وقتی زاویهٔ دید عیب و ایرادی داشته باشد خوانندگان متوجه آن میشوند؛ اگرچه در این حالتْ آنها دقیقاً نمیتوانند مشخص کنند که اِشکال از زاویهٔ دید است، اما احساس میکنند شخصیتها از آنها دورند یا حس میکنند رمان لَق است یا بهسختی میتوانند به خواندن ادامه دهند یا شاید آنها هنگامِ خواندنِ داستان بگویند: «من اصلاً با قهرمان داستان احساس نزدیکی نمیکنم. راستش من تازه در فصل چهارم حدس زدم قهرمان اوست. تعدادِ شخصیتهای داستان چقدر زیاد است!» اینها همه نشانهٔ عیب و ایراد زاویهٔ دید است که میتوان آنها را با تجزیه و تحلیل و بازنویسی بیشتر درست کرد.