جملات زیبای کتاب طاعون | طاقچه
تصویر جلد کتاب طاعون

بریده‌هایی از کتاب طاعون

۴٫۲
(۱۹)
راه ساده برای شناسایی یک شهر، پی بردن به‌این مطلب است که در آنجا چگونه کار می‌کنند چگونه عشق می‌ورزند و چگونه جان می‌سپارند.
miladhakimi
همشهریان ما به‌سر عقل آمده و آن‌طور که می‌گویند خود را با محیط وفق داده بودند، چون چاره‌ای جز این نبود. البته هنوز آن حالت بدبختی و رنج را داشتند، اما دیگر شدت آن را احساس نمی‌کردند. وانگهی از نظر دکتر ریو، بدبختی همین بود و عقیده داشت که مثلاً عادت به‌ناامیدی بدتر از خود ناامیدی است.
miladhakimi
گوینده داستان بیشتر عقیده دارد که با قائل شدنِ اهمیت بیش از حد به‌اعمال پسندیده، در واقع به‌طور غیر مستقیم از بدی ستایش می‌شود. زیرا در آن صورت این تصور باقی می‌ماند که اگر اعمال پسندیده نادر نبود، این همه ارزش پیدا نمی‌کرد و بدجنسی و بی‌اعتنایی انگیزه بیشتر اعمال بشری است. گوینده داستان با این عقیده موافق نیست. بدی‌ای که در دنیا وجود دارد تقریبا همواره از نادانی سرچشمه می‌گیرد و حسن نیت اگر با فهمیدگی و روشن فکری همراه نباشد، به همان اندازه بدجنسی زیان میرساند. افراد بشر بیش از آنکه بد باشند، خوب هستند و در حقیقت موضوع بحث ما این نیست. ولی مردم کم و بیش در جهل و نادانی غوطه‌ورند و این است آنچه فضیلت یا عیب و نقصش می‌نامند. در حالی که یأس‌آورترین عیب‌ها نادانی مردم است که تصور می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند و آنگاه به‌خود اجازه آدم‌کشی می‌دهند. روح قاتل نابینا است و نیکی واقعی و عشق پاک بدون همه روشن‌بینی که یک نفر ممکن است از آن برخوردار باشد، وجود ندارد.
گلی فیروزکوهی
چون انسان قدرت تحمل و درک مصائب بزرگ را ندارد، به‌خود می‌گوید که مصیبت واقعیت خارجی ندارد. رویای وحشتناکی است که اثر آن به‌زودی از بین خواهد رفت، امّا همیشه این‌طور نیست و در فاصله یک رویای وحشتناک تا رویای وحشتناک دیگر این موجود بشری است که درگذر است، در درجه اول دوستداران بشریت، زیرا که تدبیری برای نجات خود نیندیشیده‌اند،
Rouzbeh Naeimi
شک نیست که جنگ واقعاًً «خیلی احمقانه است، ولی پوچی و نامربوطی جنگ مانع ادامه یافتن آن نمی‌شود. حماقت تا به‌ابد باقی و پا برجاست. و اگر انسان همواره به‌خویشتن فکر نمی‌کرد متوجه آن می‌شد. همشهریان ما هم در این مورد مثل همه مردم بودند، یعنی به‌خودشان فکر می‌کردند یا به‌عبارت دیگر، بشریت را پرستش میکردند و به‌مصائب اعتقادی نداشتند. چون انسان قدرت تحمل و درک مصائب بزرگ را ندارد، به‌خود می‌گوید که مصیبت واقعیت خارجی ندارد. رویای وحشتناکی است که اثر آن به‌زودی از بین خواهد رفت، امّا همیشه این‌طور نیست و در فاصله یک رویای وحشتناک تا رویای وحشتناک دیگر این موجود بشری است که درگذر است، در درجه اول دوستداران بشریت، زیرا که تدبیری برای نجات خود نیندیشیده‌اند، همشهریان ما بیش از دیگران مقصر نبودند، فراموش می‌کردند که متواضع باشند فقط همین و فکر می‌کردند که هنوز هم همه چیز برایشان امکان دارد، آنچه بروز بلایا را به‌نظر غیر ممکن جلوه می‌داد، به‌معامله و داد و ستد ادامه می‌دادند، مقدمات سفر را فراهم می‌کردند و برای خود عقاید و نظریاتی داشتند، چگونه ممکن بود به‌بیماری طاعون که برآینده، مسافرت‌ها، بحث‌ها، قلم بطلان می‌کشید، فکر بکنند؟ آن‌ها خود را آزاد تصور می‌کردند امّا تا موقعی که بلا وجود دارد، هیچ‌کس آزاد نخواهد بود.
کاربر
مردی که کار می‌کند، فقر، آینده‌ای که در افق آن امیدی مشهود نیست، سکوتی که در شب‌ها در سر میز حکمفرماست... در چنین دنیایی برای عشق‌ورزی جایی باقی نمی‌ماند.
zedmoon
امّا من با خود می‌گفتم که اگر انسان یکبار تسلیم شود، دیگر دلیلی برای باز ایستادن ندارد.
zedmoon
این دنیا بدون عشق، دنیایی مرده است. همواره در زندگی زمانی فرا می‌رسد که انسان از زندان‌ها، از کار و تلاش خسته و بیزار می‌شود و چهره موجودی عزیز و قلبی سرشار از محبت می‌طلبد.
zedmoon
به‌حدی تسلیم بیماری طاعون شده بودند که گاهی برای آن‌ها اتفاق می‌افتاد که جز در خواب آرزو نکنند و امید در دل نپرورند و گاهی خود را غرق در این فکر که «چه خوب است این غده‌ها تمام بشود.» غافگیر کنند
miladhakimi
راه ساده برای شناسایی یک شهر، پی بردن به‌این مطلب است که در آنجا چگونه کار می‌کنند چگونه عشق می‌ورزند و چگونه جان می‌سپارند.
مرتضی طریقی
ماجرا خیلی ساده بود. برای همه مردم این موضوع همین صورت را دارد. ازدواج می‌کنند. هنوز هم کمی یکدیگر را دوست دارند، کار می‌کنند، آنقدر کار می‌کنند که دوست داشتن از یادشان می‌رود.
مرتضی طریقی
همیشه در طی شبانه‌روز ساعتی فرا می‌رسد که در آن ساعت انسان خود را سست و زبون می‌یابد و او فقط از همین ساعت بیم دارد.
مرتضی طریقی
در واقع، چه کسی می‌تواند ثابت کند که ابدی بودن شادی بتواند یک لحظه رنج بشری را جبران کند؟
zedmoon
سرانجام اظهار داشت: برادران من عشق به‌خدا عشق دشواری است. این عشق مستلزم آن است که خود را کاملاً تسلیم کرده و وجود خویشتن را تحقیر کنیم.
zedmoon
. ایمان، یعنی همین که به‌نظر افراد بشر بی‌رحمانه می‌رسد و به‌نظر خدایی که باید به‌او نزدیک شویم، قطعی و مسلم، ما بایستی تا به‌پایه این تصویر وحشتناک بالا برویم و به‌آن برسیم. در این مرحله غایی همه چیز آمیخته شده و مساوی خواهد شد و حقیقت از بی‌عدالتی ظاهری برون خواهد جست.
zedmoon

حجم

۲۸۸٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

حجم

۲۸۸٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۳۲۰ صفحه

قیمت:
۵۹,۰۰۰
تومان