
بریدههایی از کتاب خاک غریب
نویسنده:جومپا لاهیری
مترجم:امیرمهدی حقیقت
ویراستار:مهدی نوری
انتشارات:نشر ماهی
دستهبندی:
امتیاز
۳.۸از ۲۸ رأی
۳٫۸
(۲۸)
ولی مرگ هم قدرت داشت او را به بهت و حیرت و حس شکوه بیندازد؛ حالا روما این را خوب میدانست ــ صرفِ همینکه آدم میتواند سالها و سالها زنده باشد، فکر کند و نفس بکشد و غذا بخورد، پر باشد از میلیونها دغدغه و فکر و احساس، بخشی از فضای دنیا را اشغال کند، و بعد، در یک لحظه، دیگر نباشد و پاک ناپدید شود.
الی
از این مراسم خوشش میآمد؛ با وجود اینکه خورشید هنوز غروب نکرده بود، مراسم چایگذاشتن یکجورهایی بهرسمیتشناختنِ پایان روز و آغاز شب بود.
الی
میدانست که یک نیمنگاه بهسمتی اشتباه میتواند از بالای صخره پرتش کند پایین.
الی
آدمیزاد هم مثل سیبزمینی است، اگر نسل اندر نسل
در همان خاک بیقوت بکارندش خوب رشد نمیکند.
کاربر نیوشک
به نظر میآمد هردوتا خواهر با مرگ آشنایی دارند. با وجود شنگولی و سرحالیشان، در قیافه و رفتار دخترها چیزی اثر گذاشته بود ــ چیزی که زودتر از وقت شکسته شده بود و بازسازی هم نشده بود.
fatemeh nabi
مادر از توی صندلی جلو گفته بود «نرید. خیلی دوره. من دیگه هیچوقت نمیبینمتون.» شش ساعت بعد از گفتن این جمله مُرده بود.
الی
این تنهایی نبود که بیشتر از هر چیز برایش جاذبه و لذت داشت، تنها چیزی که هرقدر گذرا و کممایه، آدم را متعادل و معقول نگه میداشت؟
الی
به نظر آنها بچههاشان از همهٔ سختیها و لطمههایی که خودشان در هند پشت سر گذاشته بودند، در امان بودند؛ انگار واکسن متخصصان اطفال به سودا و راهول در نوزادیشان، زندگیای فارغ از درد و مصیبت را هم برایشان تضمین کرده بود.
الی
سودا از خانوادهاش برای راجر تصویری مبهم ترسیم کرده بود و راجر آن را مثل نوشتهٔ روی لبهٔ پشتِ جلد پذیرفته بود؛ به عنوانِ چیزی از سودا ولی بکر و نادیدنی، که تاخورده بود توی یک کتاب.
الی
آمیت نمیخواست هیچکدام آنها را تغییر دهد. با این حال بخشی از وجودش گاهی آرزو میکرد برگردد به ابتدای رابطهاش با مگان، فقط و فقط به خاطر لذتِ انتظارکشیدن و تجربهکردنِ دوبارهٔ همهٔ آن چیزها.
fatemeh nabi
«این بدترین قسمته. تو نفست رو حبس کردهٔ فکر میکنی «الان میرسه الان میرسه.» راستیراستی بدترین جاش همینه، هم برای تو، هم واسه خودش.»
fatemeh nabi
به نظر میآمد هردوتا خواهر با مرگ آشنایی دارند. با وجود شنگولی و سرحالیشان، در قیافه و رفتار دخترها چیزی اثر گذاشته بود ــ چیزی که زودتر از وقت شکسته شده بود و بازسازی هم نشده بود.
fatemeh nabi
حجم
۳۳۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۷
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه
حجم
۳۳۴٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۷
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه
قیمت:
۹۰,۰۰۰
۶۳,۰۰۰۳۰%
تومان