
کتاب بچه های حاج قاسم
معرفی کتاب بچه های حاج قاسم
کتاب بچه های حاج قاسم به اهتمام افسر فاضلی شهربابکی که توسط انتشارات فاتحان منتشر شده، اثری در حوزهی خاطرات دفاع مقدس است. این کتاب روایت زندگی و خاطرات حسین معروفی، یکی از رزمندگان و آزادگان جنگ ایران و عراق، را از دوران کودکی تا حضور در جبههها و اسارت در زندانهای رژیم بعث عراق بازگو میکند. ساختار کتاب بر پایهی خاطرات شخصی، روایتهای خانوادگی و تجربیات جمعی رزمندگان شکل گرفته و تلاش دارد تصویری نزدیک و ملموس از فضای اجتماعی، فرهنگی و معنوی آن دوران ارائه دهد. علاوهبر روایتهای فردی، کتاب به نقش خانواده، دوستان، معلمان و فرماندهان در شکلگیری شخصیت و باورهای نویسنده نیز میپردازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بچه های حاج قاسم
کتاب بچههای حاج قاسم (خاطرات سردار حسین معروفی) با تدوین افسر فاضلی شهربابکی، مجموعهای از خاطرات و روایتهای یک رزمنده و آزادهی ایرانی از دوران پیش از انقلاب، سالهای جنگ ایران و عراق و اسارت در زندانهای عراق است. این کتاب در قالب خاطرهنویسی و روایتهای پیوسته، زندگی حسین معروفی را از کودکی در شهربابک تا نوجوانی، ورود به بسیج، حضور در جبههها و تجربههای تلخوشیرین اسارت بازگو میکند. ساختار کتاب بهگونهای است که هر فصل به بخشی از زندگی و مبارزات حسین معرفی اختصاص یافته و در کنار روایتهای فردی، به فضای اجتماعی و فرهنگی شهر شهربابک، نقش خانواده و جامعه در تربیت نسل انقلاب و دفاع مقدس نیز پرداخته شده است.
کتاب بچههای حاج قاسم با زبانی صمیمی و جزئینگر، تلاش کرده است از اغراق و بزرگنمایی پرهیز کند و تصویری واقعی از فرازونشیبهای زندگی یک رزمنده و آزاده ارائه دهد. حضور شخصیتهایی مانند حاج قاسم سلیمانی و اشاره به فرماندهان و همرزمان، به کتاب رنگوبوی جمعی و تاریخی بخشیده است. این اثر نهتنها خاطرات فردی، بلکه بخشی از حافظهی جمعی یک نسل را بازتاب میدهد.
خلاصه کتاب بچه های حاج قاسم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب بچههای حاج قاسم با روایت دوران کودکی حسین معروفی در خانوادهای مذهبی و سادهزیست در شهربابک آغاز میشود. نویسنده با جزئیات به فضای خانه، آداب و رسوم محلی، نقش پدر و مادر و خاطرات مدرسه میپردازد. ورود به دوران نوجوانی و آشنایی با معلمان و دوستان، زمینهساز شکلگیری باورهای دینی و اجتماعی او میشود. با اوجگیری انقلاب اسلامی، نویسنده به فعالیتهای انقلابی و مذهبی در شهر میپردازد و حضور روحانیون و مردم در تظاهرات و مراسم مذهبی را توصیف میکند.
با شروع جنگ ایران و عراق، حسین معروفیِ نوجوان به بسیج میپیوندد و پس از آموزشهای نظامی، راهی جبهه میشود. روایتهای کتاب از اعزام به جبهه، آموزشهای نظامی، زندگی در سنگرها، دوستیها و شوخیهای رزمندگان، سختیهای خط مقدم و لحظات معنوی و دعاهای جمعی، تصویری زنده از فضای جنگ ارائه میدهد. نویسنده به شهادت برادرش غلامرضا و تأثیر عمیق آن بر خانواده اشاره میکند و از مسئولیتهایش در بسیج و پایگاههای مقاومت روستایی میگوید.
حضور در عملیاتهای مختلف، آشنایی با فرماندهان و رزمندگان شاخص و تجربههای تلخوشیرین اسارت در زندانهای عراق بخش مهمی از کتاب را تشکیل میدهد. نویسنده از شکنجهها، دلتنگیها، امیدها و مقاومت آزادگان سخن میگوید و نقش ایمان و همبستگی را در تحمل سختیها برجسته میکند. کتاب با روایت بازگشت از اسارت و ادامهی فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی نویسنده پایان مییابد.
چرا باید کتاب بچه های حاج قاسم را بخوانیم؟
کتاب بچههای حاج قاسم با روایت جزئیات زندگی یک رزمنده و آزاده، تصویری ملموس و انسانی از سالهای دفاع مقدس و فضای اجتماعی آن دوران ارائه داده است. ویژگی شاخص اثر، صداقت در بیان خاطرات و پرهیز از اغراق است؛ بهگونهای که خواننده با فرازونشیبهای واقعی زندگی نویسنده، از کودکی تا اسارت، همراه میشود. کتاب نهتنها به وقایع جنگ، بلکه به تأثیر خانواده، معلمان و جامعه در شکلگیری شخصیت نسل انقلاب پرداخته است؛ همچنین حضور شخصیتهایی مانند حاج قاسم سلیمانی و روایتهای جمعی، بُعد تاریخی و اجتماعی به اثر بخشیده است. خواندن این کتاب فرصتی برای آشنایی با تجربههای زیستهی رزمندگان و آزادگان و درک بهتر ارزشها و دشواریهای آن دوران است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب بچههای حاج قاسم به علاقهمندان تاریخ معاصر ایران، پژوهشگران حوزهی دفاع مقدس، دانشجویان علوم اجتماعی و کسانی که بهدنبال شناخت تجربههای زیستهی رزمندگان و آزادگان هستند، پیشنهاد میشود؛ همچنین این کتاب برای افرادی که دغدغهی انتقال ارزشهای مقاومت و ایثار به نسلهای جدید را دارند، مناسب است.
بخشی از کتاب بچه های حاج قاسم
«کمکم دوران طلایی خردسالی گذشت و مرحلهی جدیدی از زندگیام آغاز شد. شب اول مهرماه بود و باید فردا به کلاس اول دبستان میرفتم. شوقی عجیب از یک طرف و دلهرهای غریب از طرف دیگر خواب را از چشمانم ربوده بود. من که تا همین دیروز فقط و فقط به فکر بازی و شیطنت بودم، باید از فردا در کلاس درس حاضر میشدم یک کاسه شیر داغ و یک تکه نان کرنون، صبحانهی مقوی و دوستداشتنی من بود. صبحانه را که خوردم کیف شالی بلندی را که مادرم دوخته بود برداشتم. کت بلندی را که تا نزدیکی زانوهایم میرسید پوشیدم. با همان شلوار خانگی و کفشهای لاستیکی، همراه برادرم که او نیز با من هممدرسهای بود، از زیر آیینه قرآنی که مادرم آماده کرده بود گذشتم و راهی مدرسه شدم.»
حجم
۴٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۵۲۹ صفحه
حجم
۴٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۵۲۹ صفحه