نظرات درباره کتاب دشمن و نقد و بررسی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب دشمن

نظرات کاربران درباره کتاب دشمن

انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز:
۳.۲از ۱۱ رأی
۳٫۲
(۱۱)
فاطمه اسماعیلی
کوتزی نویسنده‌ی ادبیات استعمار و پسا استعماره و این اثر هم مرتبط با همین موضوعاته! نویسنده برای این اثر جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۰۳ رو گرفته و به نظرم ارزش خوندن داره... داستان تا فصل اخر روان و قابل درکه و فقط در فصل اخر که حجم کمی هم داره نویسنده پایان رو پیچیده می‌کنه که البته با خوندن چن تا نقد احتمال زیاد مشکل حل بشه.
AS4438
ببخشید.نویسنده بخاطر کتاب درانتظاربربرها نوبل گرفت که فوق العاده است حتما" بخوانید، نکات آموزنده بسیاری دارد.
مسلم عباسپور
ترغیب شدم بخونمش با تعریف شما. تشکر
مهرفر
ایده‌ی درخشان و به غایت بدیع و پرداخت فوق‌العاده‌ای آن، بی‌تردید این رمان را در زمره‌ی شاهکارهای ادبی قرار می‌دهد.
Somaye Sanjari
بخش زیادی از این داستان به صورت تک گویی از زبان زنی به نام سوزان شنیده می‌شود. در حقیقت این تک گویی ها نامه‌های یک طرفه‌ای هستند که به نویسنده‌ای به نام "فو" می نویسد و امیدوار است روزی داستان زندگی‌اش با قلم این نویسنده او را به شهرت برساند. هنر نویسنده رمان در این تک گویی ها آشکار می شود. نویسنده از زبان سوزانی به بیان داستان می پردازد که نویسندگی نمی داند و بلد نیست قصه بنویسد و از شیوه‌ها و متدهای ادبی بی خبر است. کوتسی این ریسک را می کند و با خام دستی سوزان رمان را نگارش می کند. اگرچه شاید مخاطب منتظر روزی است که یک نویسنده معروف که همان آقای فو باشد این داستان را بازنویسی کند. آن روز تا پایان داستان نمی‌رسد. انتظاری که از تجربه ی داستان داشتم به واسطه ی جغرافیای زندگی نویسنده هرگز برآورده نخواهد شد. چرا که جمعه نماد آفریقای جنوبی شخصیتی است لال. در حقیقت زبان بریده که هیچ گونه صدایی از او شنیده نخواهد شد جز موسیقی. و در نمای پایانی رمان صدای جزیره که از گلوی نیمه جانش بیرون می آید.حتی سوزان هم به این سکوت اعتراض دارد. چرا که شاید بخش پرکشش داستان سوزان نیز می‌تواند گذشته جمعه باشد. گذشته‌ای که نویسنده (کوتسی) شاید به عمد آن را خاموش می گذارد. تنها قضاوت‌های گاه به گاه ذهن سوزان برای جمعه گذشته ای می سازد دردناک و وحشی و در عین حال مبهم. شاید همان تصویر همیشگی دنیا از مردمان آفریقا. با شنیدن نام کروزو و جمعه ما سوزان را شخصیتی فرعی می‌بینیم چیزی که خود سوزان هم نگران آن است و در جایی از داستان می‌گوید کاش هرگز نام کروزو را نیاورده بودم. سوزان شخصیتی است که هیچ ثبات روانی یا منطق رفتاری ندارد. سردرگمی است بین گذشته و حال و آینده. او به فو اجازه نمی دهد گذشته اش را در داستان بازنویسی کند هرچه فرم می‌گوید از باییا برایم بگو او باز هم به حاشیه می‌رود و باز هم روی جزیره تمرکز می‌کند. زمانی که دختری را ملاقات می کند که خودش را گمشده سوزان معرفی می‌کند دختر را پس می زند و در نهایت می خواهد او را متقاعد می‌کند که نه تنها دختر او نیست که دختری پدرزاد است و از اساس بدون مادر. شاید این دختر گمشده همان داستان سوزان است که هرگز پیدا نمی‌شود یا نوشته نمی شود. کسی با سوزان نمی‌آمیزد تا نتیجه این آمیزش زایشی باشد دلخواه سوزان. اگر سوزان به دختر می‌گوید تو پدرزادی در حقیقت می‌خواهد بگوید این دختر زاده تخیل فو بوده و سوزان نقشی در آفرینش او ندارد. چون سوزان نمی‌خواهد شخصیت حاشیه‌ای و اضافی را در داستان خودش بپذیرد. اما در پایان می‌بینیم که فو تمام شخصیت‌های زائد داستان از جمله خودش و سوزان و دختر را به کلی از بین می برد. نشانه دیگری که از بی‌ثباتی شخصیت سوزان می بینیم رفتارش با جمعه است. او همیشه می‌خواهد جمعه را آزاد کند و تصور می کند که وقتی جمعه از کنارش برود خودش نیز آزاد خواهد شد. اما حتی زمانی که می‌بیند جمعه در خطر است او را نجات می‌دهد و مانند مادری که فرزندی بزرگ دارد از جمعه مراقبت می‌کند جمعه سایه اوست و او نمی‌تواند بدون سایه زندگی کند اگرچه سایه تاثیری بر زندگی او ندارد. دلش برای بردگی خواسته جمعه می‌سوزد اما توان آزاد کردن او را ندارد تا جایی که نمی‌داند خودش برده جمعه است یا جمعه برده او. به طور کلی مخاطب رمان را کلاس نویسندگی می‌بیند دغدغه‌ای که هر نویسنده‌ای به هنگام بیان داستانی که ایده اولیه اوست با آن درگیر می‌شود. آنچه بین سوزان و آقای فو در جریان است تماماً می‌تواند دغدغه‌های ذهنی یک نویسنده باشد که با شخصیتی از داستانش درگیر باشد. گویی کوتسی نسخه اولیه‌ای از رابینسون کروزو را با ایده‌هایی که هرگز فو در داستان نهایی استفاده نمی‌کند یافته و آنها را در قالب رمانی مجزا و با شیوه‌ای کاملاً سردرگم بیان می‌کند و نام رمان را دشمن می‌گذارد. رمان دشمن دور ریز‌های اطراف ایده رابینسون کروزو هستند که در صورت بروز مانع شهرت ش می شدند. آنچه در طول رمان دغدغه سوزان برای نوشتن یک داستان است و آنچه در گفتگوی او با فو برای شیوه بیان داستانی که وجود دارد به بحث گذاشته می‌شود در حقیقت کلاس نویسندگی است که کوتسی به راه انداخته. چالشی که هر نویسنده ای با ایده ها و پرداخت ایده ها و حتی رها کردن بخشی از ایده هایش به آن مبتلاست. مثل نظری که فو در مورد ابتدا میانه و پایان داستان سوزان دارد. فو می‌گوید داستان میانه خوبی ندارد و با خلق آدمخوارها و یا دزدان می‌توان میانه زیبایی برای آن بیان کرد یا حتی جایی می گوید داستان جزیره می‌تواند خود میانه‌ای از یک داستان بزرگتر در زندگی سوزان باشد. اما سوزان معتقد است جزیره و تنها جزیره ارزش گفتن دارد جوری که او را به شهرت برساند. در اواخر داستان جایی که سوزان از تو می‌پرسد تمام کسانی را که آماده کرده‌ای شاید ارواحی باشند طب این تلنگر را می‌خورد که نکند به طور کلی در ذهن نویسنده‌ای زندگی می‌کند و سوزان خود نیز روحی بیش نباشد روحی که نویسنده آن را خلق کرده تا بتواند از زبان او داستانش را بیان کند. و نهایتاً این کوتسی است که تصمیم می‌گیرد چگونه داستان را جمع کند. شاید هم اوست که وارد خانه فو می‌شود. دختر و سوزان وفو را مرده می‌یابد یا در ویرایش را دور می‌ریزد ست نوشته‌ها را پیدا می‌کند شاید آنچه کوتسی نهایتاً از تمام این داستان باقی می‌گذارد همان روایت رابینسون کروزوی دنیل دفو باشد. #چالش_کتابخوانی_۱۴۰۳
Mary gholami
خوب بود
آتیلا
مقدار زیادی نامفهوم بود و زیاد پیچیده و از حوصله خارج بود.
Ho3ein Mosavi
نمونه کتاب رو خوندم زیاد کشش نداشت برای من بیخیالش شدم
رامین
چیزی نیست بشه ممکنه هرکسی خوشش بیاد و لذت ببره و در یک جذابیت و تعلیق آن‌چنانی سیر کند. بیش‌از این نخواهمش خواند از ایشون هم فکر نکنم بخونم پیشنهادی هم برای کسی ندارم

حجم

۱۵۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۵۸ صفحه

حجم

۱۵۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۵۸ صفحه

قیمت:
۴۴,۰۰۰
۱۷,۶۰۰
۶۰%
تومان