جملات زیبا از متن کتاب و انکار انجیل من است | طاقچه
تصویر جلد کتاب و انکار انجیل من است

کتاب و انکار انجیل من است

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۰ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۳۰
نسلی که تمامی ترانه‌هایم را به او بخشیده‌ام هنوز به دنیا نیامده است
جو مارچ
۱۵
دروغ گفتند هنوز هم مسیرم هم‌چنان مسیر من است هنوز هم جنونی که راهبری‌ام می‌کند سلطان جنون است
جو مارچ
۱۳
جیغ می‌کشم تا یقین یابم که تنهایم، تنها من و این تاریکی.
جو مارچ
۴
عاشقانه در ظلمت جهّنم غلت می‌زنم با این همه، سنگی درخشان‌ام که مرا بر بستر خدای کهن با زنان پیشگو وعدهٔ دیدار است. حرف‌هایم تندبادی است که زندگی را به لرزه می‌افکند و آوایم شراره. من زبان خدایی هستم که می‌آید من افسونگر غبارم.
جو مارچ
۴
وطن‌ام در برهوتی خشک ریشه می‌دواند. آیا این آینده است؟ نه، من به این آینده تعلق ندارم.
alii.ariafard
۲
سال‌ها در شهر فریاد زدم: ای پوست جهان میان دستان‌ام. سال‌ها زیر لب ترانه‌ام را در آتشی گل‌رنگ پیِ کشتی زمزمه کردم همه یا هیچ. نوادگان کوچک‌ام خسته شدم! از خویشتن، از دریاها، برایم صندلی بیاورید.
Lily the Flower
۲
با رازهایی که دارم بر تار عنکبوت راه می‌برم با رازهایی که دارم زیر پلک‌های خدایی نامیرا می‌زیم من عاشق‌ام، در رخسار و صدای خویش ساکن‌ام با رازهایی که دارم نسلی می‌آید که بعد از مرگ‌ام از آن من است.
فاطمه.💘
۱
من پرچمی آویزان به پلک‌های ابرِ گریزان و باران غم‌انگیزم
فاطمه.💘
۱
خود را درخت زیتون خواندیم و خیابان را سرآغازی برای آفتاب، باد امّا رخصت عبور بود و گنجشک راهی...
فاطمه.💘
۰
من از آن‌جا می‌آیم از سرزمین ریشه‌های بی‌حاصل اسب‌ام شکوفهٔ خشکی است و راه‌ام بسته.
فاطمه.💘
۰
من از مسیرِ ناشناخته نمی‌هراسم من بادی گرم و سوزان‌ام به‌سان صدف: با گوری کنده شده زیر رخسارم.
فاطمه.💘
۰
اندوه‌های شاعر مثل عروسی است که نه سوری دارد و نه سرایی.
فاطمه.💘
۰
می‌پژمرد گل سرخ گاه تسلیم شدن به آفتاب. باد، مرده‌ریگ غباری زرین می‌شود و زمین از تکه‌تکه‌شدن‌هایش می‌گوید: این پژواکِ آواز من است.
فاطمه.💘
۰
سرزمین‌ام مستی است ـ که شانه‌هایش دو شهریار از مروارید و جنایت است.
فاطمه.💘
۰
گویی تاریخ خویشتن را در چشم‌هایم می‌شوید و روزها به‌سان میوه‌ها در دستان‌ام فرو می‌افتند...
فاطمه.💘
۰
این تاریخ ابرهای متراکمی است و مردم خونی دَلَمه بسته‌اند و روزها گورهایی است.
فاطمه.💘
۰
خواب می‌بیند برمی‌خیزد، و به‌سان دریا فرو می‌ریزد ـ تا از رازها جلو بزند تا آغازگرِ آسمان خویش باشد در انتهای آسمان.
فاطمه.💘
۰
کدامین غریبه زیر پوست من است؟