معرفی و دانلود کتاب اشک دشمن + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب اشک دشمن

کتاب اشک دشمن

۴.۱(از ۱۴ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
صالح مرسی، سید مهدی نورانی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی

قیمت:

۲۴,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اشک دشمن

«اشک دشمن» نوشته صالح مرسی از نیروهای دستگاه اطلاعات مصر در زمان جمال عبدالناصر است. این کتاب به داستان نفوذ در دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می‌پردازد.

انتشارات شهید کاظمی مجموعه‌ای با عنوان «خانه عنکبوت» منتشر کرده است که به ایستادگی و دلاوری‌های جوانان جهان عرب در برابر سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی می‌پردازد. «اشک دشمن» یکی از کتاب‌های این مجموعه است. این کتاب یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان عرب در سال‌های گذشته بوده است.

این کتاب داستان جوانی مصری است که به دلیل دشواری‌های زندگی مجبور به مهاجرت می‌شود. در طی فراز و فرودهایی به سمت همکاری با دستگاه اطلاعاتی کشیده می‌شود و سرانجام به جاسوسی دوجانبه بدل می‌شود.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

او هم جاسوس است و هم جاسوس نیست... او همانند قهرمان سیرک است که چهره اش را با رنگ های گوناگون می پوشاند و شخصیت واقعی خود را پنهان می کند تا مردم چهره ی واقعی او را نبینند. او بر فراز ریسمانی که بر روی آتش کشیده شده است راه می رود ... در چپ و راستش آتش شعله می کشد و اگر او به یکی از آن دو طرف خم شود, بی تردید در آتش سقوط می کند ... او باید به هر قیمتی به آخر این طناب برسد و شاید اگر می دانست چه زمانی به آخر این طناب می رسد, عبور از آن برایش آسان تر می شد ... او پنج سال است که همچان می رود و می رود ... از همان زمان که پذیرفت تا وارد این بازی - اگر تعبیر درستی باشد- شود. از همان زمان که احساس کرد می خواهد کاری برای وطنش انجام دهد ... و هرگاه که گامی بر می داشت، محال بود که دیگر از آن پا پس بکشد ... پس براستی چه زمان سرانجام این راه را خواهد دانست؟ که این بیخبری همان شکنجه حقیقی است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اشک دشمن و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتاباشک دشمن
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهصالح مرسی
مترجمسید مهدی نورانی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۴/۰۱/۱۰
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲.۰۵ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۷۷۰۲۱۵۴
تعداد صفحه‌ها۳۲۱ صفحه
قیمت کتاب۲۴۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

خالد
۱۳۹۶/۰۳/۰۴

لطفا چهار جلدش رو کامل بذارین.

۰
محمد رسول
۱۳۹۷/۱۰/۲۸

سلام.لطفا همه جلد ها رو موجود کنید.

۰
۳۱۳
۱۳۹۸/۰۹/۲۲

سایر نوشته های ایشون رو هم بخوانید، بسیار جذاب و امیدوارکننده.سایر کتاب ها: نفوذ در موساد ، سکوی پنهان ، شکار شکارچی

۰
کتاب باز
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۷

اگه یه روزی یه کسی و یه جایی ازم بپرسن توی عمرت بهترین کتابی که خوندی چی بوده به جرأت میگم مجموعه خانه عنکبوت اشک دشمن هم جزء کوچیکی از این شاهکاره شدیدا به دوستانی که به مطالعه کتاب های...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

فکرش به پرواز در آمد و خیالش از دریا و صحرا گذشت و در آن جا فرود آمد, کنار ضریح حسین!! -یا حسین!!
s. g.m.a
۶
اسرائیل خصوصا پس از شکست ۱۹۶۷ ده ها مکان در سراسر اروپا ایجاد کرده بود تا جوانان عرب را از همه جا برای میگساری, خوشگذرانی به بدترین شکل های آن و مواد مخدر به آن جا بکشاند ...
سیده معصومه
۱
لحظه به لحظه و نامه پس از نامه, طنابی که روی دریایی از آتش کشیده شده بود گوشت پایش را دریده بود ... او میان دو آتش بود, فشاری که برای یادآوری به او وارد می شد و آتش احتیاطی که از آن چه نباید بر زبان آورد, بپرهیزد...
سیده معصومه
۰
می خواست بخوابد، بسیار خسته و ناتوان شده بود ... کاملا از پا افتاده و سرگشته بود و می خواست بخوابد!! اما از خواب هم می ترسید ... چه اتفاقی می افتاد ار می خوابید و خواب می دید و در خواب حرف می زد؟؟
سیده معصومه
۰
روزی نیروهای مصری از کانال سوئز گذشتند، الشوان از شادی پر در آورد، به خیابان ها رفت و با ماشین تنها در خیابان ها گشت زد و به شادی مردم نگاه می کرد، او یکی از آن کسانی بود که از کانال عبور کرده اند. آری او یکی از کسانی بود که این پیروزی را رقم زده بود، پیروزی که تمام دنیا را تکان داد ... اما او هرگز و هیچ وقت معنای پیروزی احساس نکرد و طعم بی نظیرش را نچشید مگر در آن لحظاتی که نبیل رو به رویش مانند یک مجسمه نشسته بود، نگاه های اندوهگینش مانند اشکی گرم از چشمانش سرازیر بود ...
zsmirghasmy
۰