کتاب خوشه های جدا مانده زینب بحری + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خوشه های جدا مانده

کتاب خوشه های جدا مانده

نویسنده:زینب بحری
دسته‌بندی:
امتیاز
۵.۰از ۱ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب خوشه های جدا مانده

کتاب خوشه‌های جدا مانده نوشته‌ی زینب بحری روایتی بلند و پیوسته از زندگی زنی است که از کودکی در روستایی فقیر، تا نوجوانی پر از فقدان و سپس ازدواج، اعتیاد، بازداشت، زندان و درنهایت بیداری درونی و آشنایی دوباره با خدا را تجربه کرده است. چاپ و نشر دادنامه آن را منتشر کرده است و متن کتاب بدون فاصله‌گرفتن از زاویه‌دید اول‌شخص، خواننده را در دل خاطرات، اعتراف‌ها و تأملات نویسنده می‌نشاند. این کتاب در ۵ فصل تنظیم شده است: از خاطرات کودکی در فصل خوشه‌های جدا مانده و روایت تلخ بازداشت و زندان در حصارهای بی‌رحم تا سرزمین تنهایی که به گذشته‌ی خانوادگی و ریشه‌های فقر و رنج می‌پردازد. در فصل از دامنه‌های ناامن تا قله، متن به‌سمت خودشناسی، گفت‌وگو با خدا و تغییر سبک زندگی حرکت می‌کند و در فصل آخر، آخرین بازمانده، نوعی جمع‌بندی عاطفی و فکری از این مسیر پر فرازونشیب شکل می‌گیرد. خوشه‌های جدا مانده ترکیبی از خاطره‌نویسی، اعتراف، روایت زندگی و تأملات معنوی است که در آن نویسنده تلاش کرده است از دل تجربه‌های شخصی‌اش، معنایی تازه برای رنج، خطا، گناه، بخشش و امید پیدا کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب خوشه های جدا مانده

کتاب خوشه‌های جدا مانده با روایت زینب بحری آغاز می‌شود که از کودکی‌اش در روستایی فقیر، خانه‌ای قدیمی، حیاطی با حوض سیمانی، درخت انجیر و خوشه‌های طلایی برنج می‌گوید. در فصل اول با همین نام، تصویر کودکی‌ای شکل می‌گیرد که در آن فقر هست اما حسرت هنوز آموخته نشده است؛ پدری کشاورز، مادری خسته، سفره‌های ساده، لباس نو فقط برای شب عید و بازی‌هایی که غم را عقب می‌زنند. نویسنده در این فصل، فاصله‌ی میان آن روزهای ساده و امروزِ پر از کینه، فاصله، مرگ عزیزان و سردی رابطه‌ها را نشان می‌دهد و از حسرت بازگشت به روزهایی می‌نویسد که «بازی کردن هدف روزها» بود. همین فصل، استعاره‌ی خوشه‌های جدا مانده را می‌سازد؛ خوشه‌هایی که بعد از درو روی زمین می‌مانند و جمع‌کردنشان برای کودک، لذت و سهمی کوچک اما پرمعنا از محصول زندگی است. کتاب خوشه‌های جدا مانده در فصل دوم، حصارهای بی‌رحم، ناگهان وارد فضای بازداشتگاه و زندان می‌شود. راوی در اوج اعتیاد و فروپاشی، به جرم اخاذی بازداشت شده است و در سلول، با زنانی روبه‌رو می‌شود که هرکدام داستانی جداگانه دارند: زنی متهم به سرقت، زنی درگیر تن‌فروشی، زنی با معاونت در قتل، زنی که قربانی فقر و خشونت خانوادگی است. این روایت‌ها در فصل سوم، سرزمین تنهایی، به گذشته‌ی خود راوی گره می‌خورند؛ کودکی در خانواده‌ای پرجمعیت، پدری کشاورز که بعد از تصادف و بیماری و اعتیاد از کار می‌افتد، مادری فرسوده که زندگی را در ظرف‌شستن و راضی‌کردن دیگران خلاصه کرده است، مرگ پدر، مرگ برادر، ازدواجی شتاب‌زده برای فرار از خانه و سال‌هایی که فقر، خشم و احساس حقارت در آن انباشته شده است. در فصل چهارم، از دامنه‌های ناامن تا قله، لحن کتاب به‌تدریج از روایت صرف به تأمل و نوعی گفت‌وگو با خود و خدا تغییر می‌کند؛ بخش‌هایی مثل «ذهنت را فریب بده»، «گاهی به خودت حق بده»، «به خودت پاداش بده» و «سکه‌های کهنه و بی‌ارزش را کنار بگذار» نشان می‌دهد که نویسنده تجربه‌ی اعتیاد، زندان و افسردگی را به نقطه‌ی شروعی برای بازتعریف زندگی تبدیل کرده است. در فصل آخر، آخرین بازمانده، این مسیر با تصویر زنی که از دل رنج‌ها، معنای تازه‌ای برای امید، ایمان و مسئولیت شخصی پیدا کرده است، جمع‌بندی می‌شود.

خلاصه داستان خوشه های جدا مانده

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! خوشه‌های جدا مانده مسیر زندگی زنی را دنبال می‌کند که از کودکی در روستایی فقیر اما سرشار از بازی و طبیعت آغاز می‌شود. در فصل اول، راوی از روزهایی می‌گوید که جمع‌کردن خوشه‌های برنجِ به‌جا‌مانده از درو، نماد قناعت و شادی‌های کوچک بود. با بزرگ‌شدن، نداشته‌ها پررنگ می‌شوند؛ خانه‌ی قدیمی پر از هیاهوی کودکان، به سکوت و کینه و جدایی تبدیل می‌شود، پدر زیر خاک می‌رود، محبت مادر به زخم و خشونت بدل می‌شود و راوی حس می‌کند خوشی در گذشته جا مانده است. در فصل حصارهای بی‌رحم، داستان به نقطه‌ای تند و تکان‌دهنده می‌رسد: بازداشت به جرم اخاذی، اعتیاد به قرص، شب‌های سرد بازداشتگاه، ترس از زندان و شرم از نگاه دختران. راوی در سلول با زنانی آشنا می‌شود که هرکدام نمونه‌ای از برخورد فقر، خشونت، انتخاب‌های اشتباه و قضاوت‌های سخت جامعه‌اند؛ از زنی که به‌خاطر سرقت و اعتیاد کنار دخترش زندانی شده تا زنی که در ماجرای قتل پیرمردی سالخورده، نقش معاونت دارد و حالا باید سال‌های پیری را پشت میله‌ها بگذراند. این مواجهه‌ها، نگاه راوی را به «گناه» و «انسان» تغییر می‌دهد؛ خطا را فقط یک لحظه نمی‌بیند، بلکه نتیجه‌ی سال‌ها تحقیر، بی‌مهری و سرکوب می‌داند. در فصل سرزمین تنهایی، راوی به عقب برمی‌گردد و ریشه‌های درونی و خانوادگی سقوطش را مرور می‌کند: کودکی در خانواده‌ای پرجمعیت، پدری کشاورز که بعد از تصادف و سرطان از کار می‌افتد، مادری که در فداکاریِ بی‌مرز، خودش را فراموش کرده است، دعواهای مداوم، فقر، پوشیدن لباس‌های کهنه‌ی دیگران، کار در مزارع برنج و باغ‌ها در نوجوانی، ازدواجی شتاب‌زده برای فرار از خانه، مرگ برادر، دخالت‌های خانواده‌ی همسر و احساس پوچی و بی‌ارزشی که به افسردگی و درنهایت اعتیاد منتهی می‌شود. در فصل از دامنه‌های ناامن تا قله، نقطه‌ی چرخش شکل می‌گیرد. راوی بعد از آزادی موقت، در اوج افسردگی و وابستگی به قرص، در لحظه‌ای شبیه رؤیا، حضوری از خدا را تجربه می‌کند؛ حضوری بدون کلام و جسم که برایش فقط یک پیام دارد: «نمی‌دانی چقدر عاشقت هستم». این تجربه، آغاز تصمیمی سخت است: ترک ناگهانی قرص، روبه‌روشدن با ترس از مرگ، و شروع گفت‌وگو با خدا از دل اعتراف و شرمندگی. در ادامه، متن به‌سمت بازتعریف رابطه با خود می‌رود؛ نویسنده از فریب‌دادن ذهن، حق‌دادن به خود، بخشش، پاداش‌دادن به خود و کنارگذاشتن «سکه‌های کهنه و بی‌ارزش» حرف می‌زند؛ یعنی باورها، کینه‌ها و عادت‌هایی که او را در چرخه‌ی تکرار رنج نگه داشته بودند. در فصل پایانی، این مسیر به تصویری از زنی می‌رسد که هنوز با خاطره‌ی زندان، فقر و خطا زندگی می‌کند اما حالا خوشی را مثل همان خوشه‌های جدا مانده، از زمین زندگی جمع می‌کند و سهم خودش را از امید و ایمان برمی‌دارد.

چرا باید کتاب خوشه های جدا مانده را بخوانیم؟

خوشه‌های جدا مانده از دل یک زندگی معمولی و پر از شکست، تصویری نزدیک و بی‌پرده از رنج‌هایی ارائه می‌دهد که بسیاری از آدم‌ها در سکوت با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند: فقر، اعتیاد، خشونت خانوادگی، احساس حقارت، قضاوت دیگران و ترس از آینده. نویسنده در این کتاب، خود را پشت مفاهیم کلی پنهان نکرده است؛ از بازداشت، زندان، وابستگی به قرص، شرم در برابر فرزندان و حتی لحظه‌های آرزوی مرگ نوشته است و همین صراحت، متن را به اعترافی انسانی و قابل لمس تبدیل کرده است. این کتاب در کنار روایت سقوط، به‌تدریج به پرسش‌های عمیق‌تری نزدیک می‌شود: گناه چیست وقتی ریشه در سال‌ها تحقیر و بی‌مهری دارد؟ عدالت و مجازات در برابر فقر و نابرابری چه معنایی پیدا می‌کند؟ خدا در زندگی کسی که خود را «تکه‌ای آشغال» می‌نامد کجا ایستاده است؟ پاسخ‌هایی که در متن شکل گرفته است، نه در قالب بحث نظری، بلکه در قالب تجربه‌ی زیسته و گفت‌وگوهای درونی با خدا و خود است. در فصل‌های پایانی، کتاب از سطح روایت صرف عبور کرده است و به نوعی دفتر خودشناسی و خودگویی تبدیل می‌شود؛ جایی که نویسنده از فریب‌دادن ذهن، بخشش، حق‌دادن به خود و ساختن معنای تازه برای رنج حرف زده است. برای کسانی که به دنبال متنی هستند که هم داستان‌وار پیش برود و هم امکان هم‌ذات‌پنداری عاطفی و تأمل شخصی بدهد، این اثر می‌تواند نمونه‌ای قابل توجه باشد؛ متنی که نشان می‌دهد چگونه می‌توان از دل شکست‌ها، نقطه‌ی شروعی برای تغییر ساخت.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن خوشه‌های جدا مانده به کسانی پیشنهاد می‌شود که به روایت‌های صمیمی و اول‌شخص از زندگی، اعتیاد، زندان و تجربه‌های حاشیه‌ای جامعه علاقه دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که با افسردگی، احساس بی‌ارزشی، روابط خانوادگی پرتنش یا گذشته‌ای پر از حسرت و خطا درگیر بوده‌اند و می‌خواهند این تجربه‌ها را در آینه‌ی زندگی فردی دیگر بازبینی کنند. به دانشجویان و علاقه‌مندان حوزه‌های روان‌شناسی، مددکاری اجتماعی، مطالعات زنان و مطالعات زندان نیز پیشنهاد می‌شود که برای لمس نزدیک‌تر تجربه‌ی زیسته‌ی زنان در فقر، خشونت و نظام قضایی، این کتاب را بخوانند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که در جست‌وجوی متنی هستند که در آن مفهوم خدا، گناه، بخشش و امید نه در قالب بحث نظری، بلکه در دل یک زندگی واقعی و پر فرازونشیب بازاندیشی شده است.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۷۹۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۷۳ صفحه

حجم

۷۹۹٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۷۳ صفحه

قیمت:
۲۰۰,۰۰۰
تومان