جملات زیبای کتاب آخرین شیطان | طاقچه
تصویر جلد کتاب آخرین شیطان

بریده‌هایی از کتاب آخرین شیطان

انتشارات:نشر ماهی
امتیاز
۳.۹از ۵۶ رأی
۳٫۹
(۵۶)
«دنیا شناختنی نیست و حقیقتی هم وجود ندارد. همان‌طور که نمی‌توانی با بینی‌ات شوری نمک را حس کنی و بوی بلسان را با گوشَت نمی‌شنوی و صدای ویولن را با زبانت نمی‌چشی، عقل آدمی هم گنجایش فهم جهان را ندارد.»
shima
«خدا می‌داند! گاهی روحی از آسمان‌ها به زمین می‌آید که باید شتابان رسالت خود را به انجام برساند. فکر می‌کنید چرا بعضی نوزادان به دنیا می‌آیند تا فقط یک روز عمر کنند؟ هر روحی به زمین هبوط می‌کند تا خطایی را تصحیح کند. داستان روح‌ها مثل داستان دستنویس‌هاست؛ ممکن است کم‌غلط یا پرغلط باشند. هرچه در روی زمین غلط است باید تصحیح شود. عالم شر عالم تصحیح است و این است پاسخ همهٔ سؤالات.»
Mo0onet
اصولا حتی وقتی ذره‌ای از حقیقت آشکار نمی‌شود، آدم‌ها به پذیرفتن بزرگ‌ترین دروغ‌ها هم تن می‌دهند. خود حقیقت هم معمولا چنان پنهان می‌شود که هرچه بیش‌تر دنبالش بگردی، از دستت دورتر می‌شود.
Mo0onet
رازهایی هستند که دل نمی‌تواند آن‌ها را با لب در میان بگذارد. آدمی این رازها را با خود به گور می‌برد. درختان بید آن‌ها را زمزمه می‌کنند و کلاغ‌ها آن‌ها را به قارقار می‌گویند و سنگ لحد در سکوت از ایشان حرف می‌زند، اما به زبان سنگ‌ها. مردگان روزی برخواهند خاست، اما رازهایشان تا انقراض نسل بشر برای قضاوت نزد قادر مطلق خواهند ماند.
Mo0onet
زِیدِل کم‌کم می‌فهمید که حتی در میان امت‌ها هم موانعی در کار است. روحانیت دلش بیش‌تر برای طلا می‌رفت تا برای خدا
Mo0onet
به قول معروف، خدا ما را از شر همهٔ چیزهایی که می‌توانیم به آن عادت کنیم حفظ کند!
سارگل
«وسوسهٔ زِیدِل به گناه؟ آدمی که نه اهل شکم است، نه چشمش دنبال زن و نه درگیر سودا و تجارت، دیگر چه گناهی دارد بکند؟» من حتی کفر و ارتداد را هم قبلا آزموده بودم. یاد آخرین گفت‌وگویم با زِیدِل افتادم. «بیا فرض کنیم، خدای نکرده، خدا وجود ندارد. خب که چه؟ در این صورت، عدم او خود خصلت الهی خواهد داشت. تنها خدا، یعنی علت‌العلل، قادر به عدم است.» «اگر خالقی در کار نباشد، تو برای چه عبادت می‌کنی و دود چراغ می‌خوری؟» «می‌خواهی چه کار کنم؟ بروم ودکا بخورم و با دختران امت‌ها برقصم؟» راستش جوابی نداشتم به این حرف بدهم، درنتیجه او را به حال خودش گذاشتم
nmroshan
در مقام یک شیطان، شهادت می‌دهم که دیگر شیطانی باقی نمانده است. وقتی انسان خودش شیطان است، دیگر چه نیازی به شیطان؟ چرا باید کسی را که نزده می‌رقصد به گناه ترغیب کرد؟ من آخرینِ ترغیب‌کنندگان هستم.
محمدرضا
«من که هم دنیا و هم عُقبی را از دست داده‌ام، پس دیگر چرا خودم را بگیرم؟ اگر راهی به بالا نیست، آدم باید برود پایین.»
javadazadi
وقتی دروغ اول را گفتی، باید دروغ‌های بعدی را هم بگویی.
شاهین احمدی
از گذشته‌ها برایش هیچ نمانده بود، الا رازی که نه هرگز می‌شد به زبان آورد و نه کسی آن را باور می‌کرد. رازهایی هستند که دل نمی‌تواند آن‌ها را با لب در میان بگذارد. آدمی این رازها را با خود به گور می‌برد. درختان بید آن‌ها را زمزمه می‌کنند و کلاغ‌ها آن‌ها را به قارقار می‌گویند و سنگ لحد در سکوت از ایشان حرف می‌زند، اما به زبان سنگ‌ها. مردگان روزی برخواهند خاست، اما رازهایشان تا انقراض نسل بشر برای قضاوت نزد قادر مطلق خواهند ماند.
nmroshan
ایساک آمشینووِر پرسید: «خب حالا این ینوکا واقعآ که بود؟» «خدا می‌داند! گاهی روحی از آسمان‌ها به زمین می‌آید که باید شتابان رسالت خود را به انجام برساند. فکر می‌کنید چرا بعضی نوزادان به دنیا می‌آیند تا فقط یک روز عمر کنند؟ هر روحی به زمین هبوط می‌کند تا خطایی را تصحیح کند. داستان روح‌ها مثل داستان دستنویس‌هاست؛ ممکن است کم‌غلط یا پرغلط باشند. هرچه در روی زمین غلط است باید تصحیح شود. عالم شر عالم تصحیح است و این است پاسخ همهٔ سؤالات.»
کاربر ۴۵۵۱۰۳۳
«اسم تو مثل عطرِ ریخته است...»
کاربر نیوشک
آدم وقتی به گناه می‌افتد، باید تا می‌تواند لذت ببرد.
سارگل
وقتی آدم الف را گفت، دیگر باید ب را هم بگوید. افکار به الفاظ می‌انجامند و الفاظ به اعمال.
سارگل
خود حقیقت هم معمولا چنان پنهان می‌شود که هرچه بیش‌تر دنبالش بگردی، از دستت دورتر می‌شود.
سارگل
مادربزرگ من همیشه می‌گفت "شکم آدم خندق بلاست!"
شاهین احمدی
کتاب باید پرده‌های دل آدم را بلرزاند، وگرنه حیف وقت که برای خواندنش بگذاری.
شاهین احمدی
وقتی آدم الف را گفت، دیگر باید ب را هم بگوید. افکار به الفاظ می‌انجامند و الفاظ به اعمال.
شاهین احمدی
خدا ما را از شر همهٔ چیزهایی که می‌توانیم به آن عادت کنیم حفظ کند!
شاهین احمدی
آن رسالهٔ الرّد علی التلمودیهٔ راستین هنوز نوشته نشده بود
shima
رازهایی هستند که دل نمی‌تواند آن‌ها را با لب در میان بگذارد. آدمی این رازها را با خود به گور می‌برد. درختان بید آن‌ها را زمزمه می‌کنند و کلاغ‌ها آن‌ها را به قارقار می‌گویند و سنگ لحد در سکوت از ایشان حرف می‌زند، اما به زبان سنگ‌ها. مردگان روزی برخواهند خاست، اما رازهایشان تا انقراض نسل بشر برای قضاوت نزد قادر مطلق خواهند ماند.
sahar
تجربه نشان داده است که از بین همهٔ تله‌هایی که ما استفاده می‌کنیم، سه تایشان بی‌بروبرگرد جواب می‌دهند ــ شهوت، غرور و طمع. هیچ‌کس نیست که بتواند از هرسه این‌ها قسر دربرود، تو بگو حتی خود حاخامِ تسوتس. از این سه، تور غرور از همه محکم‌تر است.
سارگل
من، به قول معروف، اهل تعارف نیستم. بالاخره وقتی چشم آدم به کسی می‌افتد، یا طرف دوست است یا نیست. اگر نیست که گور پدرش.
شاهین احمدی
گاهی روحی از آسمان‌ها به زمین می‌آید که باید شتابان رسالت خود را به انجام برساند. فکر می‌کنید چرا بعضی نوزادان به دنیا می‌آیند تا فقط یک روز عمر کنند؟ هر روحی به زمین هبوط می‌کند تا خطایی را تصحیح کند. داستان روح‌ها مثل داستان دستنویس‌هاست؛ ممکن است کم‌غلط یا پرغلط باشند. هرچه در روی زمین غلط است باید تصحیح شود. عالم شر عالم تصحیح است و این است پاسخ همهٔ سؤالات.
شاهین احمدی
خدا زیاد به آدم‌ها مهلت می‌دهد، اما به وقتش خوب مجازاتشان می‌کند.
شاهین احمدی
از معصیت معصیت می‌زاید.
شاهین احمدی
وقتی انسان خودش شیطان است، دیگر چه نیازی به شیطان؟ چرا باید کسی را که نزده می‌رقصد به گناه ترغیب کرد؟ من آخرینِ ترغیب‌کنندگان هستم.
شاهین احمدی
مرگ دیگران را چنان عزیز انگار که گویی مرگ خود توست.
شاهین احمدی
تیشویتس دهکدهٔ دورافتاده‌ای است رهاشده به امان خدا. حتی حضرت آدم هم حاضر نبود در حد یک قضای حاجت این‌جا توقف کند. دهکده به قدری کوچک است که اگر یک گاری داخلش شود و اسب به بازار ده برسد، چرخ‌های عقب گاری هنوز توی باجهٔ راهداری هستند. از روز عید سوکوت تا نهم ماه آو، تیشویتس پر از گل ولای است. بزهای ده حتی لازم نیست برای جویدن پوشال بام‌ها ریششان را بجنبانند. مرغ‌ها وسط خیابان می‌خوابند و پرنده‌ها در کلاه زن‌ها آشیانه می‌کنند. در کنیسهٔ خیاط‌های ده، برای آن‌که تعداد نمازگزاران به حد نصابِ عدد ده برسد، یک بز نر را می‌آورند.
nmroshan