نظرات درباره کتاب هویت و نقد و بررسی خوانندگان | طاقچه
تصویر جلد کتاب هویت

نظرات کاربران درباره کتاب هویت

انتشارات:نشر قطره
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۱از ۳۰ رأی
۳٫۱
(۳۰)
SarMiro
داستان زن و مردیست که مرد خیلی زیبا عاشق زن است و جهان رو با وجود اون معنا میکنه. و در همین حال، زن جمله‌ای به زبون میاره که مرد رو دگرگون میکنه و... . چیز جالبی که داشت این بود که در برخی جاها یه اتفاقی میفته و ما اون رو اول از دید و افکار و گمانه‌زنی‌های یکیشون میبینیم و در قسمت بعد از دید دیگری؛ که چقدر این بیان نکردن افکارشون و سکوت، دُش‌فهمی و دلگیری ایجاد کرده بوده. به قول کتاب: -تصویر دو موجودی که تنها و دور از دیگران یکدیگر را دوست دارند بسیار زیباست. اما آنها خلوت خویش را با چه پر می‌کنند؟ جهان هر اندازه هم که حقیر باشد، آنها برای سخن گفتن با یکدیگر به آن نیاز دارند. -می‌توانند سکوت کنند. ژان مارک خندید: «اوه نه، هیچ عشقی با سکوت زنده نمی‌ماند.» گفت‌وگوهای تو کتاب زیباست. برای فرار از مشغله‌ی ذهنی روزهای تاریک، کتاب خوبیه و کشش داره. پایان کتاب شاید میتونست بهتر باشه ولی خب با این پایان، هوای آدمایی مثل من رو داشت که نریم تو فکر و غصه‌ی پایان
negar
بی نهایت قلم میلان کوندرا رو دوست دارم. در همین حین که ی داستان اروم و گذرا رو داره روایت میکنه، جهان بینی ادما های داستان رو میبینیم. روایتی از اینکه هر کدوم چطور فکر میکنن و چطور دنیا رو میبینن. واقعا زیباست قلمش. این سومین کتاب از میلان کوندرا بود که خوندم و مثل اولی زیبا و جذاب بود برام
کافه کتاب
خیلی دوسش داشتم :) هم داستانی هم فلسفی ،،،،،، کلا کتابهای کوندرا همگی خیلی خوبن """" خدا بیامرزدش :)
نیشتمان
میلان کوندرا در این اثر هم همانند بار هستی، برای پرهیز از کیچ مدام خواستگاه اتفاقات را یادآوری می‌کند تا سبکی رو به فراموشی نرود و سنگینی به جای مانده آزارگر نشود. پایان داستان هم اگر گنگ به نظر میرسد، به نظرم نشانه‌ی همان کج‌فهمی است که در رمان بارها بهش اشاره کرده، اما این بار نسبت به خواننده نه در مورد کارکترهای داستان چون پایان رمان دقیقا همان آغاز و خواستگاه اتفاقی بود که رمان بخاطرش نگاشته شده.
Primavera
زندگی واقعا پیچیده‌ست و میلان کوندرا این پیچیدگی رو به بهترین نحو ممکن نشون میده. تناقضات بسیاری در احساسات انسان‌هاست و این کتاب به همشون بها میده بدون قضاوت. مثل احساس شانتال در مورد مرگ پسرش. مثل احساس ژان مارک درباره دوست محتضرش. این یک نکته و چیز دیگه اینکه بورخس یه جا میگه در این جهان حتی یک عمل کوچک نیست که خطر جادویی شدن را در پی نداشته باشد. همه چیز از یک جمله ساده شروع شد. و پیش رفت و پیش رفت تا برسه به تونلی که مرز رویا و واقعیت درش کامل گم شه. کوندرا با ظرافت بسیار عقاید فلسفی مختلف رو در داستان‌هاش و افکار کاراکتراش جا میده، هرگز این احساس به آدم دست نمیده که این افکار یا حرف‌ها گل‌درشتن یا چپونده شدن در داستان. با ظرافت تمام این‌ها در هم تنیده شدن. و اینکه شانتال در ذهن من کاملا ژولیت بینوش بود:)))
riant
این رمان عالی بود. خواندن آن را به دوست‌داران آثار جناب کوندرا توصیه میکنم.
کاربر 2144270
به نظرم این کتاب برای افرادی که داستانهای ذهنیه بسیار زیاد و پیچیده ای دارند خیلی موثره . زیرا این افراد بیشتر از اینکه در واقعیت و زمان حال زندگی کنند ، به داستانهای ذهنیشون می چسبند و حتی ممکنه طرف مقابلشون را هم با این داستانهای ذهنی همراه کنند . اگه مرد یا زن در زندگی بتوانند با یکدیگر راحت ارتباط بگیرند و به داستانهای ذهنیشون نچسبند و به فکرها و احساستشون پروبال ندهند . میتوانند واقعی تر باشند .

حجم

۱۳۵٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

حجم

۱۳۵٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۶۰ صفحه

قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان