کمکم به این فکر افتادم که اگر گوشههای پنهان هر آدمی را ببینید، همان بخشهایی که هیچکس دیگر نمیتواند ببیند، حتماً شگفتزده میشوید. اگر میتوانستید آنها را وقت خواندن آوازهای مندرآوردی ببینید یا وقتی توی آینه برای خودشان شکلک درمیآورند، اگر میدیدید که با یک برگ درخت چاقسلامتی میکنند، یا میایستند تا کرم ابریشم سبزی را تماشا کنند که از تار نامرئیاش آویزان شده و بین زمین و آسمان معلق مانده، یا آدمهایی را میدیدید که فقط با بقیه فرق دارند، تنها هستند و گاهی هم شبها گریه میکنند. دیدن آنها، دیدن خود واقعی آنها چارهای جز این برایتان نمیگذاشت که فکر کنید تکتک آدمها، همهٔ آنها، شگفتانگیزند.