جملات زیبای کتاب تمساحی زیر پوستم | طاقچه
تصویر جلد کتاب تمساحی زیر پوستم

بریده‌هایی از کتاب تمساحی زیر پوستم

۳٫۱
(۷)
مادر ساعت چهار را دوست داشت، من دوازده را، چون دوازده منتظر کسی نبود. دوازده دوتا آدم نبود، یک آدم بود که دوتا آدم تویش زندگی می‌کرد.
Amiroseign