جملات زیبای کتاب اندکی وسیع تر از تمام جهان | طاقچه
تصویر جلد کتاب اندکی وسیع تر از تمام جهان

کتاب اندکی وسیع تر از تمام جهان

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۳ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۱۷
جملگی در پی آن‌اند و نمی‌یابند و من به تنهایی یافتم چرا که در پی یافتن‌اش نیستم.
bec san
۱۰
تو تنهایی و هیچ‌کس این را نمی‌داند خاموش باش و تظاهر کن. لیک بدون تظاهر، تظاهر کن. امید به چیزی اصلاً در تو نیست. هر انسانی چیزی در خود نهان دارد. تو صاحب خورشیدی اگر باشد. صاحب درختانی اگر در جستجوی درختانی صاحب بختی اگر از آنِ تو باشد.
bec san
۳
عاشق چیزی هستم که می‌بینم چرا که یک روز یارای دیدن آن‌ام نیست. همین را دوست دارم چرا که هست. در این دمِ آرام که احساس می‌کنم خودم را دوست‌داشتن را بیش‌تر از بودن تمام هستی و خودم را دوست دارم خدایان نخستین هیچ‌چیز دیگری نمی‌توانند به من ببخشند باید بازگردانده شوند آنان ـ که هیچ نمی‌دانند.
کاربر ۳۷۹۰۰۴۵
۳
در بگشای بر آن که بر در نمی‌کوبد!
bec san
۲
همه آنچه از خدایان می‌خواهم به من ببخشند این است که چیزی از آنان نخواهم. سعادت، یوغی است و شادمانی سرکوب می‌شود چرا که شکلی از احساس است. نه آسایش می‌خواهم نه اندوه خواهان هستیِ آرام و زلالِ فرازِ درخت چنارم آنجا که انسان، شادمان یا اندوهگین است.
bec san
۲
ساختمان‌های بزرگ شهر چشم‌اندازها را می‌بندند افق را پنهان می‌کنند نگاه ما را از آسمان گشوده دور می‌دارند کوچک‌مان می‌سازند چرا که تمام گستره را در چشم‌های ما دور می‌کند و مسکین‌مان می‌سازند چرا که تنها ثروت ما به دیده می‌آید.
Ardalan
۱
بسا چیزها دیده‌ام و بسا بارها فهمیده‌ام از آنچه دیده‌ام در خستگی هم لذتی است که همین‌ها را برای ما به ارمغان می‌آورد که در انتهای سر هنوز چیزی می‌خورد.
کاربر ۳۷۹۰۰۴۵
۱
می‌دانم تنهایم و چه پر آسیب است تنهایی این قلب بدون ایمان بدون قانون، بدون موسیقی، بدون فکر. تنها من، تنها من، و هیچ‌یک را نمی‌توانم بر زبان بیاورم چرا که احساس همچون آسمان است ـ هیچ در آن پیدا نیست.
bec san
۰
ردیف درختان در دوردست، به جانب سراشیب... اما ردیف درختان یعنی چه؟ فقط درختان‌اند. «ردیف» و «درختانِ» جمع نام‌اند، نه اشیاء. موجود غمگین بشری که همه‌چیز را به نظم درمی‌آورد از چیزی به چیزی خط می‌کشد بر درختان واقعی نام می‌نهد و مدارهای طول و عرض جغرافیایی را ترسیم می‌کند بر زمین معصوم که بس سرسبزتر است و سرشار از گل‌هاست.
کاربر ۳۷۹۰۰۴۵
۰
نمی‌دانم چند روح دارم. ماه به ماه عوض می‌شوم همیشه شبیه غریبه‌ای بوده‌ام هرگز خودم را ندیده یا نیافته‌ام.
کاربر ۳۷۹۰۰۴۵
۰
دوباره با حیرت می‌خوانم: «این من‌ام؟» خدا می‌داند. چرا که همین جمله مکتوب اوست.
کاربر ۳۷۹۰۰۴۵
۰
روز را به‌تمامی بیهوده سرمی‌کنم سرم درد می‌کند اوضاع اسفباری است برای یک شاعر!
کاربر ۳۷۹۰۰۴۵
۰
انسان حیوان نیست: گوشتی است صاحب هوش گرچه مستعد بیماری است.
کاربر ۳۷۹۰۰۴۵
۰
تو تنهایی و هیچ‌کس این را نمی‌داند خاموش باش و تظاهر کن. لیک بدون تظاهر، تظاهر کن. امید به چیزی اصلاً در تو نیست. هر انسانی چیزی در خود نهان دارد. تو صاحب خورشیدی اگر باشد. صاحب درختانی اگر در جستجوی درختانی صاحب بختی اگر از آنِ تو باشد.
کاربر ۳۷۹۰۰۴۵
۰
همه آنچه از خدایان می‌خواهم به من ببخشند این است که چیزی از آنان نخواهم. سعادت، یوغی است و شادمانی سرکوب می‌شود چرا که شکلی از احساس است. نه آسایش می‌خواهم نه اندوه خواهان هستیِ آرام و زلالِ فرازِ درخت چنارم آنجا که انسان، شادمان یا اندوهگین است.