دانلود رایگان کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر سیدپویا سیدی رزاقی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر

کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر

انتشارات:نشر آرسس
امتیاز:
۴.۴از ۳۴ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر

کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر نوشتهٔ سیدپویا سیدی رزاقی در نشر ارسس چاپ شده است.

درباره کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر

موضوع کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر در مورد ۵ شخصیت است که در روزهای سخت زمستان در رنج هستند. گرچه به نظر می‌رسد این ۵ شخص به دنبال راهی برای فرار از سرما و پناه به گرما هستند؛ اما این‌طور نیست و راه اتفاقی جلو پای‌شان سبز شد! داستان مربوط به زمانی است که حتی ماشین هم وجود نداشت و مردم با کالسکه و اسب این‌وروآن‌ور می‌رفتند به‌هرحال این داستان شامل صحنه‌هایی پر از هیجان است؛ و همین‌طور... صحنه‌های بسیار خاص!

سیدپویا سیدی رزاقی یکی از متفاوت‌ترین و خاص‌ترین نویسنده‌هایی بود که در مسابقات داستان‌نویسی شرکت کرده بود. پویا یکی از ده‌ها دانش‌آموزی بود که در یکی از مدارس ناحیهٔ هفت مشهد در مسابقه شرکت کرد و داستانش در یک کتاب گروهی به چاپ رسید. کتابی به نام هزار سال بعد ... اما مسئولین مسابقات استعدادی خارق‌العاده و قلمی بسیار خاص را در پویا تشخیص دادند. تصویرگری کتاب هم به او سپرده شد چرا که نقاشی‌هایش هم مانند قلمش خاص بود. ۲ سال طول کشید تا پویا کتاب شخصی خودش را آماده کند. همین کتابی که قرار است بخوانید. داستانی مهیج از دنیایی دیگر!

کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب مناسب گروه سنی کودک و نوجوان است.

بخشی از کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر

«خب درواقع این کاغذ به یک دیوار وصل بود و داشت کار همیشگیشو می‌کرد؛ یعنی تبلیغ! در همون حین باد شدیدی میاد و کاغذ رو از جا می‌کنه. چرا؟ چون کسی که کاغذو چسبونده بوده آدم تنبل و بی‌حوصله‌ای بوده. حالا، بعد از اینکه باد بردش میرسه به یه درخت. بعد، از درخت بالا میره و خودشو پرت می‌کنه روی شیشه جلوی یه ماشین. راننده نمی‌تونه جلوی خودشو ببینه و با ماشین جلوییش تصادف می‌کنه. بعد از تصادف، کاغذ به بالا پرواز می‌کنه و به خیالش مرده! اما نمرده و میرسه به یه ابر. از اونجایی هم که ابر از تبلیغ متنفره برگه رو پاره پوره می‌کنه و می‌ندازتش تو سطل آشغال. اما کسی که میاد آشغالارو ببره همون آدمیه که این کاغذو چسبونده و آدم تنبلی بوده. پس، آشغالا رو یه گوشه‌ای میذاره و میره. و باد دوباره کاغذو با خودش میبره به سمت یه کارخونه به اسم «هر چیز خراب و داغون در این کارخونه به شکل اولش (و یا حتی بهتر!) برمی‌گرده» و در اونجا کاغذ به شکل اولش (و یا حتی بهتر!) در میاد. بعد، میره میره میره تا میرسه به یه دستشویی. اونجا کارشو می‌کنه و بعدش تاکسی می‌گیره. اما تاکسیه گرون می‌گرفته و کاغذ ترجیح میده با همون باد این ور و اونور بره. تا اینکه باد سرما می‌خوره و مجبور میشه بره بیمارستان. برا همین، کاغذو درست در محلی که ۵ نفر دارن بستنی (یخ) می‌خورن پیاده می‌کنه. آنجلیکا کاغذو پیدا می‌کنه و روشو می‌خونه:

آنجلیک سریع کاغذ رو به بقیه نشون میده و همه از خوشحالی بال در نمیارن! (این اصلاً تعجب آور نبود! اگر بال در می‌آوردن تعجب آور بود) اما فقط یک مشکل ریزه میزه براشون پیش میاد. پولشو می‌خوان از کجا بیارن؟!»

کاربر ۲۸۶۳۸۷۴
۱۴۰۱/۰۴/۲۲

کلی لذت بردم.این حرفا رو از کجا میارین که خوب کنار هم میشینن.افرین بتو و ذهن خلاقت

Nao~
۱۴۰۱/۰۵/۰۲

باحاله😂

Mahya
۱۴۰۱/۰۵/۰۷

فصل اولش رو خوندم دوس داشتم خوبیش اینه که نویسنده باهات راحته و باحال حرف میزنه من دوست داشتم. عالیهههههه

زینب
۱۴۰۱/۰۶/۰۳

من کتاب رو ۲ روزه تموم کردم وبه نظرم کتاب عالی بود❤❤

sina gange 11
۱۴۰۱/۰۷/۱۳

عااااالی حتماً توصیه میکنم

کاربر 5097819
۱۴۰۱/۰۷/۱۰

عالی خیلی خوبه خیلی خوبه نویسندش ،، نویسندش خیلی راحته باهات همه چیو بهت میگه بگذریم ...... کتاب خوبیه توصیه می کنم بخونید💜

shervin1382
۱۴۰۱/۰۴/۲۵

یاد شازده کوچولو افتادم..نقدی بهش نمیره ولی یکم حوصله سر بره😂 یاعلی

Parinaz
۱۴۰۲/۰۵/۰۴

قشنگ و طنز بوده نویسندش خلاقیت زیادی داره

جانان
۱۴۰۱/۱۲/۰۴

کتاب خوبی بود پیشنهاد میکنم برای بچه های اقوام بخونید

کاربر 1222239
۱۴۰۱/۱۰/۲۶

کتاب بی نظیره به خصوص اینکه نویسنده کتاب فقط ۱۴ سالشه و این خیلی ارزش کتابو بالاتر میبره ،به نظر من سبک جدیدی از نویسندگی که مختص خود نویسنده هستو میشه اینجا دید سبکی که منحصر به فردو جذابه و

- بیشتر
خب این شروع، یک شروع عادی نیست. درواقع اصلاً شروع نیست! آخه نویسنده اصلاً قصد نداره داستان، مثله تمام داستان‌های دیگه شروع و تمام داشته باشه. بله خب نویسنده منم خواننده هم شمایین پس آیا شما وجه اشتراکی بین ما می‌بینین؟!
𝑀𝑜𝒷𝒾𝓃𝒶✨ 𝐵𝒯𝒮🌈
به فروشنده گفت: آمم... من... یه طعم از... آها شکلات می‌خوام... همیشه اولین انتخابمه و بعد، وای اون توت فرنگیه؟! آره از اونم می‌خوام
itsJuilia
سوئینی همچنان داشت فکر می‌کرد چون همونطور که گفته بودم... آمم... انتخاب سخت بود. بعد یه مشتری اومد و به فروشنده گفت:‌ های! من یه اسکوپ از انبه می‌خوام... یه اسکوپ از گردو... و... یدونه هم از... آها! هویج! میگن برای چشم خیلی مهمه. و سوئینی حالش بد شد چون طعم‌های خیلی بدی انتخاب کرده بود. و به این صورت شد که خواست بستنی‌هاشو انتخاب بکنه. به فروشنده گفت: آمم... من... یه طعم از... آها شکلات می‌خوام... همیشه اولین انتخابمه و بعد، وای اون توت فرنگیه؟! آره از اونم می‌خوام و... آره لیمو! لیمو هم خیلی دوس دارم. هی! اون اسمارتیزه؟ چرا زودتر ندیدم! به هرحال از اسمارتیز هم خوشم میاد. چرا که نه؟! و... نه! نمی‌تونم باور کنم! پنیر فرانسوی حتماً! و کره! هر جور کره‌ای. کرهٔ هلندی کرهٔ... اون شکلاتا سوئیسیئن آره؟ میمیرم براش!ها! آره آره آره از ذغالیم خوشم میاد. اونم رنگ خوبی داره از اونم می‌خوام. نوتلا! دوس دارم. و... شاتوت آره. هی! این جا مونده بود! بلوبری! من عااااااااشق بلوبریم! او! اسپرسو. چه چیزای شیکی!
sisi
فصل اول: ۵ شخصیت که در موردشون صحبت شد! سوئینی! نامی که فصل ۱ را آغاز می‌کند، اسمی پرگوهر، قشنگ و بی‌نظیر و زیبا! که باعث میشه شما رو مشتاق به این کنه که سوئینی کیه! درواقع پسری خودخواه و خاصه که بیشتر اوقات موهاش تو هواست و چکمه می‌پوشه. متأسفانه شخصیتش خیلی براش مهمه و این از این لحاظ بده که اجازه نمیده ما هرچیزی درموردش بنویسیم. البته برای این کارش دلیل داره چون نمی‌خواد هر رفتاری وارد باطنش بشه و سعی می‌کنه از کلمات شیک برای آپدیت شخصیتش استفاده کنه. (یه چیزی مثل به روزرسانی کردن برنامه‌ها.) اصلاً هم معلوم نیست که چرا علاقه شدیدی به شخصیت بدها داره! اما اون خودش بهتر از همه می‌دونه که شخصیت بدا همیشه شکست می‌خورن! از کف،
❤harry potter❤
نکته مثبت شماره ۱: خیلی مرتبه نکته مثبت شماره ۲: خیلی بی‌خیاله نکته مثبت شماره ۳: خیلی باادبه نکته مثبت شماره ۴: دهنش بوی بد نمیده نکته مثبت شماره ۵: در آینده دوست داره خیرخواه باشه. (که البته این بستگی به این داره که پولدار شه) دقیقاً هم مثله پدربزگ پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگ پدربزرگش یعنی آرتوریوف سزار سوم عادت داره بعد اینکه دستاشو شست با دستمال مرطوب خشک کنه!
❤harry potter❤
نکته مثبت شماره ۱: خیلی مرتبه نکته مثبت شماره ۲: خیلی بی‌خیاله نکته مثبت شماره ۳: خیلی باادبه نکته مثبت شماره ۴: دهنش بوی بد نمیده نکته مثبت شماره ۵: در آینده دوست داره خیرخواه باشه. (که البته این بستگی به این داره که پولدار شه)
❤harry potter❤
تنها چیزی که الیزابت داشت اما پیتر نه، آدامس بود. پیتر پرسید: از کجا آدامس آوردی؟ مگه اختراع شده؟! _ آره. سال ۱۸۶۰ اختراع شده. ما اَم تو ۱۸۷۰ هستیم. حواست کجاست؟! پیتر شونشو بالا انداخت و اونا شروع کردن به ماهیگیری.
Yeky
رآشپز سالواتوره:‌ ای، خانم جوان اینو... حواستون کجاست اینو؟ من در حال آشپزینو! چیکار می‌کنینو؟! آنجلیکا: من داشتم رد می‌شدم... _ ایتالیایی سخن گفتنینو، پورفاوور... (لطفا) _ آم... من داشتم رد می‌شدمینو! حواسم نبودینو... خوردم به شما اینو!... اکسکوزا موسیو! (آنجلیک باتربیته! عذرخواهی می‌کنه!) _ اوو... نو پرابلمینو...! (فاقد مشکل.) کمکم می‌کنی در آشپزینو؟... _ خب راستش من... _ عالللی اینو! هری آپ اینو... (عجله کن!) اون بشقابو بده به منینو! _ بشقاب کودومه؟! _ آه... نمی‌دونی بشقاب چیه اینو؟هاهاها اینو! خب منم نمی‌دونم چیه اینو! فقط یه چیزی بده این بیلبیلکو بندازم توش اینو! (دیگه تا این حد ایتالیایی نمی‌دونم!) _ سی سینیور! (آره آقا!)
Yeky
اینو هم بگم که شخصیت خیلی خفنی داره و شما احتماًلا دوسش خواهین داشت! کمی رو مخه ولی بازم قابل تحسینه! (تازه خوبیه خیلی خوبش هم اینه که دهنش بو بد نمیده چون من واقعاً رو بوی دهن حساسم!)
ayla

حجم

۸۲۵٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۷۶ صفحه

حجم

۸۲۵٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۷۶ صفحه

قیمت:
رایگان