کتاب بلوک یاس مهشید اسماعیلی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بلوک یاس

کتاب بلوک یاس

امتیازبدون نظر

معرفی کتاب بلوک یاس

کتاب بلوک یاس نوشته‌ی مهشید اسماعیلی و به‌کوشش نشر خط مقدم منتشر شده است. این کتاب روایت زندگی و خاطرات معصومه مرادی است؛ زنی که در جایگاه همسر سردار شهید حسن شاطری، از کودکی سخت در سمنان تا سال‌های پرالتهاب جنگ و سپس زندگی در مناطق عملیاتی و مأموریت‌های همسرش، مسیر طولانی و پرچالشی را پشت سر گذاشته است. نویسنده در این اثر، نه‌فقط به چهره‌ی شناخته‌شده‌ی حسن شاطری به‌عنوان یک چهره‌ی عمرانی و جهادی، بلکه به وجه کمتر دیده‌شده‌ی او در نقش همسر، پدر و فرزند پرداخته است و از خلال خاطرات معصومه مرادی، تصویری نزدیک و ملموس از یک زندگی مشترک سی‌ساله ارائه می‌دهد. در بلوک یاس، محور اصلی روایت، خودِ معصومه مرادی است؛ دختری تک‌فرزند که در کودکی پدر کارگرش را از دست می‌دهد و همراه مادر، با کار و تلاش و قناعت، زندگی را از نو می‌سازد. همین پیشینه‌ی سخت، بعدتر در انتخاب همسر، پذیرش زندگی در شرایط جنگی، مهاجرت به شهرهای مرزی و همراهی با مأموریت‌های دشوار حسن شاطری، نقش مهمی پیدا می‌کند. کتاب با زبانی صریح و جزئیات روزمره، از فضای خانه‌های کوچک جنوب سمنان، کارهای طاقت‌فرسای مادر، روزهای انقلاب، حضور در بسیج، تا مراسم ساده‌ی خواستگاری و عروسی و سپس کوچ به سردشت و زندگی زیر سایه‌ی جنگ را دنبال کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب بلوک یاس

کتاب بلوک یاس با تمرکز بر خاطرات معصومه مرادی، تصویری پیوسته از زندگی یک زن سمنانی ارائه می‌دهد که از دل فقر، یتیمی و روزگار پرزحمت، به زندگی مشترک با یک رزمنده و سپس فرمانده می‌رسد. مهشید اسماعیلی در این کتاب، روایت را از کودکی راوی آغاز کرده است؛ از روزی که پدر مقنی او در یکی از چاه‌ها جان می‌بازد، خانه‌ی پنجاه شصت‌متری بدون حمام و حوض، مرغ و خروس‌ها و گوسفندهایی که برای تأمین معاش نگه می‌دارند، تا کارهای طاقت‌فرسای مادر در عرق‌گیری، پنبه‌پاک‌کنی، درست‌کردن روشور و روغن کرچک. در ادامه، فضای مدرسه‌ی ابتدایی در سمنان، تظاهرات انقلاب، عضویت در کتابخانه‌ی مسجد مهدیه و علاقه‌ی راوی به کتاب‌خواندن، و هم‌زمان بی‌میلی‌اش به ادامه‌ی تحصیل، زمینه‌ی ذهنی او را شکل می‌دهد. در میانه‌ی این زندگی ساده، خانواده‌ی شاطری به‌عنوان خویشاوندان نزدیک حضور دارند و حسن شاطری، ابتدا در نقش پسری کمک‌کار و دلسوز، جای خالی برادر را برای معصومه و پسر را برای مادر او پر می‌کند. در ادامه‌ی کتاب بلوک یاس، روایت به‌تدریج به سمت آشنایی و ازدواج معصومه مرادی و حسن شاطری می‌رود؛ از شوخی‌های معصومه‌خانم، مادر حسن، درباره‌ی عروس شدن معصومه، تا شب شیرینی‌پزی حسن برای مادر میگرنی‌اش که در ذهن راوی تصویری تازه از او می‌سازد. سپس اعزام‌های پیاپی حسن به جبهه، مجروحیت، تصمیم او برای استخدام در سپاه و درخواستش از پدر و مادر برای پیدا کردن همسر مناسب، زمینه‌ی خواستگاری را فراهم می‌کند. کتاب در فصل‌های بعدی، به مراسم ساده‌ی بله‌برون و عروسی، مهریه‌ی کم، جهیزیه‌ی حداقلی، زندگی در اتاقی کوچک در خانه‌ی پدرشوهر، و سپس تصمیم حسن برای بردن همسرش به سردشت می‌پردازد. بخش قابل‌توجهی از کتاب، به زندگی در خانه‌ی سازمانی کوچک در سردشت، هم‌خانه شدن با خانواده‌های دیگر، تجربه‌ی اولین بمباران‌ها، صدای میگ‌های عراقی، دیدن مجروحان و شهدا در حیاط بیمارستان، و تلاش معصومه برای سازگار شدن با تنهایی، دلتنگی و شرایط جنگی اختصاص یافته است. در خلال این فصل‌ها، نویسنده به‌کمک جزئیات روزمره، خلق‌وخوی حسن شاطری در نقش همسر، فرزند و رزمنده را نیز نشان داده است.

خلاصه کتاب بلوک یاس

در بلوک یاس، مهشید اسماعیلی روایت را با کودکی معصومه مرادی آغاز کرده است؛ دختری که در ده‌سالگی، در یک روز داغ ماه رمضان، خبر مرگ پدر مقنی‌اش را از زبان پاسبان می‌شنود. پدری که در ته چاه، به‌دلیل نرسیدن اکسیژن جان می‌دهد و از او و مادرش، تنها یک خانه‌ی کوچک و خاطراتی از مهربانی، دست‌ودلبازی و کارگری سخت به‌جا می‌ماند. بعد از این حادثه، مادر که زنی سخت‌کوش و مستقل است، برای تأمین معاش، به کارهایی مثل کمک در پخت نان، عرق‌گیری، درست‌کردن روشور و روغن کرچک، پنبه‌پاک‌کنی و چیدن میوه رو می‌آورد. فضای خانه‌ی بدون حمام و حوض، حیاط کوچک، اتاقی که با یک پرده نقش کمد را بازی می‌کند، و گوسفندهایی که گوشت‌شان را نمک‌سود می‌کنند تا بدون یخچال نگه دارند، تصویر روشنی از وضعیت اقتصادی خانواده می‌سازد. معصومه در کنار این سختی‌ها، با عروسک‌های دست‌دوز مادر، بازی‌های کوچه، مدرسه‌ی ابتدایی در دبستان گویا و تماشای تظاهرات انقلاب از پشت پنجره‌ی کلاس بزرگ می‌شود. او به کتاب‌خواندن علاقه دارد و از کتابخانه‌ی مسجد مهدیه، کتاب‌هایی مثل بینوایان را امانت می‌گیرد؛ اما در درس چندان موفق نیست و بعد از مردود شدن در دو درس در سال سوم راهنمایی، تحصیل را رها می‌کند و بیشتر در بسیج و انجمن اسلامی فعال می‌شود. در همین سال‌ها، حسن شاطری، پسر بزرگ معصومه‌خانم، خاله‌ی او، به‌عنوان پسری کمک‌کار و مهربان در زندگی‌شان حضور دارد؛ از پارو کردن برف پشت‌بام خانه‌ی بی‌مرد، تا برقی کردن چرخ‌خیاطی و تعمیر زنگ در. این رابطه‌ی برادرانه، بعدها زمینه‌ی ازدواج می‌شود. با شدت گرفتن جنگ، حسن به جبهه می‌رود، مجروح می‌شود و دوباره برمی‌گردد. او تصمیم می‌گیرد در سپاه استخدام شود و از پدر و مادرش می‌خواهد برایش همسر مناسبی پیدا کنند. یکی از گزینه‌ها، معصومه است؛ دختری که او هرگز به چهره‌اش دقیق نگاه نکرده است. صبحی در شهریور ۱۳۶۱، پدر حسن به خانه‌ی معصومه می‌آید و به‌سادگی از او خواستگاری می‌کند. معصومه با مشورت مادر و دایی‌ها، پاسخ مثبت می‌دهد. چند هفته بعد، مراسم بله‌برون با کاسه‌نباتی که در کوچه می‌شکند، مهریه‌ی صد و پنجاه هزار تومانی، خریدهای مختصر عروسی و حلقه‌ی طلای باریک برگزار می‌شود. حسن پیش از عقد، در گفت‌وگویی کوتاه و صریح، به معصومه می‌گوید که در سپاه است، در منطقه‌ی جنگی خدمت می‌کند و احتمال مجروحیت، اسارت یا شهادت وجود دارد؛ و از او می‌خواهد با آگاهی از این شرایط، تصمیم بگیرد. معصومه با قاطعیت می‌پذیرد. مراسم عقد و عروسی در خانه‌ی خاله‌ی مادر معصومه، با لباس عروس قرضی، اورکت دامادی به‌جای کت‌وشلوار، قربانی کردن گوسفند جلوی پای عروس و رسم بستن بقچه‌ی نان به کمر او برگزار می‌شود. حسن در همان شب، از مهمانان می‌خواهد به احترام خانواده‌های شهدا از بزن‌وبکوب خودداری کنند. بعد از عروسی، زوج جوان در اتاقی کوچک در خانه‌ی پدرشوهر ساکن می‌شوند؛ اتاقی با یک فرش، یک کمد و پستویی برای رخت‌خواب‌ها. حسن هر دو ماه یک‌بار به مرخصی می‌آید و دوباره به جبهه برمی‌گردد. معصومه در غیاب او، در کارهای خانه به مادرشوهر باردارش کمک می‌کند، کم‌کم آشپزی یاد می‌گیرد و با دلتنگی‌ها و محدودیت رفت‌وآمد به خانه‌ی مادر کنار می‌آید. در ادامه، حسن تصمیم می‌گیرد همسرش را با خود به سردشت ببرد تا از دوری طولانی کم شود. با وجود نگرانی پدرش، او را قانع می‌کند که منطقه امن است. معصومه با یک دست رخت‌خواب، گاز پیک‌نیکی، چند ظرف ملامین و چرخ‌خیاطی置مانده در سمنان، راهی می‌شود. خانه‌ی جدید در سردشت، یک واحد سازمانی کوچک است با سه اتاق، آشپزخانه و سرویس مشترک، و اتاقی دوازده‌متری خالی که حسن با یک موکت و تخت سربازی آماده می‌کند. اولین مواجهه‌ی جدی معصومه با جنگ، شنیدن صدای میگ‌های عراقی و بمباران در همان روزهای اول است. او روزها اغلب تنهاست، شب‌ها تا دیر وقت منتظر بازگشت حسن می‌ماند و از بی‌خبری و نبود تلفن مضطرب می‌شود. با بازگشت هم‌خانه‌ها، از جمله خانم نقی‌پور و خانم اسدی، تنهایی‌اش کمتر می‌شود. نگهداری از نوزاد همسایه، شرکت در روضه‌ها و دعاها، یاد گرفتن قلاب‌بافی و ادامه‌ی خیاطی، بخشی از روزهای او را پر می‌کند. حسن با خرید یک چرخ‌خیاطی سینگر، بدون این‌که معصومه چیزی بخواهد، سعی می‌کند دل او را به کار و خلاقیت گرم نگه دارد. معصومه هم با پس‌انداز اندک خود، برای حسن پیراهن و پولیور می‌خرد. او گاهی همراه یکی از همسایه‌ها به حیاط بیمارستان نزدیک خانه می‌رود و مجروحان و شهدا را می‌بیند؛ تصاویری که با بوی خون و صدای آژیر آمبولانس‌ها در ذهنش می‌ماند. در تمام این فرازونشیب‌ها، رابطه‌ی او و حسن بر پایه‌ی احترام، گفت‌وگو و توجه متقابل شکل می‌گیرد؛ حسن در اختلاف‌های خانوادگی، آرامش‌بخش و حامی زندگی مشترک است و معصومه، در پانزده‌سالگی، آگاهانه نقش همسر یک رزمنده‌ی همیشه در مأموریت را می‌پذیرد.

چرا باید کتاب بلوک یاس را بخوانیم؟

بلوک یاس از زاویه‌ی دید همسر یک رزمنده و فرمانده، به زندگی زیر سایه‌ی جنگ و مأموریت‌های طولانی پرداخته است؛ زاویه‌ای که در بسیاری از روایت‌ها کمتر دیده می‌شود. این کتاب نشان داده است پشت نام‌ها و عنوان‌های شناخته‌شده، چه زندگی‌های ساده، چه خانه‌های کوچک و چه دل‌نگرانی‌های خاموشی جریان داشته است. تمرکز روایت بر جزئیات روزمره، از نوع غذاها و رسم‌های عروسی سمنان تا شیوه‌ی نگه‌داری گوشت بدون یخچال، از کارهای سخت مادر برای تأمین معاش تا رسم‌های ازدواج و آداب خانواده‌ی شوهر، تصویر روشنی از فرهنگ و سبک زندگی یک طبقه‌ی کم‌برخوردار شهری ارائه کرده است. در این کتاب، شخصیت حسن شاطری نه‌فقط در قامت یک رزمنده و نیروی سپاه، بلکه در نقش همسر، پسر و برادر دیده می‌شود؛ مردی که هم‌زمان هم به جبهه و مأموریت متعهد است و هم به خانواده، و در عین حضور کم‌درخانه، با رفتار و تصمیم‌هایش، امنیت عاطفی همسرش را حفظ کرده است. از سوی دیگر، مسیر رشد معصومه مرادی از دختری یتیم و خجالتی تا زنی که زندگی در شهر مرزی، بمباران، تنهایی و دوری از خانواده را تاب می‌آورد، برای خواننده قابل‌لمس است. کتاب به‌جای تمرکز بر شعار، به تجربه‌های عینی مثل ترس از صدای میگ‌ها، انتظار پشت تلفن همسایه، دیدن مجروحان در حیاط بیمارستان و دل‌تنگی‌های شبانه پرداخته است. برای کسانی که به شناخت لایه‌های پنهان زندگی خانواده‌های درگیر جنگ، فرهنگ بومی سمنان و تجربه‌ی زنان در سال‌های دفاع علاقه‌مند هستند، این اثر می‌تواند منبعی سرشار از جزئیات و روایت‌های شخصی باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

به کسانی پیشنهاد می‌شود که به خاطرات زنان از سال‌های جنگ و زندگی در شهرهای مرزی علاقه‌مند هستند؛ به خوانندگانی که می‌خواهند چهره‌ی خانوادگی و عاطفی زندگی رزمندگان را بشناسند؛ به پژوهشگران و دانشجویان حوزه‌های تاریخ شفاهی، مطالعات زنان و مطالعات جنگ که به‌دنبال روایت‌های جزئی‌نگر از طبقات کم‌برخوردار شهری‌اند؛ و به علاقه‌مندان فرهنگ و آداب سمنان که می‌خواهند از خلال یک زندگی شخصی، با رسم‌ها و سبک زندگی آن شهر آشنا شوند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۵٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۴۸ صفحه

حجم

۵٫۲ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۴۸ صفحه

قیمت:
۹۰,۰۰۰
تومان