
بریدههایی از کتاب زیباترین روح پرستنده، امام سجاد
۴٫۴
(۸)
باید خودمان را در حمایت قدرتی بالاتر از اراده خودمان قرار دهیم. یکی از کارهای نیایش همین است.
مادربزرگ💝
به قول کارل: «دوست داشتن را هر کس بفهمد خدا را به آسانیِ استشمام بوی گل میفهمد، اما کسی که فقط فهمیدن عقلی را میفهمد، خدا برایش مجهولی است دست نایافتنی. »
Sajjad Nikmoradi
اما وقتی آن ضربه رسالت، وحی، به درون اندیشهات بخورد و تو را به یادت بیاورد: که حتی با کی قوم و خویشی، کدام روح در توست، کدام امانت بر پشت توست و شاگرد چه آموزش و کدام آموزگار هستی، یکمرتبه متوجه میشوی که چه گوهر بزرگ و نابی داری، اما در لجن میلولی و مثل زاغ لجنخوار شدهای و به چه شعفی! آن وقت است که بیرون میآیی، با یک ضربه انقلابی، زندان چهارم را میشکنی: زندان خویش را.
S
هر چیزی را که خداوند باید به او میداده، دادهاست، در درونش و سرشتش گذاشته، خود خداوند در سرشت آدم نشستهاست. او[ پیامبر ]آمده که فقط به یاد بیاورد. توی زندگی روزمره این درگیریها، دشمنیها، کینهها، خواستها، این لذتهای پوچ و پست و پایین (دنیا) بیمعنی، دائما و روزمره تو را به قدری مشغول کردهاست که فراموش میکنی. بعد وقتی نگاه میکنی، میبینی که یک هفته است، راجع به چیزی مشغولی و رنجش را میبری و حسرتش را داری و لذتش را میبری که اصلاً به اندازه یک[ عطسه ]گوسفند و به اندازه آب بینی یک بز (به قول علی علیهالسلام) ارزش ندارد ولی متوجهاش نیستی، یادت میرود.
S
«هیچ ملتی در تاریخ و هیچ تمدنی در گذشته به زوال قطعی فرو نرفت، مگر آنکه پیش از آن، سنت نیایش در میان آن قوم ضعیف شده بود».
نون صات
غیر از این گونه[ صفات ]، صفات و اسامی و اصطلاحاتی هم هستند که اصیلاند و از صدر اسلام وجود دارند و ما هم آنها را به کار میبریم، اما نوع تلقی ما و مفهومی که از آنها احساس میکنیم، کاملاً با آنچه که اول بوده، فرق دارد. این اصطلاح «زینالعابدین» را به طور معمول که به کار میبریم، هیچ احساسی از آن نداریم، هیچ فضیلتی و هیچ صفت مشخصی در این کلمه و در این لقب احساس نمیکنیم، در صورتی که اگر در محتوای دقیق و لطیف این معنی تجدید نظر کنیم و با یک نگاه تازه بدان بنگریم، میبینیم که چه صفت عالی و زیبایی است: زیباترین روح پرستنده، زیور و زینت پرستندگان.
Neda^^
«نیایش، بلندترین قله تعبیر را در شب ظلمانی عقل در پرواز عشق مییابد، آنگاه که کمیت عقل میلنگد».
نون صات
بعد میگوید: «هیچ دری را نیایش نمیزند، مگر اینکه به رویش گشوده میشود» و «نیایش، بلندترین قله تعبیر را در شب ظلمانی عقل در پرواز عشق مییابد، آنگاه که کمیت عقل میلنگد».
Neda^^
احساس میکنیم که پرندهای هستیم که یک بالمان رشد کرده و بال دیگرمان جوجهوار، لاغر و ضعیف ماندهاست؛
نون صات
خودت را نفی کن تا به اثبات برسی
نون صات
به قول کارل: «دوست داشتن را هر کس بفهمد خدا را به آسانیِ استشمام بوی گل میفهمد، اما کسی که فقط فهمیدن عقلی را میفهمد، خدا برایش مجهولی است دست نایافتنی. »
Sajjad Nikmoradi
عشق چیست؟ صدها تعریف در باره عشق کردهاند و میشود کرد، اما آنچه به نظر من بهترین و عمیقترین تعریف از عشق است، این است که عشق زاییده تنهایی است و تنهایی نیز زاییده عشق است. تنهایی، به معنای این نیست که یک فرد بیکس باشد، کسی در پیرامونش نباشد. اگر کسی پیوندی، کششی، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد، نسبت به هر چیزی، نسبت به هر کسی، اگر منفرد و تک هم باشد، تنها نیست. برعکس، کسی که نیاز چنین اتصال و پیوست و خویشاوندیای در درونش حس میکند و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده، بریده شده و تنها ماندهاست، در انبوه جمعیت نیز تنهاست. چنین روحی که ممکن است در آتش یک عشق زمینی و یا در آتش یک عشق ماورایی، بسوزد و بگدازد، پرستش را و در عالیترین شکلش نوعی از دعا و یا نیایش را به وجود میآورد که به قول کارل، نیایشی است که زاییده عشق است.
و الْحَمدُ لِلّهِ الَّذیِ أغْلَقَ،
سپاس خداوندی را که قفل زدهاست؛
چی را؟
عَنّا بابَ الحاجَةِ اِلاّ اِلَیه
درِ نیاز جز به سوی خودش را.
~ کتابجو ~
از لحاظ تعلیم و تربیت، این عالیترین متد تعلیم و تربیت است. بهجای اینکه به بچه امر و نهی کنی که تو باید این کار را بکنی، تو باید آن کار را نکنی؛ بکنی و نکنی... توصیف کن کسی را که این کارها را میکند و این کارها را نمیکند؛ به جای امر، جمله خبری به او بگو تا او خودش را مأمور نیابد، خودش را انسانی بیابد که دارد آگاهی نسبت به حقیقت پیدا میکند.
نون صات
عشق چیست؟ صدها تعریف در باره عشق کردهاند و میشود کرد، اما آنچه به نظر من بهترین و عمیقترین تعریف از عشق است، این است که عشق زاییده تنهایی است و تنهایی نیز زاییده عشق است.
~ کتابجو ~
اگر شاگردی یک چرا بگوید همه وحشتشان میگیرد که گفتهاست «چرا؟ »؛ مثل اینکه فاجعهای ایجاد شدهاست! هیچکس قدرت تحمل یک عقیده مخالف را ندارد
~ کتابجو ~
اما[ دیدید ]اسلام، فرهنگ شیعی، از میان صدها صفت که ممکن است برای امامش به عنوان تعظیم او، به عنوان تعریف او، به کار ببرد[ چه میگوید ]؛ در تاریخ بشری همواره عادت و سابقه ذهنی داشتیم که یک رهبر، یک پیشوا، جبار باشد، متکبر باشد، مستبد باشد؛ در عوض در این سیستم، در این فرهنگ، در این ایمان، امام، جبار نیست، بلکه سجاد است.
azam sadat
کسی که بهتر از هر کس دیگری میتواند از او سخن بگوید[ «امام جعفر صادق» ـ علیهالسلام ـ ]این است:
کان رَسولُ اللّهِ یجْلِسُ جُلُوسَ الْعَبْدِ وَ یأْکلُ أَکلَ الْعَبْدِ وَ یعْلَمُ أَنَّهُ الْعَبْدُ.
رسول خدا نشست و برخاست میکرد مثل نشست و برخاست یک بنده، غذا میخورد مثل غذا خوردن یک بنده و اصلاً میدانست که یک بنده است.
این بزرگترین تجلیل، از مقام بزرگترین موجودی است که در عالم هست، با بینش و با ملاکهای ارزشی خاصی که در فرهنگ اسلامی است، برای امام و رهبر.
azam sadat
در نظر کنونی تو، معنی امام حسین ـ علیهالسلام ـ و قیام او به عنوان قیامی است که از صبح عاشورا تا بعد از ظهرش طول کشیده. زیارت وارث را که بخوانی[ این معنی ]از اول انسانیت تا آخر تاریخ گسترش پیدا میکند.
azam sadat
نیایش بر خلاف تخدیر که به ضعف و مرگ منتهی میشود، نیروزا، نشاطانگیز و عامل شکفتگی احساسها، عاطفهها و استعدادهای مرموز درون روح آدمی است و بعد میگوید: «هیچ دری را نیایش نمیزند، مگر اینکه به رویش گشوده میشود»
نون صات
: جامعه متمدن، انسان وحشی.
مسلما[ وضع ]بشریت[ کنونی ]در تمدن و علم و رشد عقلی و منطق و آگاهی اجتماعی و در اینکه میتواند زندگی کند و بهتر از همیشه میداند که چگونه باید زندگی کند و نیز در تسلطش بر طبیعت، بیسابقه، بینظیر و شگفتانگیز است؛
نون صات
همان طوری که عقل بزرگترین عامل در تمدنسازی جامعههای بشری بوده و جامعه متمدن ساختهاست، عشق نیز بزرگترین عاملی بوده که انسان متمدن ساختهاست.
نون صات
و الْحَمدُ لِلّهِ الَّذیِ أغْلَقَ،
سپاس خداوندی را که قفل زدهاست؛
چی را؟
عَنّا بابَ الحاجَةِ اِلاّ اِلَیه
درِ نیاز جز به سوی خودش را.
هر در دیگری را بر روی ما بست، اصلاً نمیشود از دیگری چیزی خواست، اگر هم بروی بخواهی چیزی به تو نمیدهند، اصلاً درها بستهاست.
نون صات
همان طوری که عقل بزرگترین عامل در تمدنسازی جامعههای بشری بوده و جامعه متمدن ساختهاست، عشق نیز بزرگترین عاملی بوده که انسان متمدن ساختهاست
ali kasmaei
عشق چیست؟ صدها تعریف در باره عشق کردهاند و میشود کرد، اما آنچه به نظر من بهترین و عمیقترین تعریف از عشق است، این است که عشق زاییده تنهایی است و تنهایی نیز زاییده عشق است.
saeedi
انسان، گرفتار چهار زندان است. زندان اول طبیعت است که ما را بر اساس قوانین خودش میسازد. انسان یعنی آن اراده و آن من که میتواند انتخاب کند، که میتواند خلق کند، که میتواند بیندیشد و بسازد. این طبیعت ما را مثل حیوان و مثل نبات بر اثر قوانین خودش میسازد. دوم تاریخ است. تاریخ دنباله جریانات گذشته، بر روی من و ماهیت من اثر میگذارد. سوم، جامعه است. نظام اجتماعی ایران، روابط طبقاتیاش، اقتصادش و تحولاتش و امثال اینها روی من اثر میگذارد. چهارم، زندان خویشتن است که آن منِ انسانی آزاد را در خود زندانی میکند.
saeedi
با عشق، تنها با عشق میتوان از چهارمین زندان آزاد شد.
saeedi
دعا در چهره مردانی مثل علی زیباست که از شمشیرش مرگ میبارد و از زبانش، عاجزانه، ناله و از چشمش، اشک. این زیباست.
saeedi
[ ثانیا ]دعا برای آن نیست که جانشین مسئولیتهای انسانی و عقلی خودمان بکنیم.
saeedi
شهادت به معنای خوب مردن است
saeedi
حجم
۴۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
حجم
۴۴٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان