
نظرات کاربران درباره کتاب فارنهایت ۴۵۱
۳٫۵
(۱۳۹)
پویان
• در مورد کتاب: اگر از «۱۹۸۴» جورج اورول لذّت بردید، این رمان رو هم حتماً بخونید. محتوای این رمان هم سیاسی-اجتماعی است و یک پادآرمانشهر رو به تصویر میکشه. امّا برخلاف پادآرمانشهر خوفناک اورول، این یکی تا حدودی رنگارنگ هم هست! همهچیز خوبه و مردم هم در همهی موارد آزاد هستند (حداقل در ظاهر) و خبری از «big brother» هم نیست. امّا مسئلهی موجود اینه که سانسور فرهنگی سر به فلک کشیده. خواندن و نگهداری کتاب به طور کل غیرقانونی هست و در عوض مردم تشویق میشن به استفادهی هرچه بیشتر از تلویزیون (نوع خاصی از تلویزیون که باهاش ویدیوچت هم میشه کرد).
• در مورد ترجمه: مترجم محترم برداشته به «فارسی سخت» ترجمه کرده! اصلاً یکجاهایی نمیفهمیدم چی داره میشه و از نو میخوندم. نمیتونستم با مطلب ارتباط برقرار کنم و خودم رو توی فضا حس کنم. یک ستارهای که کم کردم برای همینه.
• نکات جانبی: فیلمی با همین نام هم بر اساس این رمان ساخته شده. البته کارگردان داستانش رو کمی تغییر داده بود و دوست نداشتم! داستان اصلی رمان بهتر بود.
Amoo_porya
پویان جان فیزیکیش بخوام بگیرم کدوم مترجم شو خوندی کتاب (( فارنهایت 451 )) رو ، اون کامنت تو ک توصیه کردی بخونین این کتاب پیدا نکردم😅
کتابخوان_پردیس
ممنون از نظر بسیار خوبتون. اصلا نتونستم با ترجمه ارتباط برقرار کنم. ترجمه ی ضعیفش بدجور لذت خواندن کتاب رو کمرنگ کرده
farshaD
متاسفانه طاقچه امکان نظر دادن برای کتابهایی که خریداری نشده رو برداشته و من نظر خودم رو اینجا می گم
کتاب رو ۲ بار به صورت صوتی گوش کردم و آنقدر لذت بردم که نسخه چاپی اش هم خریداری کردم
سوای تمام نظرات دوستان که بسیار عالی گفتن و تکرارشون از طرف من فقط قدم گذاشتن جای پای عزیزان کتاب خوان هستش
باید بگم که از جنبه دیگری این داستان،
می شه این دیکتاتوری،پاد آرمان شهر و . . رو به شخص خودمون تشبیه کنیم
آخرینکتابی که خواندیم چه بوده؟
در طول یک ماه چقدر مطالعه می کنیم؟
چقدر زندگی هامون با چرخیدن های الکی در فًضای مجازی پر شده؟
و سوالاتی از این دست
شاید خوب که بهشون فکر کنیم ببینیم ما هم با اون آدمایی که تمام وقتشون توی خونه و در حال زل زدن به screen های روی دیوار بوده فرقی نداریم
و حتی بیشتر که فکر کنیم می بینیم خودمون هم یک آتشنشان درون داریم
کتاب فوق العاده ای هستش و ارزش حداقل ۲ بار خوندن رو داره
Dentist
خیلی اتفاقی این کتابو شروع کردم و انقدر ترجمهش بد بود که همون صفحات اول میخواستم رهاش کنم ولی شگفتزدهام کرد! فوقالعاده بود جدا.
نسل آیندهی بشریت رو به تصویر میکشه. در گذر زمان، به مرور رغبت آدما به خوندن کتابای حجیم کم میشه. کتابا به مرور تبدیل به خلاصه کتاب، یه ستون توی روزنامه و حتی چند خط توی یه فرهنگنامه میشن تا جایی که داشتنشون جرم محسوب میشه. هدف صرفا خوشحال بودنه و هدف و قلهای برای تلاش کردن وجود نداره. اتاقا شیشهای و رنگی میشن و اساس زندگی میشه سرعت و سرگرمی. تلویزیونها زندگی رو محاصره میکنن و هرچیزی که انسان رو وادار به تفکر میکنه از بین میره! برای دور کردن آدما از دغدغههای مهم با جزئیات بیاهمیت اشباعشون میکنن و درموردشون مسابقه برگزار میکنن.
دنیایی رو به تصویر میکشه که توش کتابها نایابترینن. نه به این علت که به خودی خود مهمن. کتاب صرفا یه قالبه. اون اطلاعات مهم میتونه از طریق تلویزیون و رادیو و ... در اختیار مردم قرار بگیره که نمیگیره پس کتابا تنها حافظان این اطلاعاتن. و در مقابل آدما با مجلات زرد و تلویزیون و سرگرمی سرگرم میشن و همه چیز به قدری سریعه که حتی فرصت دیدن طبیعت و تفکر در اون رو پیدا نکنن.
اون چه که این کتاب ازش حرف میزنه به قدری قابل لمسه که بنظر میرسه بشریت واقعا داره به این سمت میره. فضای کتاب خیلی هم به کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول شبیهه.
در کل یه کتاب فوقالعاده با یه ترجمهی فاجعه که اصلا از نشر میلکان بعید نیست :|
miss em
ترغیب شدم که این کتاب رو بخونم.اگه کتاب خوب دیگه ای هم مشابه فضای فکری مزرعه حیوانات پیدا کردید خوشحال میشم بهم معرفی کنید
هدیه
چقدر عالی نقد کردید راستش میخواستم نصفه ولش کنم ولی دوباره ترغیب شدم که بخونمش😃
شیلا در جستجوی خوشبختی
توضیح تون عالی بود اسم این کتاب توی لیستم هست حتما میخونمش
میثم قربانی
کتاب خیلی خوبیه، ولی ترجمه این نسخهش خیلی ضعیفه. توصیه میکنم نسخه ترجمه آقای شیعهعلی رو تهیه کنید. بخاطر ترجمه امتیاز کمی دادم
Husayn Parvarde
داستان یک پاد آرمانشهر یا ضد آرمانشهر که در آن سانسور و کنترل مردم به دست حکومت به حد اعلای خود رسیده است و در این راه، کتابها توسط حکومت سوخته میشوند تا از رسیدن آگاهی به مردم جلوگیری شود.
در این وضعیت،مردم یک احساس خوشبختی و خوشحالی دروغینی دارند و استثمار و استبداد حکومت باعث ایجاد نوعی تحمق و سرخوشی الکی در مردم شده است.
مردم مانند ماشین و ربات شدهاند، تلویزیون های بزرگ و آدم های ساختگی در این تلویزیون ها، جای دوست و آشنا را گرفته و مردم به جای ارتباط مستقیم با یکدیگر، از طریق تلویزیون با هم در ارتباط هستند.
حالا در این میان، اتفاقاتی باعث ایجاد تلنگر در یک مامور آتش سوزی کتاب میشود و داستان ادامه پیدا میکند.
.
.
در این داستان به خوبی به مسایل بشر اشاره شده است و به او دربارهی اتفاقات آینده هشدار میدهد.
این کتاب در سال ۱۹۵۳ منتشر شده و شاید خیلی از این تصویر سازی ها در آن زمان تازه و غیر واقعی بوده باشد، اما متاسفانه الان شاهد رخ دادن بسیاری از این اتفاقات یا شبیه این اتفاقات هستیم.
در این کتاب، زندگی انسان ها ماشینی شده و سرعت مهمترین و اصلی ترین ویژگی زندگی شدهاست.
.
.
اما یک نقد که به نظر من به کتاب وارد هست:
ایده و داستانِ اصلی و کلی کتاب عالی و ناب و بکر است و باعث تلنگر و تفکر میشود، ولی به نظر من نویسنده همانطور که به خوبی ایده پردازی کرده و ایدهی جالبی را خلق کردهاست، اما داستان را خوب پیش نبرده و از این ایده به خوبی استفاده نکرده است.
به نظر من، این کتاب میتوانست مطالب بیشتر و مهمتر دیگری را هم مطرح کند و ایده ها و حرف هایش را بهتر مطرح و منتقل کند.
و در مورد ترجمه، نه ترجمهی خوب و روانی بود و نه ترجمه ای بد، متوسط بود.
.
Fatemeh a.m.
یه کتاب پادآرمانشهری. توی نظرات و حتی مقدمه کتاب دیدم که فارنهایت 451 رو با کتابی مثل 1984 مقایسه میکنند. یه سریا میگن اینقدر خوبه که باید بارها خوندش و مترجم چنان در مقدمه ازش تعریف کرده بود که حسابی دلمو صابون زدم به یه اثر فاخر! هرچند تعداد صفحات کم کتاب مشکوک بود. روند داستان سریعه ولی این سرعت خوب نیست. گاهی برام پیش میومد که حس کنم انگار با دور تند دارم یه چیزایی از داستانو میبینم و نمیفهمم چی شد. مخصوصا وقتی سگ موقع آتشسوزی خونه مونتاگ بهش حمله کرد. یا وقتی مونتاگ فرار کرد به خارج شهر و باز احساس میکرد سگ دنبالشه. این جاها داستان از دستم خارج میشد. عباراتی تکه تکه که تمیز دادنشون از واقعیت یا توهم سخت میشد. ولی در هر حال کتاب حرف نویی با من نزد. شاید جورج اورول سطح انتظار منو از کتابای این مدلی بالا برده باشه. پایان بندی کتاب هم دوست نداشتم.
نون صات
بسمه
... دور دواری که توی تاریخ انسان میشه چشید...
داستان جالبی داره، مفاهیم نسبتا خوبیم جا داده.
بریده هایی به اختصار و یادگاری قرار دادم، امید که مفید باشه.
نون صات
ممنون از وقت و توجهی که گذاشتید کاربر گرامی
میـمْ.سَتّـ'ارے
ممنون از نظرتون🙏
❤ محمد حسین ❤
برای فهمیدن و درک این کتاب باید حوصله داشته باشید و حداقل نصفش، یا بیشتر رو مطالعه کنید تا کاملا با محیط داستان آشنا بشید و درک کنید نویسنده داره از چه جامعه و حکومتی صحبت میکنه. نمیشه گفت داستان این کتاب مثل ۱۹۸۴/جورج اورول هست، چون نوع حکومت توی این کتاب فرق میکنه و حکومت، مردم رو با برنامه های سرگرم کننده و اطلاعات نیمه کاره جوری بار میاره که احساس کنن مردمی آگاه و آشنا به همه مسائل هستن و هیچ کمبود و نقصانی ندارن(در صورتیکه کاملا برعکس هست)
در واقع میشه گفت سیاست حکومت چیزی هست که شاید از نظر مردم، هیچ مشکلی نداره و هر کسی داره زندگی عادی خودش رو میکنه اما در واقع گذشته و واقعیات رو روز به روز داره بیشتر سانسور میکنه و اونا رو به مرور از بین میبره و از اونها چیزی جز موهومات باقی نمیذاره (که البته این کار به مرور زمان انجام شده تا برای همه جا بیفته و کسی اعتراض نکنه، محور اصلی داستان، درباره کتاب هست که حکومت با از بین بردن و سانسور شدید، داره اونو به قهقرا میبره تا مردم نتونن از کتاب استفاده کنن و آگاه بشن)
در آخر به این نکته اشاره کنم کتاب سخت خوانی هست و نمیدونم بد ترجمه شده یا من بعضی جاهاش رو اصلا متوجه نمیشدم. در مجموع هنگام خوندن، صفحه شفافی جلو روی شما نیست بلکه یه جور مات و مبهوتی و گنگی عجیبی داستان رو سخت میکنه
کاربر 9860369
به نظرم سانسور یا به همریختگی صفحه هم مزید بر علت ترجمه ضعیف هست.
Ali M
موضوع کتاب شباهتهایی به کتاب 1984 داره ولی بر خلاف 1984 که سانسور شدید از طرف حکومت اعمال میشه و تمرکز نویسنده بیشتر در مورد حکومته در کتاب فارنهایت 451 تمرکز بیشتر روی خود مردمه و مردم خودشون هستند که نمیخوان آگاه باشن، خودشون انتخاب کردن به جای خوندن کتاب مغزشون رو از اطلاعات بیارزش رسانههای اجتماعی پر کنن که حکومت هم با سوزاندن کتابها با عموم جامعه همراهی میکنه. این یک جامعه لذتگراست که مردم توش به پوچی میرسن و در نتیجه مصرف قرص و خودکشی خیلی بالا رفته. در میان مردم اقلیتی هم هستند که به فکر تغییر و بهبود هستند ولی با برخورد قهرآمیز یا بیتفاوتی مردم مواجه میشن. تا حدودی داستان این کتاب علمی-تخیلی رو میشه تو دنیای امروز دید.
naarvan.bookworm
خوندن این کتاب خیلی منو وحشت زده کرد کتابی که نزدیک به هشتاد سال پیش نوشته شده و ما الان داریم به نوعی زندگیش میکنیم توی تک تک سطرهای کتاب خودمونو دیدم… چقدر این روزا کتابهای خلاصه شده میبینیم!؟ترسناکه… چقدر وقت میذاریم برای مطالعه!؟برای تفکر!؟ رسانه هامون چی بهمون میدن!؟اطلاعاتی که به کار نمیان و ما هم بمباران اطلاعاتی میشیم… روزانه چقدر در حال صحبت با دوست و فامیل از طریق چت و ویدئو کال و اینا هستیم!؟ ترسناکه واقعا…
نفس آدم بند میاد 🥲
⚖️وکیل بعد از این⚖️
کتاب شماره ۳۳ که در طاقچه مطالعه کردم.
بسیار بسیار کتاب خواندنیه.
ویژگی اصلی یک رمان از نظر من این هست که شما بتونید توی ذهنتون شخصیت هارو تصویر سازی کنید.
با یک جستجو در اینترنت خط داستانی کتاب رو فهمیدم برای همین تونستم ریز به ریز کتاب رو توی ذهنم تصویر سازی کنم و قشنگ انگار دارم یک سینمایی میبینم وگرنه مثل بقیه که از ترجمه راضی نبودن ، حقیقتا منم اگر داستان رو نمیدونستم کتاب رو نصفه نیمه رها میکردم.
داستان درمورد یک مکان خیالی درآینده است که هرکتابی ممنوع حساب میشه و دارنده کتاب اعدام میشه ؛ حالا یکی از کسانی که مسئول سوزاندن کتاب هاست خودش که فکر میکنه زندگیش عالیه و مشکلی با سوزاندن نداره ، با یه دختر نوجوان هفده ساله و به قول خودش دیوانه آشنا میشه و بعدش همسرش با قرص های خواب مسموم میشه و به جایی میرسه که میفهمه هر ذهنیتی که توی زندگی داشته اشتباه بوده پس یک کتاب برمیداره که بخونه....
پ.ن : متن کتاب ایراد داره ؛ حالا یا وقعا نویسنده خوب ننوشته یا خوب ترجمه نشده.
نمیتونم بگم چرا چون اگر بگم داستان لو میره
Travis
فضای خاصی داشت. تصویری از یک پاد آرمانشهر که میتواند تلنگر خوبی باشد...
reyhanesalahi
خیلییی خیلییی موضوعش رو دوست داشتم...مثل ۱۹۸۴
فقط کاش یکم طولانی تر بود و آخرش یکم خاص تر تموم میشد
AS4438
جالب وخواندنی
peymaneh_book
همه ویژگی های جذاب/ترسناک/طنز/پرکشش و..داشت
حیرت انگیز بود واقعاً فقط ترجمه یکم تو ذوق می زنه
همین الان میرم فیلمش هم ببینم
Emad
تعریف داستان کتاب رو که شنیدم ولی حدود ۲۰ صفحه از این ترجمه رو خوندم و ترجیح میدم برم سراغ یه ترجمه دیگه
ME.AT
« تجربه خواندن نسخه الکترونیکی »
سلام.
کتاب فارنهایت ۴۵۱ ( دمای سوزاندن صفحه )، میاد و راجب سانسور فرهنگی صحبت هایی می کنه.
این کتاب تو سال های آینده روایت میشه و نشون میده که تعاریفی که حال داریم برای بعضی از چیز ها ( مخصوصا آتش نشان ها ) در آینده تغییر می کنه.
تو این دنیایی که کتاب روایت میکنه، آتش نشان ها به جای اینکه آتش رو خاموش کنن، آتش رو روشن میکنن.
اما برای چه؟ اینو خودتون باید بخونید :).
در کل کتاب جذابی بود ( حداقل برای من ) و آقای ری برد بری دید جالبی داشتن. و این کتاب رو پیشنهاد میکنم.
با سپاس از کسانی که نظر بنده رو خوندن.
هدیه
به نظر من این کتاب خیلی خوب بود قسمت مورد علاقه من از کتاب این بود که داشت قدرت کتاب و علم و دانش و نشون میداد یکی از شخصیت های کتاب بیتی اونجوری که من برداشت کردم خودش. که آدمی بود که به بقیه حکومت میکرد خودش آدمی بود که کتاب خونده بود و از علم و دانش سرش میشد ولی اجازه نمیداد کس دیگه ای بخونه خودش خوب میدونست کتاب و علم و دانش چقدر خطرناکه واسه همین ممنوع کرده بود و واسه اینکه آدما کتاب نخونن حتی قتل هم انجام میداد و میخواست مردم و اصطلاحاتا خر کنه و با خیال راحت حکومت کنه و این قسمت رو که البته برداشت خودم بود واقعا دوست داشتم 🤝
MhmD
ایده ی جالبی داره،دیستوپیایی رو داره به تصویر میکشه که مفهوم و معنی نابود شده و لذت و قدرت جاش رو گرفته،دنیایی که تهی شده و معدود افراد ی که به مقابله با این نظام تو خالی برمیخیزند،داستان تحول یکی از آتش نشان هایی که در این دیستوپیا به جای خاموش کردن آتش برافروزاننده ی اونن.ایده ی قشنگیه و به نظرم دنیا به این سمت سوق پیدا میکنه،مخصوصا تلویزیون های بزرگی که رابطه ی افراد در اون ها خلاصه شده و جای رابطه های فیزیکی رو گرفته من رو خیلی یاد هوش مصنوعی انداخت که روز به روز پیشرفته تر میشه و بعید نیست جای روابط انسانی رو بگیره،داستان طنزی که تعریف میکرد که مردی شب اشتباهی میاد یه خونه ای و کنار زنی میخوابه و صبح بلند میشه و میره سر کار و هیچکدوم متوجه نمیشن که طرف اشتباهی اومده تمثیل جالبی از روابط جدید انسان هاست اما از لحاظ داستان نویسی و پرداخت ایده واقعا خوب نیست،سیر تحول مونتانگ انقدر زود اتفاق میفته که خیلی غیر منطقیه،مرگ دخترک،شخصیت زنش،فابر و بقیه ی شخصیت ها خیلی سطحی روایت شدن،حداقل من نتونستم ارتباط بگیرم باهاشون.
زهرا شیبانی
کتاب خوب و جذابی بود. متن کتاب خیلی روان نیست و جاهایی زیادی کشدار میشه اما موضوع کلی جذابه و آدم را وادار می کنه به خوندن ادامه بده.
mona
نویسنده با تخیل خودش داستانی انتقادی نسبت به وضعیت زندگی مدرن خلق کرده.
فضای داستان سیاه و خالی از امید هست و کاملا خشک.نویسنده معتقده که سیاستمدارا و کسایی که قدرت دستشون هست مردم رو سرگرم زندگی روزمره کردن و مردم با چیزایی مثل رسانه و موسیقی و فیلم و... احساس خوشحالی میکنن ، خط قرمز برای مردم فکر کردن هست اونا میخوان هرچیزی که باعث میشه مردم کمی به سمت تفکر برن و احتمالا انتقادی از شرایط موجود بکنن از بین ببرن . و برای اینکه افکار عمومی رو بتونن کنترل کنن و از تفکر دور نگه دارن نباید اجازه بدن که مردم به سمت کتاب و کتابخوانی برن به همین خاطر سازمانی دارن به اسم آتش افشانی که کارش برعکس کار آتش نشان ها هست و اگر کسی تو خونش کتاب نگه داری کنه باید خونش رو بسوزونن. چون معتقدن اگه میخوای کسی خونه نسازه باید میخ و چوب رو پنهان کنی.یعنی اگه میخوای کسی فکر نکنه باید خوراک فکر رو ازش بگیری.
در مجموع کتاب خوبی هست و تخیل نویسنده جالبه اما این ترجمه زیاد روان نیست...
miladan
ترجمه خوب و روان بود
چقدر شبیه این روزهای ما بود حتما بخونیدش
melik
چه بگویم که نگفته هم پیداست. 😁😂
کتاب خیلی خوبی بود. تامل برانگیز، روان و پرکشش.
پیشنهادیِ پیشنهادی. 👌💖
واحه
من داستان کتاب رو بسیار دوست داشتم ✨ اما ترجمه ضعیف و غیر قابل فهم بود... مجبور بودم یه قسمتهایی رو بارها و بارها بخونم تا متوجه بشم... درکل برای کسانی که زیاد کتاب میخونن؛ پیشنهاد میشه. واقعا تصور دنیای بدون کتاب غیرقابل تحمله...
MAHAN NOORI
یکی از عالی ترین و لذت بخش ترین کتابی بود که خوندم و حتما توصیه میکنم
محمدرضا قراغانی
ایده کتاب جالب و جذابه اما نویسنده این قدر درگیر ایده کتاب بوده که نتونسته داستان رو درست پرداخت کنه.
داستان نمی تونه باهات ارتباط بگیره فضای شهر رو برات ترسیم کنه.روابط بین کارکتر ها رو بهت نشون بده.تغییر شخصیت ها رو در داستان برای بسازه.
محتوایی جالبه اما انتظار داستانی که قلم نویسنده شما درگیر خودش کنه باهاش بترسی باهاش دچار استرس شی باهاش بخندی باهاش دچار شک و وهم شی نباش
اگر رمان زیاد خوندید این کتاب براتون جذابیتی نداره ولی اگر می خواید رمان خوانی رو تازه شروع کنید برای شروع خوبه
*Eli*
خوب بود ولی بخاطر سانسور یا ترجمه بعضی از قسمتهای کتاب قابل فهم نبود.
Tamim Nazari
عالی
عالی
عالی
Marjan
همراه داستان شدم و برام جالب و شیرین و تامل برانگیز بود... ارزش حداقلی بار خوندن رو داره... دوس داشتم تا انتهاش بخونن سریع
Monika
کتاب بسیار خوبیه و نثر بسیار زیبایی از نظر ادبی دارد و مفاهیم و نظریه های بسیار جالبی رو درباره ی جامعه بیان میکنه.
این نسخه از ترجمه اما به شدت ضعیف و ناقصه و حق مطلب رو ادا نمیکنه. بسیاری از جملات ترجمه نشده، لحن نوشتار زبان مبدا در این ترجمه رعایت نشده در نتیجه خواننده ی این ترجمه از نثر نویسندهی اثر کاملا بی بهره میمونه.
ترجمهی انتشارات ماهی که به تازگی چاپ شده ترجمهای به غایت کاملتر و زیباتریه.
saar1666
من خیلی دوست دارم این سبک کتاب ها رو و به نظرم خوب بود
ترانه
عالی
mehrana
کتاب راجع به یک پادآرمانشهره که مردم داخلش با تلویزیون و ماشینها ارتباط بیشتری دارن تا آدمها و کتابها. همه توی یه ناآگاهی جمعی با هم شریک و از این وضع راضیان تا اینکه در روند داستان یک آتشنشان با تلنگری به خودش میاد و تصمیمهای متفاوتی میگیره.
مترجم تو مقدمه اشاره کرده بود که کتاب شبیه به ۱۹۸۶ جورج اوروله که باید بگم اگه اون کتاب و خوندید این میتونه تا حدودی محتوای شبیه به اون داشته باشه اما نباید ازش انتظار داشت که به اون خوبی باشه.
در کل کتاب خوبی بود و دیالوگهای قشنگی هم داشت.
•~Petrichor
به نظرم هر کسی باید یه بار هم که شده همچین کتابی بخونه تا به اهمیت تفکر، درک و احساس کردن پی ببره.
thisislmira1
مطمئنم بیشتر از محتوای کتاب لذت میبردم اگه ترجمه انقدر اسفناک نبود.
^-^
این کتاب به آینده ای می پردازد که دولت برای اینکه بتواند ملت را بهتر کنترل کند،فعالیت هایی که باعث تفکر می شوند را حذف و ممنوع کرده است که یکی از آنها کتاب خواندن است.با ضدحریق کردن تمام خانه ها،آنها مسئولیت آتش نشانان را تغییر دادند.به جای اینکه مکانی را از آتش نجات دهند،مکان هایی که در آن کتاب است را آتش می زنند.این داستان روایتگر آتش نشانی به اسم گای مونتاگ است که به این موضوع شک می کند...
در ابتدای داستان برای من عجیب و غیر قابل درک بود و قصد داشتم آن را کنار بگذارم،ولی اکنون خوشحالم که این کتاب را تموم کردم.یک شاهکار ادبی تمام عیار.
رعنا
به نظرم این بیش از حد مورد تعریف و تمجید بوده برای یک بار خوندن بد نیست ولی نگارش و ترجمه جذاب و گیرا نبود
کاربر 2796577
نظر من تنها درباره همین ترجمست. ترجمه در حدی بد هست که شما وقتی نسخه دیگه ای رو میخونید تازه متوجه داستان میشید ، متن هیچ انسجامی نداره و قابل دنبال کردن نیست، اگر میخواید این کتاب رو مطالعه کنید حتما ترجمه دیگه ای رو بخونید.
Maryam Ghamari
اگر بخواهم بر اساس محتوا،این کتاب را با کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول مقایسه کنم.شباهت هایی بین هر دو کتاب هست،از این نظر که در هر دو داستان یک پادآرمان شهر توصیف شده و مردم تحت یک حکومت توتالیتر هستند ولی در این کتاب فقط به یک جنبه ی خاص از این شرایط پرداخته شده و اون هم عدم دسترسی مردم به دانش،ممنوع بودن مطالعه و نگه داری کتاب و در نهایت محکوم به مرگ بودن فردی که کتاب نگه داری می کند،هست.در کل شخصیت پردازی اورول از افراد بسیار قوی تر بود،توصیفات شهر دقیق تر بود و داستان کشش و جذابیت بهتری داشت.ضمن این که ترجمه ی این کتاب به قدری ضعیف بود که خواننده حس نمی کنه جملات در بستر یک متن واحد هستند.
کاربر 10086742
عالی
حسن توماج
درمورد کتاب و داستانش دوستان کامل توضیح دادن من فقط نظر خودمو میگم.
ایده داستان مخصوصا برای اون سال خیلی خوب بود فقط ادامه داستان حیف شد، میتونست خیلی بهتر و قشنگتر ادامه پیدا کنه.
از اونجایی که نشر میلکان نشر معروفیه همیشه فکر میکردم ترجمههاش خوب و معتبرن اما انگار سابقه خوبی توی ترجمه نداره. ترجمه این کتاب هم خیلی گنگ و نامفهوم بود، کاش عزیزان مترجم بیشتر دقت کنن و اگه در توانشون نبود کار رو به کاردان بسپرن.
ریحان
سلام شیدا
کاربر 1435386
کتاب بسیار زیبا و عمیقی بود از خواندن سطر به سطر این کتاب لذت بردم
aida
خود کتاب خوبه ولی ترجمه به قدری افتضاحه که مجبور شدم نصفه ول کنم متاسفانه
زینب علوی
داستان خوب و ترجمه نامطلوب. به سختی میشه تا آخر باهاش پیش رفت
جمشید
درباره محتوای کتاب نظر نمی دهم چون اینقدر ترجمه افتضاح بود که اصلا نتونستم بیشتر از ۲۰ صفحه بخونم
adish
داستان درمورد جامعه ای بود که کتاب خوندن در اون جرم بود و شغل آتشنشان ها آتش زدن اون ها بود موضوع داستان متفاوت و جالب بود.
قلم نویسنده رو خیلی دوست داشتم در قالب اشاره های کوچیک تونسته بود به خیلی از مسائل انتقاد کنه و آگاه کنه بنظرم همه باید یکبار بخونند این کتاب رو.
shirin shakeri
به نظرم بیشتر از اینکه ایراد ترجمه داشته باشد ، ایراد ویرایشی دارد. ناگهان لا به لای مکالمات، مکان و فضا بدون هیچ نشانه ای عوض میشود و خواننده گیج میشود. متاسفانه من هم داستان را در نیمه رها کردم.
محمدرضا
ایده کتاب برای من جالب بود اما متنی که خواندم، نتوانست انتظارات مرا که حاصل از تعاریف متعددی درباره این کتاب بود را برآورده سازد. (شاید نویسنده یا شاید مترجم در این امر موثر بودهاند)
در هنگام مطالعه کتاب، خیلی ناگهانی و بدون هیچ تفکری، یاد حمله مغول ها به ایران و سوزاندن کتابها و کتابخانهها توسط ایشان افتادم. همچنین این کتاب مرا یاد کتاب «دنیای قشنگ نو» از آلدوس هاکسلی انداخت. در آن کتاب نیز دیستوپیایی ترسیم شده بود که حاصل افراط و زیاده روی های برخی سیاستورزیها بود. غرق شدن انسان در حواسپرتی های دیجیتال، یکی دیگر از مواردی بود که در این کتاب بسیار به آن اشاره شده بود. این حواسپرتی های دیجیتال در زمانه اکنون ما به بالاترین حد خودش رسیده است و هرروز بیشتر از دیروز، سرکش میشود.
sadra ngn
من کتاب رو به صورت فیزیکی از نشر سبزان خریداری کردم
زیاد نتونستم با کتاب ارتباط بگیرم . میشه گفت بزور تمومش کردم.
اصلا قابل مقایسه با کتابی مثل ۱۹۸۴ نیست بنظرم که اینهمه مقایسش میکنند.
اون کتاب خیلی روان تر و جذاب تر بود ولی فارنهایت ۴۵۱ اصلا برای من چنین نبود
Relax
ترجمه بسیار ضعیف!
حجم
۱۴۲٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۴۸ صفحه
حجم
۱۴۲٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۴۸ صفحه
قیمت:
۵۵,۰۰۰
۱۶,۵۰۰۷۰%
تومان