آنان دیگر نمیتوانند چون تو از جنگها و رهبران آنها دم بزنند، و با استفاده از نام آنها غارتی را که به نام انقلاب کردهای توجیه کنند، و نیز ثروتی را که به نام دستاورد انقلاب گردآوردهای: به این میاندیشی و تعجب میکنی: آنان چه توجیهی میتوانند برای خود برافرازند؟ در این فکر نیستند، تا آنجا که میتوانند از آنچه برایشان باقی میگذاری بهره میگیرند؛ شاد و خوشبخت زندگی میکنند، وانمود میکنند که قدرت را میدانند و برایت غصه میخورند ــ البته فقط در حضور دیگران، بیش از این نباید توقع داشته باشی ــ در حالی که تو، با چند وجب خاک روی جسدت منتظری؛ منتظری دوباره پاها را روی چهره مردهات حس کنی و آنگاه میگویی:
ــ برگشتند. شکست را قبول نکردند.