ازدواج های فیلیپس بورگ

دانلود و خرید ازدواج های فیلیپس بورگ

۵٫۰ از ۲ نظر
۵٫۰ از ۲ نظر

برای خرید و دانلود   ازدواج های فیلیپس بورگ  نوشته  مارتین والزر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

نظرات کاربران

Mahla V.KiyAN
مارتین والزر در "ازدواج‌های فیلیپس بورگ" شکست آلمان در جنگ جهانی دوم را، از پشت سنگر‌های جبهه به شهر و کوچه و خانه‌ها می‌کشاند. در دهه ۵۰ میلادی، طرح مارشال کلید می‌خورد و کتاب، داستان تازه به دوران رسیده‌هایی را حکایت می‌کند که ناگهان دری به تخته می‌خورد و جاه و مقامی به دست می‌آورند. خط کلی داستان، چهار زندگی در شهر فیلیپس بورگ را روایت می‌کند که با وجود ویترینِ باشکوه و فریبنده‌ای که به‌نمایش می‌گذارند، از درون، همچون توده‌ای کثافت، بوی تعفن می‌دهند. والزر، هانس بویمان را محور داستانش قرار می‌دهد تا از خلال روایت سرگذشت او، مبدا و مقصد آن سه قصه دیگر را رسم کند. هانس بویمانی که با کنار هم گذاردن شواهد، گویی خود والزر در دنیای حقیقی است. دروغ، خیانت، فساد، بی بند و باری، روشنفکران دوزاری و همسرانی که شریک زندگی خود را جز نردبانی برای رشد و دستیابی به اهداف بلندپروازانه خود نمی‌بینند؛ شاخص‌های اصلی رمان هستند. داستان قبل از پا گذاشتن به محفل بزرگان و پارتی‌های شبانه مجلل، در پایین شهر و مظاهر آن دست و پا می‌زند، شکاف پررنگی بین سطح زندگی طبقات بالا و پایین می‌کشد و هانس بویمان را خط ارتباط آن دو قرار می‌دهد. اما آنچه در روایت والزر جلب توجه می‌کند این است که، آدم‌های پایین شهر و بالای شهر، جز در ظاهر، تفاوتی نشان نمی‌دهند. جنس همان است، منتهی یکی پول بیشتری در جیب دارد. بوی گند واقعیت، از تک تک صفحات کتاب بیرون می‌زند و مشام خواننده را می‌آزارد. دروغ و خودخواهی دام می‌گسترد و شخصیت‌ها را یک به یک می‌بلعد. در این میان "آقای کلاف"، در آن اتاق نمور و محقر تنها کسی است که از چهار دیوار تنگ اتاقش، خود را در این وانفسا تنها و بی‌صدا می‌یابد. کلاف حقیقت را به نظاره نشسته است، حقیقتی که تاب تحمل آن از توان هرکسی ساخته نیست. فیلیپس بورگ، یا اشتوتگارتِ والزر، قطعاً خواندنی و قابل توجه است، از آنجا که به قول خود او، متعلق به عصر و زمانه مشخصی نیست؛ بلکه همواره معاصر و زنده خواهد ماند. .کتاب را به اعتبار نشر بیدگل و شناختی که از سلیقه و تبحر اژدر انگشتری به یاد داشتم شروع کردم و مثل گذشته ناامید نشدم.
صفحه قبل۱صفحه بعد