نظرات درباره کتاب ماهی و جفتش و نقد و بررسی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماهی و جفتش

نظرات کاربران درباره کتاب ماهی و جفتش

۳٫۷
(۱۶۵)
farez
با تمام دوستانی که کتاب رو دوست نداشتند مخالفم! ایشون هم عکاس بودند هم نویسنده هم فیلمساز! و دید بسیار خوبی داشتند.حالا بکذریم از اینکه احتمالا خیلی ها جفت گیری و لقاح خارجی ماهی ها رو ندیدن و دقیقا این توصیف زیبایی از این مسئله بود. میدونستید مانی حقیقی نوه ی این نویسنده است؟ چه جالب!
A.S
اتفاقا اسم آقای گلستان رو دیدم یاد چند نفر افتادم که یکیش مانی حقیقی بود ! یکی هم فروغ و یکی هم لیلی گلستان
mehregan
داستان تفاوت دو دیدگاه را نشان می دهد واقع بینی یک کودک و رویایی بودن یک بزرگسال ، مرد دوست دارد هر چه را در فکر خود دارد در آکواریوم ماهی ها ببیند جفت بودن با هم بودن چیزی که شاید در زندگی خودش وجود ندارد ، کودک واقعیت را می بیند آنچه را که در می توان در جامعه دید (مصداق این حرف که می گویند حرف راست را باید از دهن بچه شنید) که در پایان مرد حرف بچه را قبول نمی کند و دوست دارد باز هم در رویای خودش باقی بماند . داستان جالبی بود
نیکان
بله من هم موافقم ...
مهدی
حالا می دونستید این داستان اصلا روانشناسانه نبود چون معمولا تداعی ذهنی برای کودکان 11 سال تا 15 سال اتفاق می افته و خیالپردازی بوجود می یاد و معمولا بزرگسالان واقع گرایانه تر به مسائل نگاه می کنن تشبیه شیشه به آینه هم خطای دیگر نویسنده بود و اینکه آیا مگر می توان روی شیشه یادگاری نوشت خودش جای سوال داره در کل به نظرم تشبیهات جالبی در عشق و عاشقی ماهی ها بود ولی مبنای اون سست و بی هدف بود
ehsan zallaghi
سلام.آره ولی برداشت منم همین بود
Anaahitaa
مرد قصه در اصل سعی داشت چیزی رو که خودش آرزوی داشتنش رو داره در آبگیرها جست و جو کنه، عشق.
Ghasem Sadeghi
تا جمله آخر داستان خواننده فکر میکنه چه نوشته بی سر و ته و بی‌مضمونیه، اما جمله آخر میخ داستان رو میکوبه و ...
sabori
واقعا همین که گفتی اولش یکسری تشبیه ولی در اخر تازه می فهمی داستان چی بوده کسایی که درک نکردن حتما دوباره بخوانند.
Aysan
رفت به تماشای آبگیر های دیگر.
Melika
از نظرم داستان این مفهوم رو میتونه داشته باشه ک عشق واقعی هر کس خودش است و در حقیقت تصویری از خودش است انچه ما برای عشق در دیگران جست و جو میکنیم در حقیقت درون خودمان است و باید درون خودمان به دنبال شخصی بگردیم ک ایده ال ماست و یعنی عشق واقعی هر کس در حقیقت خودش است یه جورایی از نظرم ، مفهومش واضحه ولی واقعا این ک ادم درکش کنه سخته
inthemoon_
دقیقا
Najib
عجب نظر فلسفی و جالبی
Melika
خیلی ممنون ☺
امیر
من فک میکنم منظور نویسنده از این داستان این بود که برخی از آدما تمایل دارن همه چیزو از منظر تصورات خودشان ببینند هرچند اگر خلاف واقعیت باشن.
hajar
بسیار زیبا.به نظرم از همین جمله ی ، ببین اون دوتا چه قشنگ باهمند و جمله ی دیگر هیچ دو موجودی را تا این اندازه هماهنگ ندیده بود یا در همین باب بود، میشه به معنی داستان پی برد.شاید معنیش هماهنگ بودن با خود و دوست داشتن خودمون میتونه باشه.
شادی
سلام ،ممنونم😃
Maryam Bagheri
این راه کارتون خیلی خوبه
شادی
سلام ,من این کتابو اصلا درک نکردم, فکر کنم باید چندماه دیگه دوباره بخونمش
لنی
#داستان_کوتاه داستان کوتاه: ماهی و جفتش نویسنده: ابراهیم گلستان از دو منظر و با دو ایده می‌توان به داستان نگاه کرد: ۱. اغلب ما معمولا آنچه را که می‌خواهیم می‌بینیم. مرد دوست دارد آنچه را که در فکر خود و در آرزوی خود دارد ببیند، جفت بودن و با هم بودن دو موجود، چیزی که احتمالا در زندگی خودش وجود ندارد و کودک واقعیت را، آنطور که هست، می‌بیند چون در این خصوص خیال و آرزویی ندارد. جالب است که در پایان قصه هم مرد حرف کودک را نمی‌پذیرد و میخواهد در خیال خود باقی بماند. ۲. از منظر دوم مفهوم قصه می‌تواند این باشد که عشق واقعی هرکس در وجود خودش است (در حقیقت تصویری از خود اوست) و آنچه ما از عشق در وجود دیگران جستجو می‌کنیم در واقع در درون خودمان نهفته است. 7.5/10 99.9.23 #ابراهیم_گلستان
نیکان
یاد این شعر از مولانا (نی نامه) افتادم:هر کسی از ظن خود شد یار من / از درون من نجست اسرار من... فکر میکنم همه ی ما تو ناخودآگاهمون داریم دنبال آرزو ها و رویاهای به حقیقت نپیوسته مون میگردیم ... به حدی که گاهی واقعیت رو هم به شکل رویامون در میاریم ...*تموم مردم شهرو دارم شکل تو میبینم*...شاید اون مرد هم داشت آرزو ی خودش(داشتن یه همراه و هم دل) رو تو اون ماهی تجسم میکرد...آخر داستان، مرد قصه باز هم ناامید نمیشه و میره تا شاید جای دیگه ای بتونه عشق رو پیدا کنه
Ghazal..
👌خوب بود
fateme
همیشه اونطوری که فکر میکنیم نیست ، باید طور دیگه ای به قضایا نگاه کرد . بعضی وقتا تصورات و عقیدمون نوع دیدمون رو هم تغییر میده . باید وسیع تر و عمیق تر نگاه کرد .
☺ میلاد
اسم کتابو باید میذاشتن: "مردکی دیوانه خواننده را سر کار می گذارد..."
MohammadAmin
همینجوری بخند تا دنیا بهت بخنده.
Maryam Bagheri
🙄
Amir
اره ، دقیقا همین باید اسمش باشه داداش
مهي
😐
☺ میلاد
توصیف خوبیه واسه این کتاب👌😂
میکائیل
شاید نباید دنبال یکسانی کامل گشت چون وجود ندارد شایدم توجه بیش از حد انسان به یک موضوع حواسشو بیشتر از ان موضوع پرت میکند در هر حال لذت بخش بود مطالعه این کتاب
ــسیّدحجّتـــ
کاش امکانش بود که اصلا ستاره ندی! در یک کلام: اصلا و ابدا لذیذ نبود
ــسیّدحجّتـــ
پیش میاد بالاخره
farez
؟! واقعا؟!
دوست کتاب
به نظرم داستان زیبا و با معنی بود
مهدی
تصویر روی شیشه! یادگاری روی شیشه! مفهوم این تشبیهات بی مفهوم چیست نمی دانم لطفا تفسیر کنند مفسران عزیز
MohammadAmin
با یک چیز تیز روی شیشه یادگاری نوشته بودند
Mahsa
به نظرم این داستان کوتاه نشان دهنده تفاوت دید بزرگسالان و کودکان نسبت به دنیای اطرافشون رو نشون میده کودکان حقیقت اطرافشون رو درک میکنند ولی مرد سعی در این داشت که بچه رو متقاعد کنه که هر چی بزرگتر بگه درسته
sam
جالب نبود اصلا ...
Maryam Bagheri
هیجانی
Maryam Bagheri
تفکر لازم داره فکر کنم شما داستان های هبجانی دوست دارید با پایان بندی هایی که شگفت انگیزه یا یک هنجار شکنی ست درسته؟؟
kimia
خیلی بد بود
Amir
خیلی گنگ و بی مفهوم خاص
کتاب
👏
غریبه
این طرح چند خط طاقچه چقدر ایده قشنگیه!!! عالیه عالی ، امیدوارم متنهاشون هم مفید و خوب باشه.
مسافر
داستان جالبی بود حتما بخونید
زهرا شیرمحمدی
قابل پیشبینی نبودن داستان به جذابیتش اضافه میکرد ساده و روون بودنش باعث میشد با علاقه ی بیشتری خونده بشه خیلی ناگهانی و ضعیف تموم شده بود به نسبت توصیفات بخشهای دیگه‌ی داستان! بعنوان یه داستان کوتاه چند دیقه ای خوندنش می‌ارزه
N_ZAHEDI
شاید مرد زیادی عاشق بوده!!! عشق چو آید برد هوش دل فرزانه را دزد خانه میکشد اول چراغ خانه را
Amir
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
مجتبی
خخخ
امیرعلی
زیاد منظور خاصی نداشت اصلا هیچ تفسیری ازش نمیتونم داشته باشم منظورش از تصویر ماهی روی اینه و یادگاری نوشته شده چی بود؟؟؟
fateme
زیاد دوس نداشتم. مفهومش زیاد قابل درک برام نبود.از نظر من زبان داستان هم خوب و روان نبود
parsa
شکلات تلخ
ali
این داستان رو بخاطر نثرش می پرستم. زیباییش قابل توصیف نیست.
سعید جان
یعنی اینقدر خوشت اومد... منم خوندمش ولی دچار داستان پرستی نشدم😂
arad arad
شاید اگر جای کودک و بزرگسال عوض میشد، داستان طور دیگری پایان می یافت. بزرگترها می دانند که نباید رویای زیبا را شکست. حتی اگر فقط یک رویا باشد...
تا شهادت
جالب بود.
nn nn
من‌که خیلی نپسندیدم.
متین مبارکی
خیلی قشنگ بود تفاوت بین تصور ما با واقعیت موجود
صهبا
از اول داستان من و پسرم که شب ها براش کتاب می‌خونم آخر داستان رو حدس زدیم ولی من خودم اونقد قشنگ نوشته بود که حدسم یادم رفت تا اینکه پسرم گفت میدونی...
الهام حمیدی
کتاب جالبیه ، پیشنهاد میکنم گنج دره جنی ابراهیم گلستان رو هم بخونین ، فکر کنم طاقچه فعلاً نداره .. من چاپیشو خوندم خیلی دوست داشتنیه .
کاربر ۱۴۴۲۹۵۹
نگاه شاعرانه ، موجز و تاثیر گذار
Bigdeli. Zahra
فوق العاده بود👌👌👌
AS4438
عالی.
المص
عالی فوق العاده بود مثل یه رباعی که مراع چهارم ضربه میزنه، آرخ داستان محکم کوبیده میشه تو صورتت
نورا
یه داستانک احساسی و خیال پرداز ! دو ماهی زندگی در آبگیر تنگ را با رقص موزونی مزین کرده بودند ...
ZAHRA
داستان قشنگی بود
Raana
خیلی کوتاهه ارزش خوندنو داره آخرش دلم گرفت...ماهیا چرا انقد لطیفن! یه جورایی با احساسن
Shifteh
عالی بود🥺
darab
واقعا اهمیت تنهایی رو ب نظرم خوب توصیف کردیجورایی یادمون انداخت که .... همیشه تنهایی!
نازنین عظیمی
یک داستان ساده با روایتی صمیمی و نگاهی هستی‌گرا به زندگی. ماهی در این داستان نماد جسم انسان و جفتش یا همان عکس ماهی نماد روح انسان است. آکواریوم شیشه‌ای نیز دنیایی است که انسان در آن زندگی می‌کند و روزی خواهد شکست. البته نگاه اگزیستانسیالیست نویسنده، این دنیا را پوچ نمی‌بیند. هرچند جسم و روح را دوگانه‌ای می‌بیند که هیچگاه حرکت هماهنگ و یکسانی ندارند (انگار می‌خواستند یکدیگر را ببوسند اما باز با هم از هم جدا شدند و لولیدند و رفتند و آمدند.) و در عین حال مکمل یکدیگرند. زندگی از دیدگاه نویسنده نه تنها پوچ نیست بلکه رقصی است موزون و هماهنگ، سبُک و عاشقانه در دنیای روشنی (آبگیری که تاریک نیست) که انتهای آن مشخص نیست. (چگونه همچنان خواهند رقصید؟ از این‌جا تا کجا خواهند رقصید؟) طاقچه جان ممنونم:)
یاسین
من که خوشم نیومد
مجتبی
بدک نبود کم و آموزنده ولی متن روان نبود
neda
نثر ابراهیم گلستان، ویژگی هایی دارد که سبب می شود منتقدان ادبی، او را صاحب سبک شخصی بدانند. همین شیوه ، بر زبان و نثر نویسندگان نسل های بعد هم تاثیرگذار بوده است. این داستان هم از این ویژگی ها تهی نیست.
F.Basiri
مطمئنم منظوری داره. ولی چیه؟ جواب بدید لطفا.
عشق کتاب
جالب بود... به نظرم نویسنده تصویرگری توانا بود...

حجم

۰

تعداد صفحه‌ها

۱۰ صفحه

حجم

۰

تعداد صفحه‌ها

۱۰ صفحه