
کتاب من، اما بهتر
معرفی کتاب من، اما بهتر
کتاب من، اما بهتر (Me, But Better) روایت شخصیتحلیلی اُلگا خزان از تغییر آگاهانهی ویژگیهای شخصیتی خود در بازهای یکساله است. خزان از دل تجربههای روزمره، اضطرابهای مزمن، روانرنجوری شدید و درونگراییاش وارد بحث میشود و آنها را با پژوهشهای معاصر روانشناسی شخصیت گره میزند. متن، همزمان که سرگذشت شخصی او را دنبال میکند، خواننده را با تاریخچهی شکلگیری مدل پنجعاملی، نقد آزمونهایی مثل مایرزـبریگز، بحث وراثت و محیط، و ایدهی تغییر ارادی شخصیت آشنا میسازد. این کتاب را آوا انصاری برای مؤسسه انتشارات فلسفه ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب من، اما بهتر
کتاب من، اما بهتر با روایت مستقیم اُلگا خزان از یک فروپاشی ظاهراً بیاهمیت در میامی آغاز میشود؛ روزی که ترکیب یک جلسهی عکاسی، مدل موی ناموفق، ترافیک، خرید برای مادر و فشار کاری، او را به این نتیجه میرساند که زندگیاش چیزی جز عذاب نیست. خزان این صحنه را بهعنوان نمونهای زنده از روانرنجوری شدید خودش باز میکند و آن را به مفهوم علمی پنج ویژگی اصلی شخصیت وصل میکند: روانرنجوری، برونگرایی، توافقپذیری، وظیفهشناسی و پذیرای تجربهبودن. او با تکیه بر آزمونهای شخصیت آنلاین، گفتوگو با پژوهشگرانی مثل ناتان هادسون و برنت رابرتز، و مرور تاریخچهی روانشناسی شخصیت از فروید و آلپورت تا ویلیام جیمز و مدل پنجعاملی، نشان میدهد شخصیت چگونه تعریف شده و چطور سنجیده میشود.
در بخشهایی از کتاب من، اما بهتر، خزان از سطح نظری فاصله میگیرد و وارد فاز عملی پروژهی شخصی خود میشود: تصمیم میگیرد یک سال تمام آگاهانه طوری رفتار کند که انگار نسخهی سالمتر و شادتر خودش است. او برای هر کدام از پنج عامل شخصیتش، دورههایی متمرکز در نظر میگیرد. کتاب در قالب فصلهای نسبتاً بلند و پیوسته پیش میرود و در خلال روایت، به مطالعات میدانی دربارهی تغییر ارادی شخصیت، اپلیکیشنهای طراحیشده برای تمرین ویژگیهای جدید و پژوهشهای مربوط به ذهنیت رشد، همدلی و عاملیت هم اشاره میکند. خزان در تمام این مسیر، از زاویهی دید خودش تردیدها، عقبگردها، موفقیتهای کوچک و پرسشهای اخلاقی و فلسفی را ثبت کرده است.
خلاصه کتاب من، اما بهتر
ایدهی کتاب من، اما بهتر، این است که شخصیت مجموعهای از عادتهای فکری، هیجانی و رفتاری است که هم پایدار است و هم تغییرپذیر. اُلگا خزان از تجربهی شخصی خود بهعنوان فردی با روانرنجوری بسیار بالا، برونگرایی پایین و توافقپذیری متوسط شروع میکند و نشان میدهد این ترکیب چگونه حتی روزهای عادی را به میدان اضطراب و خودسرزنشگری تبدیل میکند. او سپس با مرور تاریخ روانشناسی شخصیت، از فروید و آلپورت تا گلدبرگ و مدل پنجعاملی، به این جمعبندی میرسد که شخصیت نه ذات تغییرناپذیر، بلکه الگوی نسبتاً پایداری است که در طول زندگی، بهویژه با نقشهای اجتماعی جدید، روابط عاشقانه، شغل و سن، تغییر میکند.
در بخشهای دیگر، کتاب بر ایدهی تغییر ارادی شخصیت تمرکز دارد؛ مفهومی که ناتان هادسون و همکارانش آن را در قالب مداخلات رفتاری کوتاهمدت آزمودهاند. خزان توضیح میدهد که چگونه رفتارکردن مکرر مطابق با ویژگی دلخواه میتواند بهتدریج آن ویژگی را در فرد تقویت کند. در لایهی شخصیتر، خزان پروژهی یکسالهی خودش را روایت میکند: از آزمون شخصیت در یک هتل فرسودهی ساحلی تا چسباندن فهرست چالشهای شخصیتی روی دیوار اتاقخواب. او نشان میدهد چگونه تلاش برای برونگراترشدن، کاهش روانرنجوری و افزایش توافقپذیری، با دغدغههای عینی مثل تشکیل خانواده، ترس از والد بد بودن، نقلمکان به فلوریدا و ساختن شبکهی دوستی جدید گره میخورد. کتاب در نهایت بر این ایده مکث میکند که تغییر شخصیت الزاماً بهمعنای نفی خودِ واقعی نیست، بلکه میتواند شکلی از خودمراقبتی باشد: حفظ جنبههای مفید و تعدیل بخشهایی که زندگی را محدود و فرساینده کردهاند، ازطریق عادتهای کوچک اما پیوسته.
چرا باید کتاب من، اما بهتر را بخوانیم؟
این کتاب بهجای ارائهی نسخههای کلی و مبهم، نشان میدهد یک فرد واقعی با شغل، رابطه، رؤیای فرزندآوری و دغدغههای مالی، چگونه مفاهیم علمی را در زندگی روزمرهاش به کار میگیرد. همینطور توضیح میدهد که تغییر شخصیت الزاماً به لحظههای تحول ناگهانی وابسته نیست و بیشتر شبیه ساختن عادتهای کوچک و تکراری است. خواندن این اثر میتواند به فهم این مسئله کمک کند که چرا برخی ویژگیها مثل روانرنجوری، برونگرایی یا وظیفهشناسی تا این اندازه بر شادی، سلامت، روابط و موفقیت شغلی اثر میگذارند و چگونه میتوان بدون زیروروکردن زندگی، آنها را اندکی جابهجا کرد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن من، اما بهتر به کسانی پیشنهاد میشود که از اضطراب، خودانتقادی شدید یا احساس گیرکردن در الگوهای رفتاری تکراری خسته شدهاند؛ همچنین به دانشجویان و پژوهشگران روانشناسی، مشاوران، درمانگران و کسانی که با آزمونهای شخصیت سروکار دارند.
بخشی از کتاب من، اما بهتر
«اعتراف میکنم پیش از آنکه در حوزهٔ علم نویسنده شوم دقیقاً نمیدانستم شخصیت یعنی چه. در دبیرستان، نسخهای از آزمون مایرزـ بریگز را گذرانده بودم که نتیجهاش این بود: چون فرد قضاوتگری هستم، باید قاضی بشوم. آیا شخصیت من واقعاً INTJ بود؟ یا مثلاً نظریههای فرویدی که در واحد روانشناسی مقدماتی یاد گرفتیم؛ با آنهمه آدامس و ناخنجویدن، تقریباً مطمئن بودم تثبیت دهانی دارم. آیا آنهم بخشی از شخصیت من بود؟
تعریف عامیانهٔ شخصیت معمولاً این است: "آن چیزی که ذاتاً درون ما هست." اما بارها شنیدهام که این واژه میانبُری است برای اشاره به علاقهها و سلیقهٔ فرد، خلقوخوی کلی او، یا حتی این مسئله که حرفهای جالبی برای گفتن دارد یا نه. (درواقع، همهٔ اینها بخشهایی از شخصیت را توصیف میکنند، اما تمام آن نیستند.)
میدانستم شخصیت تاحدودی ژنتیکی است و این واقعیت برای تلاشهایم در جهت تغییر چندان دلگرمکننده نبود. مثلاً، پدرم چنان مضطرب است که یکبار، از خرید خودرویی که نزدیک هیروشیمای ژاپن تولید شده بود صرفنظر کرد؛ چون نگران بود ذرهای از تشعشعات باقیماندهٔ انفجار اتمی سال ۱۹۴۵ بهطریقی درون داشبورد جا خوش کرده باشد و وقتی خودرو به نمایندگی تویوتای پتلاب در تگزاس برسد، بیرون بپرد و بیدرنگ او را به سرطان کشندهای مبتلا کند. با این شدت از روانرنجوری که در رگهایم جریان داشت، آیا اصلاً میتوانستم برای شخصیتم اقدامی بکنم؟ چطور میشود چیزی را تغییر داد که به ارث رسیده است؟»
حجم
۲۱۱٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۷ صفحه
حجم
۲۱۱٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۴۷ صفحه