
Mohammad
۳۰
نسلی
که تمامی ترانههایم را به او بخشیدهام
هنوز به دنیا نیامده است
جو مارچ
۱۵
دروغ گفتند
هنوز هم مسیرم همچنان مسیر من است
هنوز هم جنونی که راهبریام میکند
سلطان جنون است
جو مارچ
۱۳
جیغ میکشم
تا یقین یابم که تنهایم،
تنها من و این تاریکی.
جو مارچ
۴
عاشقانه در ظلمت جهّنم غلت میزنم
با این همه، سنگی درخشانام
که مرا بر بستر خدای کهن
با زنان پیشگو وعدهٔ دیدار است.
حرفهایم
تندبادی است
که زندگی را به لرزه میافکند
و آوایم شراره.
من زبان خدایی هستم که میآید
من افسونگر غبارم.
جو مارچ
۴
وطنام
در برهوتی خشک ریشه میدواند.
آیا این آینده است؟
نه،
من به این آینده تعلق ندارم.
alii.ariafard
۲
سالها در شهر فریاد زدم:
ای پوست جهان میان دستانام.
سالها زیر لب ترانهام را
در آتشی گلرنگ
پیِ کشتی زمزمه کردم
همه یا هیچ.
نوادگان کوچکام
خسته شدم!
از خویشتن، از دریاها،
برایم صندلی بیاورید.
Lily the Flower
۲
با رازهایی که دارم
بر تار عنکبوت راه میبرم
با رازهایی که دارم
زیر پلکهای خدایی نامیرا میزیم
من عاشقام،
در رخسار و صدای خویش ساکنام
با رازهایی که دارم
نسلی میآید
که بعد از مرگام از آن من است.
