
کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس
معرفی کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس
کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس نوشتهی ریحانه رامشگر بر پایهی مفاهیم هوش هیجانی و با تمرکز بر تجربهی استرس در زندگی روزمره شکل گرفته است. نویسنده در قالب داستان زندگی لیلا، همسر یک آتشنشان و مادر سه فرزند، بهتدریج خواننده را با فشارهای روانی، دلشورههای خانوادگی و خستگیهای پنهان آشنا میکند و همزمان مفاهیم تخصصی را وارد روایت میکند. انتشارات یار مانا آن را منتشر کرده است و متن کتاب با ترکیب روایت، گفتوگو و تمرینهای گامبهگام، مهارتهای هوش هیجانی را در زمینهی مدیریت استرس توضیح داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس
کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس با محوریت شخصیت لیلا پیش میرود؛ زنی که در میانهی مسئولیتهای خانه، نگرانی برای همسر آتشنشان و سه فرزند نوجوان و دبستانی، بهتدریج احساس میکند رشتهی زندگی از دستش خارج شده است. نویسنده، ریحانه رامشگر، از همین نقطهی آشنا برای بسیاری از والدین شروع کرده است تا نشان دهد استرس چگونه آرامآرام در زندگی روزمره ریشه میدواند. کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس ساختاری رواییـآموزشی دارد. آشنایی دوبارهی لیلا با دوست قدیمیاش محبوبه، که حالا مشاور است، نقطهی ورود مفاهیم تخصصی به داستان است. جلسات مشاوره، دورهمیهای دوستانهی قدیمی که به کلاسهای کوچک آموزشی تبدیل شدهاند، و تمرینهایی که محبوبه به لیلا میدهد، شاکلهی بخشهای مختلف کتاب را میسازند. در خلال این دیدارها، مفاهیمی مثل نشانههای بدنی، هیجانی و رفتاری استرس، چرخهی سهمرحلهای استرس، تفاوت مقابلهی هیجانمدار و مسئلهمدار، و نقش خودآگاهی و پذیرش توضیح داده شده است. در کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس هر فصل با یک موقعیت عینی شروع میشود؛ از بیخوابیهای شبانه و دلشوره برای بچهها تا فشار مسئولیتهای خانه، ترافیک، مهمانیهای پرتنش و نگرانیهای مالی. سپس محبوبه با مثالها، پرسشنامهها، جدولها و تمرینهایی مثل «جدول موقعیتهای استرسزا»، «نقشهی نقاط فشار»، «جعبهی نگرانی» و «اولویتبندی زمانی» به تحلیل این موقعیتها میپردازد. به این ترتیب، کتاب همزمان که داستان زندگی لیلا را جلو میبرد، خواننده را با مجموعهای از مهارتهای هوش هیجانی در مدیریت استرس آشنا میکند.
خلاصه کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس
کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس از دل زندگی روزمرهی لیلا شکل گرفته است؛ زنی که زیر بار مسئولیتهای خانه، نگرانی برای همسر آتشنشان و سه فرزند، بیخوابی، دلشوره و احساس ناتوانی در مدیریت اوضاع، بهتدریج فرسوده شده است. آشنایی دوباره با محبوبه، همکلاسی قدیمی و مشاور فعلی، نقطهی تغییر است. محبوبه در جلسات مشاوره و دورهمیهای دوستانه، با مثالهایی مثل «موقعیت مریم و علی»، پرسشنامهی سنجش استرس، تمرین «جدول موقعیتهای استرسزا» و «نقشهی نقاط فشار»، به لیلا کمک میکند نشانههای بدنی، هیجانی و رفتاری استرس را بشناسد، جای خود را در چرخهی استرس پیدا کند و تفاوت مقابلهی هیجانمدار و مسئلهمدار را بفهمد. پیام اصلی کتاب این است که با خودآگاهی، پذیرش واقعیت، تغییر نگاه به موقعیتها و یادگیری مهارتهای مشخص، میتوان استرس را مدیریت کرد و دوباره برای خود و زندگی جا باز کرد.
چرا باید کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس را بخوانیم؟
کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس استرس را نه در قالب تعریفهای خشک، بلکه در دل یک زندگی شلوغ و آشنا نشان داده است. خواننده همراه لیلا نشانههای استرس، چرخهی آن و شیوههای مقابلهی سالم و ناسالم را میبیند و همزمان با پرسشنامهها، جدولها و تمرینهایی مثل جعبهی نگرانی و نقشهی نقاط فشار، میتواند وضعیت خود را بررسی کند و قدمهای مشخصی برای کاهش فشار روانی بردارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس به کسانی پیشنهاد میشود که زیر بار مسئولیتهای خانوادگی و شغلی احساس خستگی و دلشورهی مداوم دارند، به والدینی که نگران رابطهشان با فرزندان هستند و به هر کسی که میخواهد استرس روزمره را بهتر بشناسد و شیوههای مؤثرتری برای مدیریت آن پیدا کند.
بخشی از کتاب هوش هیجانی؛ مدیریت استرس
«محبوبه گفت: «استثناً این بار حق با راضیهخانم است. هر کسی در طول زندگیاش ممکن است بارها این احساس را تجربه کند. این موارد را نمیشود از زندگی حذف کرد. باید راه درست مواجه شدن با آن را یاد گرفت. تا الان به موقعیتها و شرایطی فکر کردید که باعث شده شما استرس بگیرید یا فشاری را تحمل کنید؟ اصلاً بگذارید یک تمرین به شما بدهم. به هفتهٔ گذشته فکر کنید، ببینید در چه شرایطی استرس داشتید. از یک تا صد به آن نمره بدهید. از بیشترین به کمترین، به ترتیب، بنویسید.» مینا گفت: «تا شما دارید مینویسید، من بروم یک چیزی بیاورم بخورید مغزتان به کار بیفتد. اجازه هست، خانممعلم؟» محبوبه گفت: «بله. ممنون از شما تا مینا جان میرود و میآید شما به موقعیتهای هفتهٔ گذشتهٔ خودتان فکر کنید.» زهره، یکی دیگر از بچهها، که تا این لحظه ساکت بود و دقیق گوش میکرد، گفت: «میشود چند مثال بزنی؟» محبوبه گفت: «بله، چرا نمیشود؟ خیلی چیزها را میشود مثال زد.» بعد برگهای را از بین برگههایش برداشت و شروع به خواندن کرد. - دیر شدن - دیر کردن فرزندان - مسئولیتهای زیاد - از دست دادن چیزی باارزش - صحبت در جمع - دعوا با همسر - نگهداری از کودکان - بحث با اقوام - بحث با دوستان □ کارهای خانه - امتحانات فرزندان - وقت تلف کردن - کمبود خواب - کُند بودن دیگران در انجام کارهایشان - نداشتن وقتی برای خودتان - فضاهای بسته □ آگهیهای بازرگانی - محدودیتهای ایجادشده از سوی همسر - وقفه در حین انجام کار - بیمسئولیتی همسر و فرزندان - جروبحث با فرزندان - آرام راه رفتن دیگران در پیادهرو - گم کردن چیزی - اختلاف با اقوام یا دوستان - رانندگی بیدقت - خستگی - رانندگی آهسته - افراد بیادب - افراد پرسروصدا - بیپولی - گریهٔ بچه - نداشتن وسیلهٔ حملونقل - کودکان بیادب - بیدقتی دیگران در انجام کار - خیانت یک دوست یا خویشاوند نزدیک»
حجم
۹۷۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه
حجم
۹۷۲٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه