
بریدههایی از کتاب با علی در صحرا
۴٫۷
(۲۰)
هرچند که گوینده با گفتن خویش سبُک خواهد شد، باید پذیرفت که مخاطب کمطاقت، باری سنگین بر دوش خواهد گرفت. اینجاست که امام (ع) میفرماید: آنجا که قصد از سخن سبکبارشدن دل باشد، بهتر آن است که چاه و دیوار را مخاطب خویش قرار داد، نه انسان نامناسب را،
محمدرضا
هر فردی که بدون شناخت دنبال کسی رفت، آنقدر عمرش طولانی میشود که از او جدا شود.
miknow
آنکس که برای آخرت خود کاری نکرده است و از فکر روز حساب احساس رنج میکند، بهطور طبیعی به انکار معاد روی میآورد تا این رنج را تسکین بخشد؛ چون وقتی دستش را خالی ببیند، احتمال نبود قیامت تسکیندهنده خواهد بود.
Samaneh J
امام (ع) میفرماید: آنجا که قصد از سخن سبکبارشدن دل باشد، بهتر آن است که چاه و دیوار را مخاطب خویش قرار داد، نه انسان نامناسب را،
مریم
بهموجب آن تقوا، فرد نوری حاصل کرده باشد که فرق بین حق و باطل را بازشناسد.
طاهره
کمیل، «دل» ها به «ظرف» ها میمانند
و آن دل که «ظرفیتی» بیش دارد، بهترین است.
محمدرضا
علم همچون «چاه» است و مال مانند «آب حوض»: آب حوض با برداشتن کم میشود؛ چون از حوض تراوش نکرده است؛ بلکه از خارج حوض بهدست آمده و در حوض ریخته شده است. طبیعی است که با خارجشدن آب، حوض خالی میشود؛ همانطور که از ابتدا خالی بود. آب چاه از چاه تراوش میکند؛ لذا با برداشتهشدن آب، مجاری تراوش، رونق و وسعت جدید پیدا میکند و آب بیشتری از آن خارج میشود و درنتیجه، بر مقدار آب چاه افزوده میشود و با برداشتهشدن آب کهنه، آب نو بهجای آن سرازیر میشود، چون آب کهنه مانع حرکت آب تازه بوده است.
sajjadquote
ماندن، «باختن» است.
آبها را که دیدهای؟!
همینکه میمانند، میبازند
و نخست، «رنگِ» خدادادِ خویش را
و «برگ» ها، همینکه رنگ خویش را میبازند و به «زردی» میگرایند، به سقوط آیند و خشک و خشکیده میشوند و زیر لگدِ بادها...
باید رفت
و رفتن را «بریدن» شرط است
از آنچه هست
sajjadquote
علمِ نادرست، موجب جهتگیری نادرست خواهد شد
zahraa_mousaavii
گاه، دل آدمی آن میخواهد که شبی برخیزد به نماز؛ اما توفیق را رفیق نمییابد و اینجاست که خود را سرزنش میکند و این، باعث پیشرفت وی میشود،
حالآنکه اگر بیدار میشد، به غرور میرسید و سقوط میکرد
Samaneh J
علم راه انسان را، آیندهٔ او را، دشمنان و دوستان راه او را نشان میدهد و او را رهبری میکند؛ ولی اگر مال را نگاه بدارد، خودش را خرج مال میکند؛ زیرا عمر و هدف و جان و ایمان و اعتقاد خود را روی آن میگذارد و اگر بخواهد خوب نگهداری کند، چارهای از آن نیست.
Samaneh J
آنجا که قصد از سخن سبکبارشدن دل باشد، بهتر آن است که چاه و دیوار را مخاطب خویش قرار داد، نه انسان نامناسب را
sajjadquote
و آنگاه حضرت به سخنی دیگر رو میآورند و آن این است که ریشهٔ انحراف در بزرگشمردن مال است و اینکه انسان آن را بهتر از علم بداند.
Fatima Ebadi
و کمیل میگوید: امام (ع) دست مرا گرفت و با خود به صحرا برد و مرا گفت:
«یَا کُمَیْلُ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا.»
کمیل، «دل» ها به «ظرف» ها میمانند
و آن دل که «ظرفیتی» بیش دارد، بهترین است.
محمدرضا میرباقری
کمیل، «دل» ها به «ظرف» ها میمانند
و آن دل که «ظرفیتی» بیش دارد، بهترین است.
و ظرفیت دل به آن است که «ثروت» ها دستمایهٔ غرور وی نباشد،
و «رنج» ها و «رنجوری» ها و «مصیبت» ها، شکیبایی وی را از وی نستاند،
miknow
رفاقت با علم و مال هم مانند رفاقت با انسان است. اگر نتوانیم او را عوض کنیم، خودمان عوض میشویم وبرای همین است که در انتخاب رفیق باید دقت کنیم.
Samaneh J
از افتخارات شیعه این است که میگوید مجری قانون باید الهی باشد و از افتخارات مسلمان است که میگوید قانون باید الهی باشد. اگر مردم با هواپیما در یک جهت حرکت کنند و در بین راه برای خلبان حادثهای پیش آید، آیا هر کسی میتواند جای خلبان را بگیرد؟ بپذیریم که اجراکردن مسائل دشوار و دقیق، بهخصوص در زمینهای که پیشتر هیچ سابقهای نداشته است، از خلبانی هواپیما سادهتر نخواهد بود.
محمدرضا میرباقری
ریشهٔ بیاعتقادی هر انسان به خداوند را باید در اعتقاد او به اشیا جستوجو کرد. آنکس که اشیا را چنان میبیند که نیستند، خدا را همچنان خواهد پنداشت که نیست. آنکس که اشیا را وابسته نمیبیند، چطور میتواند قیومی برای آنها قائل شود. هر بزرگبینی دربارهٔ اشیا، نوعی کوچکنگری دربارهٔ خداوند را پیش میآورد، تا آنجا که مستقلدیدن اشیا موجب انکار حق میشود. حتی بزرگبینی دربارهٔ قوانین طبیعی، موجب پندار عجز و ضعف دربارهٔ حق میشود.
کاربر ۷۰۴۹۲۲۶
انسان بهمحض اینکه بیاعتباری دنیا را فهمید و دانست دنیا تاریک است و جای ماندن و دوستداشتن نیست، از دنیا دست میکشد؛ اگرچه خدا و پیامبر را نشناسد. صادق هدایت فقط مقداری از این بیاعتباری را درک کرده بود؛ لذا خود را کشت. برای درک بیاعتباری، روشنی زیادی لازم نیست.
کاربر ۷۰۴۹۲۲۶
و ظرفیت دل به آن است که «ثروت» ها دستمایهٔ غرور وی نباشد،
Taha Anari
اینجاست که امام (ع) میفرماید: آنجا که قصد از سخن سبکبارشدن دل باشد، بهتر آن است که چاه و دیوار را مخاطب خویش قرار داد، نه انسان نامناسب را،
Taha Anari
آنکس که برای آخرت خود کاری نکرده است و از فکر روز حساب احساس رنج میکند، بهطور طبیعی به انکار معاد روی میآورد تا این رنج را تسکین بخشد؛ چون وقتی دستش را خالی ببیند، احتمال نبود قیامت تسکیندهنده خواهد بود.
Taha Anari
علم مثل خوراک است و خوراک فاسد در وجود انسان تأثیر میگذارد.
Taha Anari
پشتکردن به دنیا با تنبلی فرق دارد. ممکن است انسان در دنیا سخت تلاش کند؛ ولی نه برای پرستش دنیا، بلکه برای پرستش خدا.
محمدرضا میرباقری
آنکه «مأیوس» است از جا نمیجنبد و میماند بی هیچ «حرکت»،
و آنکه «مغرور» است، به حرکت، احساس نیازش نیست،
یه داستان باحال، مثل همه شما
اینجاست که امام (ع) میفرماید: آنجا که قصد از سخن سبکبارشدن دل باشد، بهتر آن است که چاه و دیوار را مخاطب خویش قرار داد، نه انسان نامناسب را
마흐사
«دل» ها به «ظرف» ها میمانند
و آن دل که «ظرفیتی» بیش دارد، بهترین است.
و ظرفیت دل به آن است که «ثروت» ها دستمایهٔ غرور وی نباشد،
و «رنج» ها و «رنجوری» ها و «مصیبت» ها، شکیبایی وی را از وی نستاند
sajjadquote
خشوع به درون انسان مربوط است. از آهنگ سخنگفتن فرد میتوانیم بفهمیم که او چه مقامی دارد
artemis
ممکن است کسی بگوید پیروان مکتبهای مختلف، نه ازروی تسکین، بلکه ازروی اعتقاد و باور، بر مکتبهای خود پای میفشارند، نه برای فرار از کار و عمل؛
چون آنها از شکنجهها و از طول زندانها و حتی از کشتهشدنهای فجیع نیز رویگردان نیستند. چگونه میتوان به آنها نسبت فرار از انجام وظیفه را داد؟
در پاسخ باید گفت: درست است که در وضعیت بسیار سخت هم ایستادگی میکنند، ولی خلاف نفس عملکردن برای او دشوارتر است.
زیرا در حین خلاف نفس عملکردن است که انسان احساس بندگی خدا و عبودیت میکند؛
ابن السبیل
میگذارد؛ مثلاً نویسندهای اگر منکر خدا باشد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، ما را بهتدریج بهسوی خود میکشاند. البته اگر برای مقابله بخوانیم، نه از باب همکاری، قطعاً بهضرر ما نخواهد بود.
ما نمیتوانیم بگوییم نه برای مقابله و نه برای همکاری و مدارا، بلکه برای «تحقیق» میخوانیم؛ چون مثل این است که مقدار غذایی که برای تحقیق میچشیم، ممکن است سمی باشد. پس باید در هنگام تحقیق، اگر سمیبودن را در مرحلهٔ اول درک کردیم، با موضعگیری و مقابله ادامه دهیم. محقق باید بینظر باشد. اول باید علم را با احتیاط بچشد و مواظب باشد او را بهطرف خود نکشد. اگر دید سمی است، باید مقابله کند
f.b
