برخلاف آنچه کتب درسی ما میگوید، اقتصاد عمدتآ رشتهای تجویزیست. اقتصاد نهتنها جهان را ] چنانکه هست[توصیف میکند، بلکه مرتبآ درباره اینکه جهان چهگونه باید باشد نیز سخن میگوید (اقتصاد باید اثربخش باشد، آرمانی درباره رقابت کامل داریم، آرمان رشد فراوان تولید ناخالص داخلی در دوره تورم اندک، کوشش برای دستیابی به رقابتپذیری شدید...). برای این منظور، الگوها و حکایتهای امروزی را میآفرینیم، اما این الگوهای غیرواقعی (معمولا بهصورت آگاهانه) ربط چندانی به جهان واقعی ندارد. یک نمونه هرروزه: اگر اقتصاددانی در تلویزیون به سؤالی ظاهرآ بیضرر در مورد سطح تورم پاسخ میدهد، بلافاصله سؤال دومی مطرح میشود (که اقتصاددان معمولا خودش بیآنکه از او بپرسند مطرح میکند) از این قرار که آیا سطح تورم خوب است یا بد، و آیا تورم باید بالاتر باشد یا پایینتر. حتی در مورد این سؤال فنی، تحلیلگران بیدرنگ از خوب و بد حرف میزنند و قضاوتهای تجویزی را مطرح میکنند: باید پایینتر (یا بالاتر) باشد