
کتاب بی برنده
معرفی کتاب بی برنده
کتاب بیبرنده نوشتهی نیلوفر خداوردیان داستان زندگی دختری نوجوان را روایت کرده است که در دل فقر، کار کودک و مسئولیتهای زودرس، برای حفظ امید و رؤیاهایش میجنگد. انتشارات نسل روشن آن را منتشر کرده است. روایت از محلههای پایینشهر، مدرسهی بچههای کار و خیابانها آغاز میشود و بهتدریج به جهان درونی شخصیتها نزدیک میشود. نویسنده با تمرکز بر تجربهی زیستهی کودکان کار، خانوادههای فرسوده و رؤیای تحصیل، تصویری پرجزئیات از بزرگشدن در حاشیهی شهر ساخته است. بیبرنده در قالب داستانی بلند، هم به رنجها پرداخته است هم به لحظههای کوچک شادی و رفاقت. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بی برنده
کتاب بیبرنده داستانی بلند از نیلوفر خداوردیان است که در آن زندگی مهربان، دختر سیزدهچهاردهسالهی محلهای فقیر در تهران، محور روایت قرار گرفته است. کتاب بیبرنده از همان صفحات آغازین، فضای خانهای نمور، حیاط کوچک، پدری ازکارافتاده و غیبت مادری از دسترفته را تصویر کرده است و نشان داده است که چگونه یک کودک ناگهان در نقش مادر، پرستار و نانآور ظاهر میشود. کتاب بیبرنده در ادامه، جهان مدرسهی «سعادت» را بهعنوان مدرسهی بچههای کار معرفی کرده است؛ جایی که کودکان و نوجوانان با سنها و پایههای مختلف در یک کلاس مینشینند، صبحها درس میخوانند و عصرها در چهارراهها، اتوبوسها و خیابانها به فروش گل، فال، آدامس و خنزرپنزر مشغول میشوند. در این میان، معلمهایی مثل خانم صمدی و خانم طوسی و بعدتر معلم ورزش جدید، آقای اعتمادی، هرکدام بهنوعی در زندگی مهربان و دوستانش اثر گذاشتهاند. کتاب بیبرنده در لایهای دیگر، مناسبات پنهان کار کودک را از خلال شخصیتهایی مثل آقا سلطان، مصطفی و بچههای گروه نشان داده است؛ روابط قدرت، ترس از شهرداری، خطر سوءاستفادهی بزرگترها و همزمان رفاقت و همدلی میان بچهها. نویسنده در این کتاب، دویدن را بهعنوان نیروی درونی و توان بالقوهی مهربان برجسته کرده است؛ نیرویی که برای او هم راه فرار است هم رؤیای تغییر. بیبرنده با تمرکز بر جزئیات روزمره، گفتوگوهای کوچه و خیابان و دلخوشیهای کوچک، تصویری ملموس از کودکی در حاشیهی شهر ساخته است.
خلاصه داستان بی برنده
کتاب بیبرنده روایت زندگی مهربان است؛ دختری که پس از سقوط و ازکارافتادگی پدر و مرگ مادر، ناچار شده است هم مادرِ خواهر کوچکش مها باشد، هم پرستار بابا سعید و هم نانآور خانه. او صبحهای زوج به مدرسهی بچههای کار میرود و بقیهی وقتش را در چهارراهها، اتوبوسها و محلههای مختلف شهر، زیر نظر مردی به نام آقا سلطان، به فروش گل، فال و خوراکی میگذراند. در کتاب بیبرنده، مهربان با وجود فقر، خستگی و خطرهای خیابان، دلخوشیهای کوچکی برای خود ساخته است: زنگهای مدرسه، رفاقت با لیلا، معلمهای مهربان، یک لاک قرمز، گیرهی صورتی هدیهی مصطفی و مهمتر از همه، استعداد شگفتانگیزش در دویدن. دویدن برای او راهی است برای置گذاشتن غصهها پشت سر و باور به اینکه «میشود رسید، میشود تغییر داد». داستان، کشمکش دائمی میان فشار واقعیت و پافشاری بر رؤیای تحصیل و آیندهای بهتر را دنبال کرده است.
چرا باید کتاب بی برنده را بخوانیم؟
کتاب بیبرنده تصویری نزدیک و جزئینگر از زندگی کودکان کار، مدرسههای حاشیهای و خانوادههایی داده است که زیر بار فقر خم شدهاند اما هنوز امید را کنار نگذاشتهاند. خواندن این کتاب، امکان همحسی با دنیای درونی بچههایی را فراهم کرده است که اغلب فقط از پشت شیشهی ماشین دیده میشوند و نشان داده است پشت هر «فروشندهی کوچک» چه رؤیاها و ترسهایی پنهان است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب بیبرنده به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوع کودکان کار، نابرابری اجتماعی، تربیت و آموزش در حاشیهی شهر و روایتهای رشد نوجوانان در شرایط سخت علاقهمند هستند. همچنین به خوانندگانی پیشنهاد میشود که دنبال داستانی احساسی اما واقعگرایانه دربارهی خانواده و مسئولیتهای زودرساند.
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه