
نظرات کاربران درباره کتاب من، شماره سه
۳٫۵
(۳۲)
Zahra
نوشتن از یک دیوانه عجیب سخته
پس باید طوری نوشت که بتونی درکش کنی
همونطور دیوانهوار، جسور، رویاپرداز و ...
که عطارزاده این نوع نوشتن رو خوب بلده...
اگر علاقه به داستانهای عجیب و دیوونهکننده دارید خیلی پیشنهاد میشه! اما بگم که خیلی سخته! تجسمش، فهمیدنش و ادامهدادنش
کاربر ۹۴۷۱۳۸۴
فضای داستان یک فضای موهوم و گاهی انتزاعی است. راوی داستان در پس و پیش زمان در حال گشت و گذار است. در میان دیوانگانی که هر کدام داستانی دارند و فضای داستان نوعی رئالیسم جادویی است که میان واقعیت و رویا و خودآگاه و ناخودآگاه در نوسان است. فهم این نوع رمانها سخت است .چون سیر منطقی و منظم ندارد و خواننده باید تجربه خواندن رمانهای زیادی را داشته باشد. در نهایت این رمان رمانی قوی و خوش ساخت است ولی برای خوانندگان حرفه ای رمان ، نه برای کسانی که تازه شروع به خواندن رمان کرده اند.
رابرت
سطح ادبیات کتاب واقعا بارها تغییر حالت میدهد من خودم به شخصه بعد از دو بار خواندن کتاب توانستم موقعیت هارو بازسازی کنم با این حال بازم اخر متن به اول متن رجوع باید بکنید تا بهتر وقایع تصمیم گیرنده شماره سه مشخص بشه براتون
کاربر ۴۰۰۴۰۵۶
کتابی بسیار زیبا و خاص واقعا از خوندنش شگفت زده شدم خیلی دوست دارم نویسنده این کارو از نردیک ببینم اخه چجوری یه تیمارستان را به این قشنگی توصیف کردی!!
Mahshid Tashakori
درخشان بود. دیوانه وار. رک. مشکل اما جذاب
فارا
روند کتاب کند است
تصویر پردازی در این داستان عالیست
قلم نویسنده مثل کتاب قبل قوی و گیراست
داستان بیمارگونه است و شمارا با جوانی لال در تیمارستان همراه میکند.
فضای تاریک
افکار جنون آمیز
کمی بی پرده.
کاملا سلیقه ایست ولی برای من کمی آزار دهنده بود.
Brandon
کتاب داستانی و در عین حال از جهتی که با هر جمله مخاطبو به تفکر وا میداره شاید کمی سنگینه.
فکر میکنم داخل این کتاب خانم عطارزاده از سبک روایت سمفونی مردگان تا قسمتی بهره بردن.
سرشار از تفکرات عجیب یه بیمار که گاهی خیلی عمیق و گاهی خیلی متعلق به دنیای کودکانهست.
وقتی تمومش کنی تازه خیلی از چیزایی که از اول کتاب متوجهشون نشده بودی رو درک میکنی.
درکل کتاب خوبی بود لذت بردم.
مریم
از اون کتابهایی هستش که خوندنش خیلی سخت جلو میره.
Aydin
من تا به حال کتابی از این نویسنده نخوانده بودم و بعد از خواندن این کتاب میتونم بگم که شیفتهی قلمش شدم. چقدر داستان این کتاب زیبا، سنگین، دردناک و شاید میتونم بگم آشنا بود. آشنا از این جهت که شاید درگیری های ذهنی شخصیت های کتاب رو تا حدودی، حالا با شکل و شمایلی متفاوت، اکثر ماها تجربه کردیم. کتاب کم حجمی بود ولی چند روز طول کشید تا تمومش کنم چون حجم مطالبی که بیان میشد زیاد و قابل تأمل بود و ذهنم نیاز به فکر کردن و استراحت داشت...
مریم نصراصفهانی
برخلاف اثر قبلی نویسنده، یعنی راهنمای مردن با گیاهان دارویی که از صفحه صفحهش لذت بردم، این کتابشونو اصلا دوست نداشتم. جون میکندم که نصفه رهاش نکنم. ولی واقعا خوندنش برام عذابآور بود و بالاخره نتونستم تمومش کنم. کلا هذیونهای بی سر و ته یه بیمار بود و هیچ معنایی نداشت از نظر من.
حجم
۱۶۰٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
حجم
۱۶۰٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۱۹۲ صفحه
قیمت:
۱۳۱,۰۰۰
۶۵,۵۰۰۵۰%
تومان