
نظرات کاربران درباره کتاب دلهرهی مدام گریختن
۴٫۰
(۳۶)
zeinabb
تلخ ولی دلنشین،زیبا و دوست داشتنی
mobinht
تماما زیبایی. خط به خطش قابلیت هایلایت کردن داشت.
محمد امین چیزانی
بهترین کتاب شعری بود که تا به حال خواندم.
همه شعر ها عالی بودند و احساس نزدیکی زیادی به شاعر کردم به خاطر حسی پوچی که در اشعارش جریان داشت و در عین حال زیبایی هم حاکم بود.
Ali Esmaeliy
معروفه به شاعر کارگر کسی که واقعا کارگری میکرده و شبها شعر میگفته
mohamadreza
بسیار بسیار دلنشین
شعر های نویی که بسیار تاثیر گذار وملموس هستند و برای خوانده کتاب انگار تجربه و خاطره ای هست در اعماق گذشته و زندگی زیسته
Ali Esmaeliy
دادا اسمش شعر سپید کوتاهه
Sahand Salari
عده ای سرشت شاعر بودن دارند . به نظرم سابیر هاکا یکی از این نوع انسانهاست که برای شعر گفتن یا پرداخت یک موتیف تلاش خاصی نمیکنه. صرفا شعر رو خلق میکنه و عبور میکنه
انتزاعیات بسیار سلیس و روان و البته صریح.
کتاب به قدری عالی بود که نتونستم تا پایانش ببندم.
Sahar B
چقدر زیباست این مجموعه شعر کوتاه
واقعا لذت بردم شبها قبل خواب خوندمش:)
زینب
احساس زنده بودن بهم میده این کتاب. چقدر گریه کردم باهاش
Ali Esmaeliy
نکنه ......بله دیگه
zAgros
چرا این کتاب، یک کتابِ طویل و پایانناپذیر نبود؟
میتونستم تا ابد روحم رو از اشعار این کتاب تغذیه کنم و هیچوقت سیری نپذیرم!
به جرئت میتونم بگم که اولین کتاب شعری بود که تا به الان، با سطر به سطرش، با خط به خطش احساس همذات پنداری کردم!حتی با مقدمه و سخنان نویسنده!
حظ کردم، غمگین شدم، درد کشیدم، و مُردم...
از هر دردی که توی زندگی دارم سخن گفته بود!
از عشق، از ترک شدن، از نبود، از تنهایی، از وطن، از مادر، از خود، از رنج، از غم، از وحشت، از زندگی، از مرگ، از عدم...
واقعا نمیدونم دیگه چی بنویسم در وصفش!
جانم رو رُبود....
ستایش جنیدی
شعری کوتاه راجع به زیستن و مردن.
چینش کلمات هنرمندانه بود.
شعری بود که زندگی شدهبود، صرفاً تخیلی در خیال نبود. زنده و جاندار و حزنانگیز بود. دوستش داشتم.
به راستی که زمان انسان را میفرساید و انسان زمان را.
Setayesh Talebiyan
این کتاب خیلی به حال این روزهامون نزدیکه.
با هر شعر گریستم. یک قسمتش که دوست داشتم رو اینجا مینویسم:)
شخم نزن پدر
این خاک پر از خون را
بگذار کمی تنها باشد
با طراوت تنهای برهنهی در آغوشش
اگرچه هنوز بر سینهاش آرام نگرفتهایم
اما نان که خوردهایم
آه ای حرمت سنگین نان بر کفنها
کجاست آن همه رهایی در طغیان صداها و نورها
مردانی که از یک گهواره برخاسته بودند
و مادرانی که خونشان را در خنکای فرزند خفته در گور تازه میکردند
بر خاک دیگران پا میگذارم تا فراموش نکنم
زمانی که جوان بودم
خاک نیز جوان تر بود
elahes
عالی
حجم
۲۶٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۶۳ صفحه
حجم
۲۶٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۶۳ صفحه
قیمت:
۴۵,۰۰۰
۲۲,۵۰۰۵۰%
تومان