
کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن
معرفی کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن
کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن (سفری از ذهن ناآرام، به آرامش، حضور و رهایی) نوشته رضا رضاییان ترشیزی توسط نشر سنجاق بهصورت الکترونیکی منتشر شده است. این کتاب تجربههای زیسته و تأملات نویسنده دربارهی حضور در لحظهی حال و رهایی از آشوبهای ذهنی را ارائه کرده است. نویسنده که سالها در فضای بانک و میان دغدغههای کاری و انسانی زیسته، در این کتاب تلاش کرده است با روایتهایی ساده و صمیمی، مخاطب را به مکث، تأمل و بازگشت به لحظهی حال دعوت کند. این کتاب ترکیبی از خاطره، تأمل فلسفی، پژوهش علمی و روایتهای کوتاه است که هرکدام قطعهای از پازل معنای بودن را پیش روی مخاطب میگذارد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن
کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن (سفری از ذهن ناآرام، به آرامش، حضور و رهایی) نوشتهی رضا رضاییان ترشیزی با نگاهی عمیق به زندگی روزمره و ذهن انسان، به موضوع حضور در لحظهی حال میپردازد. این کتاب در قالب فصلهایی منظم، از شناخت ذهن پرگو و بیقرار آغاز میکند و بهتدریج به تجربههای واقعی بازگشت به حال، معنای حضور، ابزارهای تمرین حضور، موانع ذهنی، حضور در زندگی روزمره و روابط انسانی میرسد. نویسنده با بهرهگیری از تجربههای شخصی خود در محیط کاری بانک، روایتهایی ملموس از دغدغههای ذهنی، اضطرابها، تکرارهای روزمره و تلاش برای یافتن آرامش ارائه داده است. هر فصل با مثالهایی از زندگی واقعی و تمرینهایی ساده، مخاطب را به تجربهی حضور و آگاهی دعوت کرده است. کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن نه نسخهای قطعی برای حل مشکلات، بلکه دعوتی است به مکث، مشاهده و پذیرش آنچه هست؛ روایتی از سفر ذهن پرهیاهو به سکوت حضور و آرامش درونی.
خلاصه کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن
نویسنده ابتدا ذهن را بهعنوان همراهی پرحرف و بیقرار معرفی میکند که مدام در گذشته و آینده سیر میکند و با تکرار رفتارهای خودکار، ما را از تجربهی واقعی زندگی دور میسازد. در فصلهای ابتدایی روایتهایی از محیط بانک و زندگی روزمره ارائه و نشان داده شده است که چگونه ذهن با تحلیل، قضاوت و تلاش برای حل مسائل، آرامش را از ما میگیرد و ما را در چرخهای از نگرانی و نشخوار فکری گرفتار میکند. کتاب به اهمیت مکث، سکوت و مشاهدهی بیداوری ذهن میپردازد و تمرینهایی برای تماشای افکار بدون درگیری با آنها ارائه میدهد.
نویسنده تأکید کرده است که حضور در لحظهی حال، نه با سرکوب ذهن، بلکه با دیدن و پذیرش آن ممکن میشود. همچنین او به نقش عادتها و رفتارهای خودکار در دوری از حضور اشاره و راههایی برای بازگشت به آگاهی و تجربهی واقعی لحظهها پیشنهاد کرده است. اثر حاضر به موانع حضور مانند ترس، قضاوت، خاطرات تلخ و مقایسههای ذهنی میپردازد و نشان میدهد که رهایی از این موانع با آگاهی و پذیرش ممکن است. همچنین حضور در روابط انسانی، هنر گوشدادن و مرزبندی با شفقت از دیگر موضوعات مطرحشده است. در نهایت، کتاب با جمعبندی تجربهها و تمرینهای عملی، مخاطب را به سفری از ذهن پرهیاهو به سکوت و آرامش دعوت میکند؛ سفری که در آن، زندگی نه در گذشته و آینده، بلکه تنها در اکنون جریان دارد.
چرا باید کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن را بخوانیم؟
کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن با روایتهایی ملموس و تمرینهای ساده، فرصتی برای بازنگری در عادتهای ذهنی و تجربهی حضور واقعی در زندگی فراهم میکند. این اثر با دوری از شعارهای انگیزشی و نسخههای آماده، به مخاطب کمک میکند تا با مشاهدهی بیداوری ذهن، از چرخهی نگرانی و نشخوار فکری فاصله بگیرد و آرامش را در لحظهی حال بیابد. ویژگی شاخص کتاب، ترکیب تجربههای شخصی نویسنده با آموزههای علمی و تمرینهای کاربردی است که آن را به راهنمایی برای کسانی تبدیل کرده است که بهدنبال معنای عمیقتر زندگی و رهایی از آشوبهای ذهنی هستند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که از اضطراب، نشخوار فکری و روزمرگی خستهاند و بهدنبال آرامش، حضور و معنای تازهای در زندگی هستند. همچنین اثر حاضر برای علاقهمندان به خودشناسی، ذهنآگاهی و کسانی که میخواهند کیفیت روابط و تجربههای روزمره خود را بهبود دهند، مناسب است.
بخشی از کتاب اکنون؛ جایی برای زیستن
«فصل پنجم: چه چیزهایی ما را از حال جدا میکند؟
قضاوت؛ دشمن خاموش آرامش
ما قضاوت میکنیم، چون ذهنمان از ندانستن میترسد.
پشت باجه اعتبار نشسته بود، روبهروی مانیتور. چهرهاش آرام و بیحالت، اما درونش، غوغایی برپا بود. روی میز، پروندهای باز مانده بود؛ تصمیمگیری دربارهٔ آن بارها به تعویق افتاده بود. مشتری، پرریسک به نظر میرسید. یک تماس، یک اشتباه، و ذهن شروع کرده بود به زمزمههای همیشگی: بیبرنامه است ... اینم یکی دیگهست که دنبال سواستفادهست ... باز باید جور بقیه رو بکشیم؟ اما ناگهان، بیهیچ دلیل روشن، انگشتهایش روی کیبورد متوقف شدند. نگاهش از صفحه کنده شد. صدای رئیس در ذهنش پیچید؛ حرفهایی که چند روز پیش گفته بود: ما قضاوت میکنیم، چون از ندانستن میترسیم.»
حجم
۲۴۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸۲ صفحه
حجم
۲۴۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۸۲ صفحه
نظرات کاربران
من روزهای پر استرسی را میگذرانم خیلی نگران امتحانات و آینده ام هستم با خواندن کتاب مخصوصا فصل دوم در مورد آینده ای که هنوز نرسیده و همچنین داستانهای کوتاهش حس خوبی به من داد
من خودم شخصا خیلی در گیر گذشته ام هستم. خوندن کتاب کمی حالم رو بهتر کرد. خیلی روان و به زبان ساده نوشته شده. مخصوصا با بعضی داستانک هایش همزاد پنداری داشتم.