جملات زیبای کتاب مهمان نوازی ملی | طاقچه
تصویر جلد کتاب مهمان نوازی ملیsubscriptionAvailable

کتاب مهمان نوازی ملی

مجموعه داستان

نوع کتاب
۲.۶ امتیاز(از ۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
عزیز نسین، غلامعلی لطیفی
انتشارات: 
فرهنگ معاصر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Dot
۳
حالا چرا دیوانه‌ها از من خوششان می‌آید؟ آیا مرا هم یکی از خودشان می‌دانند؟ نمی‌دانم. اما راستش، بلاهایی که عقلِ کل‌ها بر سرم آورده‌اند از دیوانه‌ها هیچوقت ندیده‌ام.
Dot
۲
روزگاری در یکی از ولایات دوردست، پادشاهی بود که دوست داشت سرزمینش پر از خبرچین و راپرتچی باشد. در این سرزمین از هر سه نفر از اهالی یک نفر خبرچین و خفیه‌نویس رسمی دولتی بود. از دو سوم باقی‌مانده هم بیشتر از نصفشان خبرچین غیر رسمی بودند. غیر از خبرچین‌های رسمی و غیر رسمی، خبرچین‌های داوطلب هم بودند. مابقی اهالی هم به کار خبرچینی، به عنوان یک سرگرمی مفید و مفرح برای گذران اوقات فراغت علاقه وافری نشان می‌دادند.
Dot
۰
اگر آزادی عقیده وجود داشته باشد، شما هم مجبورید به باورهای من، احترام بگذارید. دلم به حالتان می‌سوزد.‌
Dot
۰
دلیل این که چرا بعضی سیاستمداران را به اسب‌های مهتر تشبیه کرده‌ام متوجه شده‌اید. چون این‌ها هم به خودی خود راه نمی‌روند. نمی‌روند؛ مگر این که سیاستمداری در مقابلش حرکت کند که در سایه‌اش حرکت کنند.
Dot
۰
در ادبیات جهان، هنر و تاریخ فلسفه، چهل‌پنجاه اسم مهم وجود دارد که بیشتر مردم، بدون این‌که آثار آنان را خوانده باشند، به هم‌جنس‌باز بودن آنان و این که آیا فاعل بوده‌اند یا مفعول خیلی بیشتر از آثارشان علاقه نشان می‌دهند
Dot
۰
همیشه و همه جا، یک نفر که به دفاع از حق کسی صدا بلند کند بقیه هم هم‌صدا می‌شوند.
ایران آزاد
۰
هیچ وقت کسی به بچه‌ها نمی‌گوید: «یالّا به رختخواب!‌»‌. چون در بنیاد نسین قاعده و قانونی که از سوی دیگران وضع شده باشد وجود ندارد. هرکس خودش عقل دارد. هرکس قاعده و قانونش را خودش می‌گذارد و خودش مسئول خودش است. به کوچکترها هم آموخته می‌شود که مسئولیت‌های خودشان را خودشان تعیین کنند.
ایران آزاد
۰
اگر وصیت‌نامه‌ام را می‌توانستم بنویسم، مادّه سومش این موضوع قبر می‌بود. اندیشه‌هایم منحصراً مخصوص خودم است و نمی‌خواهم به آن عمومیت بدهم. دیگران هرطور می‌خواهند سنگ قبرشان را بسازند. اما من نمی‌خواهم اصلاً قبر داشته باشم. بعد از مرگ انسان، به بقای روح اعتقاد ندارم که مزارش معنا و ضرورت داشته باشد. بعد از این که دانشجویان پزشکی آموزش‌های لازم را از جسدم دریافت کردند، میخواهم بدون برگزاری هیچ مراسمی در یکی از گوشه‌های باغچه بنیاد نسین، بدون نهادن هیچ سنگ یا ایجاد هر نوع برجستگی به عنوان نشانه و علامت، به خاک سپرده شوم. گل و این چیزها هم گذاشته نشود.