معرفی و دانلود کتاب کوچه پس کوچه های عشق + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب کوچه پس کوچه های عشق

کتاب کوچه پس کوچه های عشق

نوع کتاب
۴.۶(از ۹ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
رضیه‌سادات حمیدی
انتشارات: 
سنجاق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کوچه پس کوچه های عشق

رمانی با قصه جذاب و جدید برگرفته از واقعیت عاشقانه های همراه با یاری و همدلی از اسیه و جواد..... .گاهی اشکهای دختر بی مادر را روی گونه هایش ببینید وگاهی لبخند را در یادداشت های جواد بخوانید . آسیه و جواد نامی که در ذهنتان خواهد ماند...عاشقانه هایی پاک وسالم

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کوچه پس کوچه های عشق و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:کوچه پس کوچه های عشق
موضوع:داستان ایرانی
نویسنده:رضیه‌سادات حمیدی
انتشارات:سنجاق
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۱/۱۵
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۴۶ مگابایت
شابک:‭۹۷۸۶۲۲۵۹۲۹۰۶۷
تعداد صفحه‌ها:۳۵۵ صفحه
قیمت کتاب:۴۳۵۰۱ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

زهرا سادات ذاکر حسینی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۸

داستان بشدت جذاب هست و نزدیک به واقعیت امید وارم کتاب های بیشتری از خانم حمیدی ببنیم

۰
نجمه بهجت حقیقی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۸

رمانهای زیادی را مطالعه کردم اما به نظرم داستان عاشقانه های جواد و آسیه از دلچسب ترین ها بود . بسیاااار پیشنهاد میکنم و ممنونم از نویسنده محترم و خوش ذوق این کتاب

۱
کاربر ۱۴۲۹۵۰۷
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۸

رمان دلنشین همراه با داستانی جدید که قبلا نشنیده اید..

۰
کاربر 9560855
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۷

کتاب فوق العاده ای هست و خیلی خوندنی و جذاب است حتما بخونید

۰
مهربان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۶/۱۳

داستان جذاب و زیبایی بود

۰

بریده‌هایی از کتاب

مهربان
۱
ی به خونه اومد و تو رو با اون وضعیت دید، با صدای بلند گفت: "آسیه ... آسیه..." اما بعدش شک کردم و گفتم اشتباه شنیدم. او نبضت رو گرفت و سرت رو هم بست. داخل بیمارستان هم خیلی بی‌تابی می‌کرد... ولی حالا که این زن می‌گه پسرش بی‌دلیل عاشق شده، مطمئنم او همون پسره است! وقتی مات و مبهوت به او خیره شدم و گفتم: «نه فکر نکنم اون باشه... من کجا و دانشجوی پزشکی کجا؟» پری‌خانم با چشم و ابرویش شکلکی درآورد و گفت: «من که همیشه می‌گم تو مُهرهٔ مار داری!»
مهربان
۱
ز آن آش نذری و آن دانشجوی پزشکی و حالا خواستگاری او از من! نمی‌دانی چه حسی دارم. باور کن برای اولین بار است که دلم می‌خواهد خواستگاری به وصلت بینجامد؛ اما می‌دانم که هیچ موفقیتی، بی‌زحمت نیست. وقتی خبر خواستگاری به آقاجون رسید، همان اول مخالفت کرد و گفت: «نه! یه پزشک هرگز نمی‌تونه با دختر من که متأسفانه مدرسه نرفته، زندگی خوبی داشته باشه. اصلاً خدا هم گفته که زن وشوهر باید هم‌کُفو باشن! برای خودشون هم سخته و برای من سخت‌تر که بعد از مدتی
مهربان
۱
نام آفاق رعشه‌ای بر وجودم انداخت. متعجب به رابطهٔ بین جواد و آفاق فکر می‌کردم... اما درکش برایم سنگین بود و نتیجه‌ای نمی‌یافتم. بدنم به لرزه و سرم به دَوَران افتاد