
کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر
معرفی کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر
کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر نوشتهٔ سیدپویا سیدی رزاقی در نشر ارسس چاپ شده است.
درباره کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر
موضوع کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر در مورد ۵ شخصیت است که در روزهای سخت زمستان در رنج هستند. گرچه به نظر میرسد این ۵ شخص به دنبال راهی برای فرار از سرما و پناه به گرما هستند؛ اما اینطور نیست و راه اتفاقی جلو پایشان سبز شد! داستان مربوط به زمانی است که حتی ماشین هم وجود نداشت و مردم با کالسکه و اسب اینوروآنور میرفتند بههرحال این داستان شامل صحنههایی پر از هیجان است؛ و همینطور... صحنههای بسیار خاص!
سیدپویا سیدی رزاقی یکی از متفاوتترین و خاصترین نویسندههایی بود که در مسابقات داستاننویسی شرکت کرده بود. پویا یکی از دهها دانشآموزی بود که در یکی از مدارس ناحیهٔ هفت مشهد در مسابقه شرکت کرد و داستانش در یک کتاب گروهی به چاپ رسید. کتابی به نام هزار سال بعد ... اما مسئولین مسابقات استعدادی خارقالعاده و قلمی بسیار خاص را در پویا تشخیص دادند. تصویرگری کتاب هم به او سپرده شد چرا که نقاشیهایش هم مانند قلمش خاص بود. ۲ سال طول کشید تا پویا کتاب شخصی خودش را آماده کند. همین کتابی که قرار است بخوانید. داستانی مهیج از دنیایی دیگر!
کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب مناسب گروه سنی کودک و نوجوان است.
بخشی از کتاب داستانی مهیج از دنیایی دیگر
«خب درواقع این کاغذ به یک دیوار وصل بود و داشت کار همیشگیشو میکرد؛ یعنی تبلیغ! در همون حین باد شدیدی میاد و کاغذ رو از جا میکنه. چرا؟ چون کسی که کاغذو چسبونده بوده آدم تنبل و بیحوصلهای بوده. حالا، بعد از اینکه باد بردش میرسه به یه درخت. بعد، از درخت بالا میره و خودشو پرت میکنه روی شیشه جلوی یه ماشین. راننده نمیتونه جلوی خودشو ببینه و با ماشین جلوییش تصادف میکنه. بعد از تصادف، کاغذ به بالا پرواز میکنه و به خیالش مرده! اما نمرده و میرسه به یه ابر. از اونجایی هم که ابر از تبلیغ متنفره برگه رو پاره پوره میکنه و میندازتش تو سطل آشغال. اما کسی که میاد آشغالارو ببره همون آدمیه که این کاغذو چسبونده و آدم تنبلی بوده. پس، آشغالا رو یه گوشهای میذاره و میره. و باد دوباره کاغذو با خودش میبره به سمت یه کارخونه به اسم «هر چیز خراب و داغون در این کارخونه به شکل اولش (و یا حتی بهتر!) برمیگرده» و در اونجا کاغذ به شکل اولش (و یا حتی بهتر!) در میاد. بعد، میره میره میره تا میرسه به یه دستشویی. اونجا کارشو میکنه و بعدش تاکسی میگیره. اما تاکسیه گرون میگرفته و کاغذ ترجیح میده با همون باد این ور و اونور بره. تا اینکه باد سرما میخوره و مجبور میشه بره بیمارستان. برا همین، کاغذو درست در محلی که ۵ نفر دارن بستنی (یخ) میخورن پیاده میکنه. آنجلیکا کاغذو پیدا میکنه و روشو میخونه:
آنجلیک سریع کاغذ رو به بقیه نشون میده و همه از خوشحالی بال در نمیارن! (این اصلاً تعجب آور نبود! اگر بال در میآوردن تعجب آور بود) اما فقط یک مشکل ریزه میزه براشون پیش میاد. پولشو میخوان از کجا بیارن؟!»
حجم
۸۲۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۷۶ صفحه
حجم
۸۲۵٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۷۶ صفحه
نظرات کاربران
کلی لذت بردم.این حرفا رو از کجا میارین که خوب کنار هم میشینن.افرین بتو و ذهن خلاقت
باحاله😂
فصل اولش رو خوندم دوس داشتم خوبیش اینه که نویسنده باهات راحته و باحال حرف میزنه من دوست داشتم. عالیهههههه
من کتاب رو ۲ روزه تموم کردم وبه نظرم کتاب عالی بود❤❤
عااااالی حتماً توصیه میکنم
عالی خیلی خوبه خیلی خوبه نویسندش ،، نویسندش خیلی راحته باهات همه چیو بهت میگه بگذریم ...... کتاب خوبیه توصیه می کنم بخونید💜
یاد شازده کوچولو افتادم..نقدی بهش نمیره ولی یکم حوصله سر بره😂 یاعلی
قشنگ و طنز بوده نویسندش خلاقیت زیادی داره
کتاب خوبی بود پیشنهاد میکنم برای بچه های اقوام بخونید
کتاب بی نظیره به خصوص اینکه نویسنده کتاب فقط ۱۴ سالشه و این خیلی ارزش کتابو بالاتر میبره ،به نظر من سبک جدیدی از نویسندگی که مختص خود نویسنده هستو میشه اینجا دید سبکی که منحصر به فردو جذابه و