مردم در تاریکی بیدار میشدند تا به سرودهای توسل به دورگا گوش بدهند که با خزیدن نور به آسمان، با چهار فرزندش به زمین هبوط میکرد.
هندوهای بنگالی بر این باور بودند که هر سال در این زمان، دورگا میآید تا نزد پدرش، هیمالیا، بماند. در روزهای پوجو، دورگا شوهرش شیوا را رها میکرد و بعد بار دیگر به زندگی مشترکش بازمیگشت