میرزا روبات به طرف رباب رفت و روی زانوی خود نشست تا از او خواستگاری کند. با اعلام جواب مثبت رباب، میرزا یک حلقه واشر در انگشت او فرو کرد. واشر کوچک بود، اما چون پلاستیکی بود جا باز کرد. حاج نصرت گفت: «به میمنت این پیوند خجسته، طویله منزلم را به این زوج جوان خواهم داد تا زندگی مشترک خود را با افتخار آغاز کنند.»