
marie
۶
افلاطون میگه هدف فلسفه اینه که یادمون میده چطوری بمیریم.
چیزی برای یادگرفتن نیست جز اینکه ما داریم زندگی میکنیم. مرگ که بیاد، همه برابریم. امتیازش به زندگی همینه.
مهسا
۳
اگه جلو یک مشکل وانایستیم، به بزرگشدنش کمک کردیم، سوبهاش.
marie
۱
پراویدنس در انگلیسی یعنی آیندهنگری ــ آیندهای که به آن میاندیشی پیش از اینکه تجربهاش کنی
Amir Hasany
۱
افلاطون میگه هدف فلسفه اینه که یادمون میده چطوری بمیریم.
fatemeh nabi
۱
بیجولی عمیقترین شرمِ مادرانه را حس میکند، شرم از اینکه نهتنها بعد از مرگ فرزندش هنوز نمرده، بلکه فرزند دیگرش را هم، که هنوز زنده است، از دست داده.
marie
۰
مردم در تاریکی بیدار میشدند تا به سرودهای توسل به دورگا گوش بدهند که با خزیدن نور به آسمان، با چهار فرزندش به زمین هبوط میکرد.
هندوهای بنگالی بر این باور بودند که هر سال در این زمان، دورگا میآید تا نزد پدرش، هیمالیا، بماند. در روزهای پوجو، دورگا شوهرش شیوا را رها میکرد و بعد بار دیگر به زندگی مشترکش بازمیگشت
ایران آزاد
۰
سوبهاش هم آنجا بود، کنار اودایان نشسته بود، ولی خودش را نامرئی میدید. مجاب نمیشد که یک ایدئولوژی وارداتی بتواند مشکلات هند را حل کند. یک سال قبل جرقهای خورده بود، ولی به نظر او لزومآ پشتبندش انقلاب نمیشد.
از خودش میپرسید شاید به خاطر نداشتن جرئت یا قوهٔ تخیل است که زیر بار این حرفها نمیرود. آیا کمبودهایی که خودش هم همیشه از آنها آگاه بود، نمیگذاشت در این ایمان سیاسی با برادرش شریک باشد؟
fatemeh nabi
۰
بعد از مرگش به قانون متوسل نشدند. آنموقع خود قانون بود که به پلیس اختیار داده بود او را بکشد. بیجولی و شوهرش تا مدتی توی روزنامهها دنبال اسم او گشته بودند؛ انگار نیازمند مدرکی یا سندی بودند، حتی بعد از چیزی که با چشمهای خودشان دیده بودند
