وقتی تمناها شعلهورند و قلب پاک و منزه است، موقعی که نبوغ میخواهد فوران کند، و آدم نمیداند چگونه به این گسترهٔ سیال و شفاف دست یابد، هنگامی که آدم خود را نیرومندتر از دنیا احساس میکند، اما قدرت نشان دادن آن را ندارد، زمانی که زندگیمان تازه آغاز شده و پوشیده از خاطرههای فاجعهآمیز است، اما قلبمان شاد و سبکبار و بالاخره هنگامی که آدم نومید و ناشکیباست و در عینحال لبریز از امید، چه نامی به این پدیدهٔ شگرف میتوان داد؟ این پدیده نام بسیار زیبایی دارد، نامش جوانی است.