجید و دوستش از راه میرسند. ننه قندی از آنها استقبال میکند و از مجید میخواهد به خانهی پسرش در کوچهی بالایی برود و کتاب را بیاورد. میگوید اگر از هر کسی سؤال کند خانهی پسر ننه قندی را نشانش میدهد. بعد مشتش را جلو میآورد و خوراکیای به مجید میدهد. مجید خوراکی را میگیرد، میگوید از مادرش اجازه میگیرد و میرود. ننه قندی به خانه برمیگردد و در را میبندد. چند دقیقه بعد صدای دویدن بچهای را از کوچه میشنود. دم در میرود و با خیال اینکه مجید برگشته، میگوید: «قربان قدت مجید جان! چرا لباست را عوض کردی؟ پس کتاب کو؟» اما پسرک میخندد و با تعجب میگوید: «من؟!... کتاب؟!...» ننه قندی فکر میکند او شوخی میکند و دوباره به خانه برمیگردد. ننه قندی زیر لب از درد پاهایش گلایه میکند که دوباره در میزنند. در را باز میکند و این بار سه پسر همشکل را جلوی در میبیند. یکی از آنها کتاب را در دست دارد و میگوید کتاب را از خانهی پسرش آورده است. ننه قندی با تعجب میپرسد اگر او مجید است پس آن دو نفر دیگر چه کسانی هستند. مجید جواب میدهد اینها هید و دمیدند. ننه قندی تازه متوجه میشود که سه پسر شبیه هم هستند و به همین خاطر اشتباه کرده است. میخندد، یک مشت توت خشک از جیبش در میآورد و به هر سه میدهد و از آنها میخواهد عصر همراه بچهها به خانهاش بیایند. در پایان این بخش، کتاب از خواننده میخواهد به سراغ ماجراهای سلمان و شترش برود و داستان آن را در چند خط بنویسد تا پیوند بین شنیدن قصه و بازآفرینی آن در ذهن و زبان خود بچهها شکل بگیرد.
چرا باید کتاب من مجید نیستم را بخوانیم؟
کتاب من مجید نیستم از دل یک موقعیت ساده در محله، چند موضوع مهم را کنار هم قرار داده است: کمککردن به بزرگترها، مسئولیتپذیری بچهها، شباهت و تفاوت بین دوستان و اینکه هرکس چطور خودش را معرفی میکند. حضور سه پسر همشکل که باعث اشتباه ننه قندی میشوند، زمینهای برای فکرکردن درباره هویت و این سؤال است که چه چیزی باعث میشود یک نفر «من» باشد و دیگری «نه من». در این کتاب، فضای آشنای کوچه، ایوان، ننه قندی، خوراکی و توت خشک، همراه با تصویرگری رنگی، داستان را برای بچهها ملموس کرده است. در عین حال، پیوند این ماجرا با مجموعه صد دانه تفکر و دعوت پایانی به نوشتن ماجرای سلمان و شترش، کتاب من مجید نیستم را به متنی تبدیل کرده است که فقط برای خواندن نیست بلکه برای فکرکردن و بازنویسی هم طراحی شده است. بچهها در جریان داستان میبینند که چطور یک درخواست ساده، مثل آوردن کتاب، میتواند به همکاری، دوستی و خنده ختم شود و در پس این اتفاقها، ارزشهایی مثل امانتداری، دقت و احترام به بزرگترها برجسته میشود. این کتاب همچنین نشان داده است که قصهگویی ننه قندی و حضور معلم در ابتدای مجموعه، دو شکل متفاوت از راهنمایی بچههاست؛ یکی در فضای مدرسه و دیگری در فضای خانه و محله. این ترکیب، خواننده را با دو نوع رابطهی تربیتی روبهرو میکند و کمک میکند بفهمد چطور بزرگترها میتوانند با قصه و گفتوگو، نوری در قلب بچهها روشن کنند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب من مجید نیستم به بچههای دبستانی پیشنهاد میشود که از قصههای کوتاه محلهای، شخصیتهای بامزه و موقعیتهای کمی معمایی لذت میبرند. این کتاب به والدین و مربیانی پیشنهاد میشود که بهدنبال متنی برای گفتوگو درباره کمککردن، صداقت، هویت و مسئولیتپذیری با بچهها هستند. همچنین به گروههای آموزشی و کلاسهای تفکر و سبک زندگی کودک پیشنهاد میشود که از داستان برای تمرین بازنویسی، خلاصهنویسی و تقویت تخیل استفاده میکنند.
حجم
۵٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه
حجم
۵٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۸ صفحه